بایگانی نویسنده: پریسا

جمعه شب با طعم خیال!

جمعه شب. آخ جون! عاقبت یکی از بازی های قدیمی که دوستش داشتم رو از داخل یکی از هاردهام گیر آوردم و نصبش (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 6 دیدگاه

مهر!

5شنبه بعد از ظهر. درس و درس و درس. شنبه کلاس اسکایپیم تعطیله. استاد باید بره سمینار. زمان خوبیه که خودم (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 8 دیدگاه

عصر آخر.

عصر جمعه. کلی درس دارم ولی ولو شدم اینجا و1کتاب تکراری مسخره رو واسه نمی دونم چندمین دفعه می خونم. فردا (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 4 دیدگاه

3شنبه نوشت های سر کاری!

3شنبه صبح. محل کار. وسط درس. تمرکزم1دفعه رم کرد و باید دوباره جمع و جورش کنم. بذار1خورده چرت بنویسم (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

فوق منفی!

عصر جمعه. به شدتی عجیب خواهان پایان درسم. باید نت برداری هام رو واسه فردا بنویسم و ببرم مدرسه. بعدش کلاس (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 4 دیدگاه

بهانه!

2شنبه بعد از ظهر. امروز با چشم های خیس رفتم مدرسه. کلافه شده بودم از دست, … نتونستم تحمل کنم. از شدت (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 4 دیدگاه

دیشب و امروز و فردا از هر کدوم1قاشق چایخوری!

صبح جمعه. شبی بود دیشب! دلواپسیه شنبه و1سری, … از داخل تیمتاک صداهای شب جنگل رو پیدا کردم و زدم و مستر (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 6 دیدگاه

چند لحظه پیش!

5شنبه بعد از ظهر. تا انتهای بخش های نباید اینجا رفتم. الان تموم شد. تقریبا10دقیقه پیش شاید. نفسم بالا (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 4 دیدگاه

سوار خط عصر2شنبه!

2شنبه عصر. شبیه عصرهای جمعه شدم. نوشتنی هام رو نوشتم باید درس بخونم واسه کلاس فردا. واسه چی اینجام پس؟ (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 4 دیدگاه

خدایا می شنوی؟

صبح شنبه. دیشب1خروار خواب های عوضی دیدم. چنان بد بودن که صبح که بلند شدم از اطرافم می ترسیدم. البته چندتا (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 6 دیدگاه