خدایا شرمنده ولی همه اش تقصیر توِ!

هنوز3شنبه ولی این دفعه ظهر. خدایا حس میکنم از خستگی تکرار و تمرین دارم میمیرم! واقعا این کی تموم میشه؟ آخه این چه گیری بود که فرو رفتم وسطش؟ بی پایان بودنش خیلی، … من باورم نمیشه این بنبست ناگذر باشه. باید بشه ازش رد شد باید. باید! خدایا باید یکی2تا پیام بفرستم و یکی2تا زنگ بزنم. الان درس دارم. کاش امشب یادم بمونه! خدایا میشه من زنگ بزنم جواب درست درمون بدن بهم؟ یا دسته کم اگر جواب درست درمون نمیدن بهم بیخودی باهام وارد بحثهای تخصصی فلسفی سیاسی روانی نشن که نظرم رو عوض کنن و نسخه های خودشون رو توی حلقم کنن؟ واقعا دلم نمیخواد. چند وقت پیش به یکی از این عزیزها زنگ زدم جواب سوالم رو که نداشت هیچ، نزدیک2ساعت حرف زد که قانعم کنه اشتباه میکنم و تازه میخواست تشویقم کنه اینهمه سختگیر نباشم و وسط کرونا بزنم از خونه بیرون تا حالم بهتر بشه اگر هم گرفتم خب طوری نیست خوب میشم و از این موارد. طرف آدم محترمیه. هم سنش بالاتر از خودمه هم احترامش کلا واجبه چون دوست خونوادگیه نیتش هم خیره ولی واقعا نتونستم باهاش موافق بشم. هرچی از بحث پرهیز کردم دیدم شدنی نیست آخر کار طرف داره میگه1زمان مشخص کن ببینمت بیشتر صحبت کنم تا قانع بشی گفتم شرمنده من در تایم کرونا نه جایی میرم که کسی رو ببینم نه کسی رو اینجا میپذیرم که ببینمش. باز شروع کرد که اشتباه میکنم و زیاد سخت گرفتم و چه و چه. آخرش گفتم ببینید شما واقعا آدم محترمی هستید من نمیخوام خدای نکرده روی صحبتتون بحث کنم ولی لطفا دیگه واسه متقاعد کردنم سعی نکنید چون من نه میتونم نه اصلا مایلم. من مایل نیستم متقاعد بشم و دلم نمیخواد نظرم رو در مورد موضوعات بحثی که شما دارید بهشون اصرار میکنید عوض کنم. اگر چیزی که میخوام رو سراغ دارید بهم بگید وگرنه لطفا دیگه تلاش نکنید که تصدیقتون کنم چون نمیکنم. بعد شنیدم این بنده خدا زنگ زده بود به یکی از نزدیکترینها به خونواده من که چه نشستید این پریسا حالش خیلی خیلی بده اگر نجنبید کارش به جاهای بدی میکشه من نگرانشم نکنه این دکتر بخواد یا1دفعه هوای خودکشی بزنه سرش بابا اینو از اون خونه بیاریدش بیرون من میترسم واسش شما واسه چی به فکرش نیستید؟ بنده خدای پشت خطی سعی کرد واسش توضیح بده که ببین اولا پریسا خودکشی نمیکنه نگران نباش. دوما مادر پریسا مثل شیر بالای سر ماجرا هست که جفت بچه هاش چه این یکی و چه اونی که زن و بچه داره هوای خودکشی به سرشون نزنه. سوما آخه میگی من چه فکری میتونم واسش کنم؟ اصرارش کنم از خونه بیاد بیرون؟ اگر بیاد و وسط این قیامت کرونا1چیزیش بشه تکلیف من با مادرش میدونی چیه؟ توضیح اینکه مادر من خیلی مهربونه ولی واقعیتش اینه که در1سری موارد اگر پیش بیاد میتونه واقعا خطرناک بشه. آگاه ها و مجربهایی که یواشکی اینجا رو میخونید یواشکی صلوات ختم کنید! به من چه هرچی هم فحش میدید خودتونید من هشدار داده بودم خودتون خواستید شخصا تجربه کنید تقصیر من نبود! خلاصه طرف حسابی دلواپس من شد و شنونده هم صاف رفت همه رو تحویل داد به مادر بنده که فلانی واسه روان پریسا حسابی ترسیده مادرم هم خخخخخخخخخخخ. میگم دیگه چه خبر؟ خوبید شما؟ عجب هوایی شده!
البته شنونده ای که صحبتش بود پریروز اومده اینجا و در حضور مادرم گفت فلانی اینجوری گفته در موردت. گفتم ببین جناب جان! بذار خاطر جمعت کنم. از زمانی که قرنطینه کرونایی شروع شده من از خونه بیرون نرفتم. نزدیک2ساله که زندونی ام به هر کسی میگم باورش نمیشه که اون هم من اینهمه مدت داخل حصار آروم مونده باشم. به نظرت اگر میخواستم خودکشی کنم اینهمه دردسر به خودم میدادم؟ خب راه مردن که اون بیرون خیراته میزدم بیرون اونقدر عشق و حال میکردم تا عاقبت کرونا بگیرم بعدش هم نمیرفتم درمون تا نفس کشیدن یادم بره. اون طوری کسی هم نمیفهمید که خودکشی میکنم تا نجاتم بده درضمن به روایت این بنده خدای دلواپس گناه خودکشی هم روی دوشم نبود. مطمئن باش از این چیزها به سرم نیست ولی چیزهای دیگه به سرم هست. طرف ترسید و من زدم زیر خنده.
الان هم باید باز1زنگ به1کسی بزنم. خدایا میشه این یکی دیگه نخواد قانعم کنه؟ اوه اگر اینجا هم این بحثها پیش بیاد و طرف خیال کنه افسرده شدم و ممکنه خودکشی کنم اوضاع حسابی خراب میشه آخه طرف خودش مشاوره. واییی خداااااااااااجان من مشاور نمیخوام روانشناس هم نمیخوام روانپزشک هم نمیخوام به خدا من خیال خودکشی به سرم نیست افسرده هم نیستم فقط1خورده روانم درد میکنه که اون هم موردی واسه دلواپسی نیست. هی! ول کن اینها رو! درسم موند! خدایا خسته شدم خب! ای بابا! وایی زنگ. باید زنگ بزنم. کاش بحث نباشه. طرف فقط بگه جوابم رو داره یا نداره. خداجونم ببین چیکار میکنی؟ خب اگر خودت درها رو باز کنی چی میشه؟ باز کن بذار رد بشم ازشون دیگه واسه چی میفرستیم از لای نخودسیاهها کلید پیدا کنم که هی بلا سرم بیاد آخه! اوخ پیام از تلگرام! دیرم شد به جانه خودم دیرم شد من رفتم!

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «خدایا شرمنده ولی همه اش تقصیر توِ!»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    سلام پریسا
    بیچاره اون طرف نمیدونه تو بکل کارت از روان شناسو روانپزشک و دکتر چه و چه گذشته
    دلش خوشه واسه کسی که درمان ناپذیره دنبال درمان میگرده خخخ
    منم نرفتم بیرون و فکر نکنم برم فعلا
    یعنی هرکی تو خونه بشینه عاقبت خودکشی میکنه!!!
    یا خدا بیخیاال بزار بگن تو کی گوش شنوا داشتی عین خودم که حالا داشته باشی واسشون
    هرچی گفتن بگو چشم و رد شو خخ
    دلت شاد

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دشمن عزیز. هی! وایی خدا چه با حاله چه قدر هرچی گفتی همه دقیق و درستن خخخ جدی خیلی کیف کردم! دقیقا! من درمونپذیر نیستم. اصولا مایل به درمون شدن هم نیستم. ابراهیم دنیای استاندارد این آدم عاقلها خیلی چیزها داره که من اصلا خوشم نمیاد گرفتارشون باشم. البته1چیزهای مثبت هم داره که شرط رسیدن بهشون ظاهرا فقط عاقل شدنه ولی من ترجیح میدم اون مثبتها رو بکشم اینجا در جهانه خودم و اگر نشد بیخیالشون بشم چون درمون شدن واسه دستیابی به اون موارد قیمت گرونیه و من نمیخوام بپردازمش. من دنیای وارونه و متفاوتم رو دوست دارم ابراهیم. یک عمر درش زندگی کردم و بد نگذشته. حالا نمیخوام وارد جهان شلوغ قاعده مندها بشم. گوش شنوا هم درست گفتی ندارم خخخ آخ جون! خب ندارم اینها واسه چی باورشون نمیشه؟ خودکشی هم به خدا هواش توی سرم نیست. بیرون هم خوب میکنی ابراهیم که نمیری. ببین من همیشه گفتم و میگم مرگ حقه. همه1روزی از این دنیا میریم. من هم رفتنی ام شبیه همه. ولی تا جایی که از دستم برمیاد این رفتن رو عقبش بندازم این کار رو میکنم و درضمن تا جایی که انتخاب با خودمه ترجیح میدم اینهمه مفت و مسخره نمیرم. من میتونم داخل خونه امنم بمونم و منتظر بشم تا1واکسن درست درمون بیاد. تا زمانی که مجاز به حفظ قرنطینه باشم انجامش میدم چون میخوام محفوظ و زنده بمونم. بیرون رفتن واسه من ریسکه و من هرچند کله خرابم و اهل ریسک ولی روی زندگیم ریسک نمیکنم. من میخوام زنده بمونم و فردا رو ببینم. کی میدونه؟ شاید همین فردا که میاد روز من باشه! چه هوا من حرف میزنم! خدایا واسه چی من اینهمه حرف میزنم؟ وووویییی! باز باید برم درس بخونم! من رفتم سر درسم تو هم پاشو برو سر کتاب دفترت فردا میگی تقصیر تو بود درس نخوندم! ای بابا!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *