زدم خودم رو مسموم کردم!

4شنبه صبح. به نظرم خودم رو مسموم کردم. نه بابا خودکشی نکردم عمدی نبود1چیزی خوردم که ظاهرا نباید میخوردم الان باید هی بگم آخ هی بگم آخ تا اثرش بره. آخ! آخ آخ آخ! و باز هم آخ و همچنان آخ! جدی حالم بده یعنی که چی میخندی؟ مسخره! آخ! از دیشب نصفه شب شروع شد ول کن نیست. واسه چی اثرش نمیره؟ دلم میخواد بخوابم نمیشه. واییییی کاش بره!
دیروز به انگلیسی کلی به استاد نق زدم. تمام نقهایی که اینجا زدم رو بردم اونجا هم زدم. استاد اسکایپی اولش خندید. بعدش من خیلی غمگین شدم. نه گریه زاری نکردم فقط سرم رو انداختم پایین یادم نیست دستم رو روی سرم گذاشتم یا نه. این عادت مونده واسم. انگار سرم همیشه منتظر درده. تا1چیزی میشه سرم هیچ چیش هم نباشه دستم رو میذارم بهش. گاهی حس میکنم من هرگز از بقایای سایه ی شب خلاص نمیشم. خب عجیب نیست معلومه که نمیشم! هیچ کسی نمیتونه از بخشهای متعدد خودش خلاص بشه. بیخیال این چیزها دیگه خیلی اذیت کن نیستن. خلاصه من غمگین بودم و استاد دیگه نخندید. بهم گفت ببین! الان خیلیها شبیه تو گرفتار شدن. گفتم نه نشدن. من بدجوری در تعلیق رها شدم. استاد گفت ببین واقعا الان همه گرفتارن. و هم مسیرهای تو بیشتر. درضمن تو هنوز خیلی چیزهای خوبی داری که ازش لذت ببری. گفتم چه چیزهایی؟ من که چیزی نمیبینم. همه چیز از دست رفت! استاد خندید و گفت نه. همه چیز نه. همهشون از دست نرفتن. تو کرونا نگرفتی. تو بیمارستان نرفتی. تو با اثرات طولانی مدت و آزاردهنده ی کرونا زندگی نمیکنی. تو سلامت هستی. تو زنده ای. زنده ای بدون تجربه ی کرونا و بدون اثراتش. تو یک شغل داری. درسته که ازش احساس رضایت نمیکنی ولی این شغلت هست و تو هنوز داریش. تو دلواپس عزیزهای گرفتار بیمارستان و کرونا نیستی. میبینی؟ خیلی زیادن. از زندگیت لذت ببر! گفتم آخه استاد میخوام ببرم ولی، … استاد خندید و گفت به اینها که گفتم درست نگاه کن. بعدش میتونی لذت ببری. و مطمئن باش که این تنها تو نیستی که گرفتار این روزهای سخت شدی. همه مردم امروز در مسیر خودشون گیر کردن.
دیروز کلاسم عالی پیش رفت. البته خودم مثل همیشه ناراضی بودم و به خودم فحش میدادم و استاد میخندید و میگفت امروز هم بسیار عالی! گفت مواظب باشم و تلاش کنم. خداحافظی کردیم و تا شنبه. بعدش من بلند شدم رفتم خودم رو مسموم کردم. آخ باز یادم افتاد. بعدش خوابم گرفت. رفتم خوابیدم مثل چوب. بعدش بیدار شدم دیدم کج شدم. خدایا دیگه خودم رو مسموم نمیکنم میشه بسه؟ بدجوری خستم ولی تا میام بخوابم باید از جا بپرم. آی آی آی آی آآآآآآآیییییییی آی آی! عه راست میگن با1دونه ی هم ایسپیک درست میخونه واسه چی من همیشه2تا میذارم؟ شاید چون محسوستره. ول کن حالم بده! آآآآآآآآآآآآیییییییییییییییییییییییی آی آی آی آی آی! آی الان میام!
اومدم ولی همچنان آخ! باید منتظر بشم مادرم زنگ بزنه بعدش نمیدونم چی. عمرا الان بهش نگم چی شدم. ولی جدی خسته شدم کاش درست بشم اصلا خوشم نمیاد. خب1تجربه. هر چیزی میتونه ناسالم باشه یا بشه. آخ آخ واییییییی! ول کن حسش نیست میخوام ولو بشم من رفتم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *