1حضور کوچولو!

صبح3شنبه26مرداد و یکی از ترسناکترین کلاسهای اینترنتیم. خدایا این متنها چه سختن! موضوعشون سخت نیست ولی این جمله ها دارن روانم رو افقی میکنن پدرم در اومد این واقعا، … ولش کن حسش نیست.
درس میخونم. امروز کلاسم ساعت4عصر. کاش1امروز تعطیل میشد! دوره جدید ریپر داره میاد. من دوره قبلی رو به خاطر کلاس ترم آخر کانون نصفه ول کردم. باید خودم رو برسونم. خدایا واسه چی آخه جدی گاهی حس میکنم نفس کم میارم1تنفسی بدید خب!
شهریور داره میاد. احتمالا کلاس زبانهامون با بچه ها دوباره شروع میشن. این مدت تعطیل بودیم.
واسه تعمیر تردمیلم هنوز کاری نکردم. فعلا زورم نمیرسه.
همچنان به جستجوی مواردی که میخوام پیدا کنم و پیدا نمیکنم در اینترنت مشغولم. خیلی نتیجه نداشته ولی من همچنان میگردم.
باید1چیزی واسه گفتگو در کلاس امروز پیدا کنم. نق هم باشه قبوله. باید حرف بزنم. کاش امروز کلاس تعطیل میشد! بدجوری دلم نفس گرفتن میخواد.
دیرم شد. من رفتم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *