……………………………………

صبح شنبه. امروز کلاس. اوه2تا! ساعت4عصر. ساعت8عصر. امشب جلسه. فردا صبح مدرسه. الان درس. پس واسه چی الان من اینجام؟
تنها نیستم امروز. سنگر گرفتم داخل اتاق عقبی. تمرکزم بیش فعالی گرفته. راستی هر1000یورو میشه چند تومن اینجا؟ کسی1راه درمون موقت ولی فوری استرس بلده بهم بگه؟ تا شب دووم داشته باشه بسه. تا5بعد از ظهر هم باشه قبوله. میخوام درس بخونم! هفته شروع شد. کی تموم میشه؟ اصلا فایده داره تموم بشه؟ چند درصد احتمالش هست که باز هم شبیه تمام این ماه هایی که گذشتن، تموم شدن این هفته به چیزی بهتر از شروع1هفته دیگه ختم بشه؟ اگر نشه باز هم تیر داخل آستینم دارم؟ ندارم؟ اگر آستینم رو بتکونم چندتا تیر دیگه ازش درمیاد؟ اصلا درمیاد؟ الان واسه چی درنمیاد که بدونم اگر لازم باشه دم دستمه؟ نمیشه لازم نباشه؟ نمیشه اینی که زدم بگیره به هدف؟ اصلا میگیره؟ اصلا بگیره؟ اگر نگیره چی؟ اگر بگیره چی؟ بعدش من باید از روی این صندلی بلند شم، اصلا این تیره میرسه به هدف که بگیره یا نگیره؟ هی! به نظرم بعید نیست. بعید نیست؟ حالا چیکار کنم؟ میشه فقط واسه1هفته من به کفبینی معتقد بشم؟ الکی. فقط بهم بگه من هفته دیگه ذهنم در چه وضعیتیه و من خر بشم باورم بشه؟ فقط1امروز باورم بشه اندازه ای که این نفله بکشه عقب من درس بخونم؟ خدایا اون2تا بچه شبیه2تا کبوتر فقط پدرشون رو دارن مادره رو که بردی الان واسه چی پدره رو زدی کجش کردی؟ اگر طوریش بشه این بچه ها اینجا چی سرشون میاد؟ نه از خونواده مادری شانس دارن نه از طرف پدری؟ دسته کم واسه چی به پدره شجاعت و عقل کافی ندادی که بچه هاش و ثروتش رو برداره از این بهشت بره بیرون؟ این آدم با پولی که اینجا و اونجا داره میتونه بره همونجا و بچه هاش رو بذاره زیر پر موسسه هایی که حرفشون و هدفشون یکیه. اینجا اگر پدره چیزیش بشه2زار از اونهمه ثروت مال این2تا دخترش نیست! خدایا واسه چی شبیه بالاسریهای ما شدی؟ واقعا شدی؟ واقعا شدی؟ واقعاااااااااااااااااااااااا شدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟ واسه چی برادر من بلند نمیشه زن و بچه اش رو برداره بره از اینجا؟ اون که میتونه. بیشتر از من. نمیدونم قانون رو بلد نیستم ولی به نظرم اونها بتونن پس واسه چی نمیرن؟ واسه چی جیگیلک منو از این زمهریر در نمیبرن؟ اینجا کرونا داره همه رو میجوه اینها تا کی میخوان متوقف بمونن؟ واسه چی ما اینهمه بد خوردیم؟ از کی خوردیم جز خودمون؟ واسه چی از خودمون خوردیم؟ واسه چی ما ملت اینهمه منجمد و فلج و بیابون شدیم؟ پس کو ثمرمون؟ از کی از زور بیخیالی رسیدیم به بی خاصیتی؟ مگه اینهایی که تیکه تیکه دارن ازمون کنده میشن و میرن به خاک عزیزهامون نیستن؟ پدرهامون مادرهامون بچه هامون جوونهامون عزیزهامون؟ پس واسه چی فقط خاکشون میکنیم و بعدش باز بی ماسک میریم سفر؟ مگه نمیدونیم واکسن نیست؟ شفا نیست؟ دارو نیست بیمارستان نیست درمون نیست تسلی نیست فریادرس نیست معجزه نیست دوا نیست خدا، … هست! خدا هست! پس واسه چی، … هیچ چی نمونده که کامل دیوانه بشم. کاش این لحظه کسی نبود میتونستم عربده بزنم! این استرس داره میکشدم. قلبم میخواد از دنده هام بزنه بیرون. خدایا واسه چی کسی نیست؟ من باورم نمیشه راهی نباشه. من این به کتم نمیره. پس واسه چی کسی نیست بهم راهش رو بگه؟ واسه چی کسی نیست بگم ببین طرف تو میتونی بیا1کوچولو1کمکی کن فقط یواش دستم رو بگیر نمیخوام تکیه گاه بشی همین اندازه که دستم عاریتی داخل دستت باشه اگر دیدم دارم می افتم یواش دستت رو بچسبم این لیز خوردنه از سرم رد بشه؟ خدایا واسه چی1طرفه نمیشه؟ واسه چی حافظ و کتاب خودت به من که رسیدن مه گرفتشون؟ واسه چی بهشون شبنم پاشیدی؟ واسه چی به من خوردی هوس کردی سر به سر1کسی بذاری که داخل روح خودش و جهان تو در به دریش گرفته؟ این چه تفریحیه؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی؟ واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی واسه چی؟
عثبانی نیستم. استرس گرفتدم. دارم کامل خل میشم. کاش این حالت بره! این استرس این هیجان این هرچی که هست این انتظار این دلواپسی این نفستنگی این این این این این این اییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین!
بسه دیگه10گذشت. واسه چی من نمیرم درس بخونم؟ این هم میگذره. من درست میشم. کاش اینو پاکش کنم! منتشرش هم کردم کردم بیخیال. هنوز نمیدونم. ولی بیخیال. اینجا لحظه های من ثبتن. همگیشون اینجا داخل قابهای رنگی رنگی منو تماشا میکنن. این هم یکیشونه. بذار اگر کلید اینتر رو آخر کار زدم و منتشر شد این هم بره قاطی باقی قابها. گیریم که خیلی داغونه. خب باشه. این هم یکی از لحظه های منه دیگه! اگر هم کلید اینتر رو آخر کار نزدم و پروندمش که چه بهتر. لحظه ها؟ اوه مهر نذدیکه. شیطونه میگه بک آپ رو بردارم و بذارم اینجا بپره تا زمانی که، من لحظه هام رو هر جا میشه ثبت کنم الان پول لازم دارم خدایا پول میخوام اصلا مشخص نیست تمدید اینجا در این، … شاید اون هفته تکلیفم رو بفهمم. خدایا میشه بفهمم؟ خدایا! ببین منو! خدایا! منو اذیت نکن! بذار بفهمم! بذار بفهمَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََم!
بسه. باید درست بشم. امروز کلاس دارم. اوه2تا! ساعت4عصر. ساعت8عصر. امشب جلسه. فردا صبح مدرسه. هفته تازه شروع شده. تا آخر هفته7روز تمومه. چه تضمینی هست که تموم شدنش ، ……… خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! خدایا! ……………………………………………………………………………

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *