یک میان‌برنامه کوتاه سریع.

2شنبه صبح. این روزها تنها نیستم. مادرم باهامه و به شدت درگیرم. در حال گذروندن دوره های فشرده در منزلم. دیروز همبرگر خونگی درست کردم. حسابی کار برد ولی خدایی نتیجه خیلی خوب شد. پیش از97هیچ زمانی ازینا درست نکرده بودم. امروز هم باید درست کردن بستنی خونگی رو امتحان کنم. مادرم داخل آشپزخونه داره نمیدونم چیکار میکنه و منتظره یخ خامه هایی که گذاشتم بیرون باز بشن تا احضارم کنه. امروز صبح سر چایی بهش گفتم حواسم هست که بر علیه زندگی مجازیم انقلاب کردی. اصلا منکر نشد و گفت آره کردم. دقیقا همین کار رو کردم. وقتی این طوری میتونم بچه ام رو از منفی های اینترنت حفظ کنم پس میکنم. درضمن اینها مهارتهایی هستن که باید دوباره به یاد بیاری و ناقصهاشون رو تکمیل کنی. تو هم که بدت نمیاد. گفتم نه مادری بدم نمیاد اتفاقا خوشم میاد. راست گفتم. حرکت بهم حس مثبت میده. از جمعه به این طرف دیگه اون حس خشم خالص رو به زبان خوندنم ندارم. انگار حالا که ماهیتش تغییر کرده حسم بهش ملایمتر شده. پیش از این عاملی میدیدمش که تمام زندگیم رو خورده. حالا یک بخش از بخشهای باقی زندگیم میبینمش و حسم دیگه مثل هفته پیش بهش زهری نیست. کاش بتونم همینطوری ادامه بدم. ولی خودمونیم بد خسته میشم. جسمم بعد از اینهمه سکون حالا به این حجم از فعالیت عادت نداره و گاهی چنان خسته میشم که به نظرم میاد میتونم ایستاده بخوابم. دلم میخواد خسته تر بشم. دلم میخواد اونقدر جسمم خسته باشه که آخر شب پیش از رسیدن به تخت خواب باشم. دلم میخواد اونقدر خسته باشم که ذهنم خوابش ببره و فاصله بین میز و تختم رو توی خواب طی کنم. اونقدر خسته باشم که اول بخوابم بعد ولو بشم. اونقدر خسته باشم که قلمرو فکرم، خیالم، خاطراتم، پذیرای هیچ چیزی نباشه. نه کابوس، نه رویا. مادرم! باید برم. تا بعد.

۱ نفر این پست را پسندید.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «یک میان‌برنامه کوتاه سریع.»

  1. فاطمه می‌گوید:

    فقط میام زیر همه اینا مینویسم مامان پریسا از ته قلبم عاشقتم. این پیاممو حتما بهشون برسون. بگو تو ی فرشته واقعیه خدا رو زمینی. بگو بهش که ندید بی نهایت دوستشون دارم و براشون احترام زیادی قائلم بهشون بگو که تو بهترین زمان اومدی. آخیش خدایا شکرت.

    • پریسا می‌گوید:

      مامانها همه فرشته های خاکی خدا هستن عزیزجان. فقط جلدهاشون متفاوته. رنگ بالهاشون. هوای مادرها رو باید داشت. تو هم هوای مال خودت رو زیاد داشته باش. اینها تکرار ندارن. همین یکی هستن. اذیتشون نکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *