بایگانی نویسنده: پریسا

عصرنوشت

عصر1شنبه. در حال درس خوندنم واسه3شنبه ای که داره میاد. همچنان نیمفاصله به جهنم حسش نیست. من که درس املا (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

حاضر!

حوالی ظهر جمعه. دو سوم مهرماه گذشته. مدرسه ها باز شدن. نیمفاصله به جهنم حسش نیست. مدرسه ی ما که باز شده. (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خواب!

1شنبه ظهر. گاهی واسه افراد پیش میاد که رسیدن به خط پایان رو با تمام وجود حس میکنن. بیماری که میفهمه آخر (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

آرامش سرد!

4شنبه ظهر. خدایا هر دفعه من از خونه میرم بیرون بعدش این مدلی گیجم اینکه نمیشه! بیخیال الان که برگشتم (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بومرنگ.

1شنبه عصر. میدونی چیه؟ الان سکته میزنم! بذار این1دونه رو نگم! من حرف خودم داخل دلم جا نمیشه ولی به خدا (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 6 دیدگاه

صبح جمعه با درس و مشق و خیال.

صبح جمعه با درس و مشق و خیال. باید درس بخونم. اگر چیزی عوض نشه امشب شب پرکاریه و فردا هم همینطور. کاش (بیشتر…) 2 نفر این پست را پسندیدند. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شب، تب، تمنا!

نیمه شب شنبه. شاید وارد1شنبه شده باشیم. از12گذشته. امشب دروغ گفتم. به مادرم دروغ گفتم. به برادرم. به (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

1صبحِ1دفعه ای!

صبح زود5شنبه. الان باید خواب باشم. واقعا باید باشم! خواب بودم به خدا. اون بیرون2تا آقا جر و بحثشون شد (بیشتر…) ۱ نفر این پست را پسندید. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

خدایا دلم گرفته ازت!

2شنبه عصر. مادرم اینجا بود. رفته. خدایا من واسش چیکار میشه کنم؟ من واقعا سعی میکنم هرچی اون میخواد باشه (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

آشِ ذهن!

صبح2شنبه. درس واسه فردا. دیروز رفتم مدرسه. غیب شدن1دفتر بینایی مسخره آویزونه بهم. واقعا دست من ندادنش. (بیشتر…) اولین کسی باشید که این پست را میپسندد. پسندیدن نپسندیدن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید: