عجیب، ناخوشایند، ولی خوشبختانه خواب!

بعد از ظهر شنبه. کمتر از1ساعت دیگه کلاس دارم. واسه چی نمیرم تمرینش کنم؟ شده یک حس هیجان عجیب داشته باشی ولی نمیدونی واسه چی؟ استرس نیست هیجانه. مثبت و منفی هم نیست فقط التهابه. از اون ها که ضربان قلبت رو سریع میکنه و میخوایی از جا بپری و بری انجام بدی ولی چی رو انجام بدی؟ واسه هرچی که بهش فکر میکنی کاری ازت برنمیاد که جهتش رو عوض یا سیرش رو سریع کنی. کاری نیست که تو انجام بدی. فقط باید تماشا کنی و آروم به صندلی مسافر تکیه بدی و اجازه بدی که مرکب زمان ببردت. پس من واسه چی اینطوری شدم؟ امروز هر لحظه این مدلی بودم هنوز هم هستم. دیشب خواب عجیبی دیدم. حسش نیست همه رو بنویسم کاش برم از گروه بچه های تلگرام که واسشون گفتم کپی بزنم بیارم اینجا. ولش کن عجیب بود دیگه! از خواب که پریدم دیدم همه چیز همون مدلیه که بود. من سر هیچ مرزی نیستم. امتحان فوری ای در کار نیست و قرار نیست شبیه موشک بعد از اون تست لعنتی پرت بشم اون طرف. حس بدی بود انگار شبیه رفتن به محل اعدام. انگار بعدش همه چیز واسه همیشه تموم میشد. میگم نکنه میخوام بپرم! هی! من هنوز کپشن های این ماه رو کامل به مدیر تحویل ندادم میشه عقب بی افته؟ خدایا جدی این چی بود دیدم؟ این چه حسیه امروز دارم؟ کاش خیر باشه!
پرونده ام واسه امتحان گلسازی داره تکمیل میشه. و هویه. هنوز نخریدم. امشب بعد از کلاس باید چندتا از تکلیف های2شنبه رو انجام بدم. دستبند چرمی ها سختن باید وایستم استاد خودش بیاد. ولی دستبندهای مهره ای رو باید حتما ببافم به خصوص یکیشون رو که دلم میخواد واسه خودم داشته باشمش. نمیدونم واسه چی شاید اصلا به نگاه قشنگ نیاد ولی به لمس من خوشگله و همین کافیه. دلم میخوادش پس مهره هاش رو خریدم و باید ببافمش. واسه1مدت هم که شده باید دستم کنم تا خاطرم جمع بشه که این مال خودمه بعد نمیدونم بعد چی. هی! من چیمه؟ این هیجان واسه چیه؟ چی داره میشه؟ واقعا هیچ چی. هی حرف اتفاق شد آخجون اطرافم داره اتفاقهای خوبی پیش میاد. البته چندتا مانع ناجور سر راهه ولی به نظرم بشه کنارشون زد و اوه اگر بشه خیلی با حاله! من خامه ای میخوام با شکلات اضافی و ژله کلفت روی سطح پهن شیرینیش. وووووییییی گور بابای پرهیز این خوردن داره خدایی اینو میخوام. آخ جون. بعدش هم کلی چیز عوض میشه. افرادی که میشناسم کلی موقعیتشون عوض میشه. دستشون واسه اوج گرفتن در خیلی مواردی که دلشون میخواد باز میشه. و من از فاصله ی نزدیکتری میتونم ین اوج گرفتن رو تماشا کنم. خدایا خدایی حالگیری نکن بذار این داستان پایانش بهمون حال بده دیگه! بالا پایینش که پدرمون رو درآورد همه روده هامون جا به جا شد و من شخصا هنوز به حالت تهوع ماندگارم وفادار موندم از بس بد گذشت ولی خدایی مثل همیشه معرفت کن اما بالاغیرتا این دفعه بذار معرفت کردنت با حس و حال1سری مخلوقاتت همقدم باشه. بذار قشنگ تموم بشه. خدایا لطفا! خدایا ببین منو! بذار دیگه! گناه داریم دیگه! هوامون رو داشته باش دیگه! قربون اون دنده ی چپ حکمتت برم که همیشه در آستین ما فرو میره بیا این دفعه اون دنده و آستین ما رو معاف کن بر و بازومون بدجوری زخم و زیلیه بزرگی کن خدایی کن بنده نوازی کن لطفا این دفعه رو کوتاه بیا!
ساعت 2و نیم شد. باید برم سر گیرهام. دیر کنم جا موندم. خدایا حس تمرین نیست خسته شدم میشه بلد شده باشم؟ دیگه نمیشه بمونم. عمری اگر بود باز میام. تا بعد.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «عجیب، ناخوشایند، ولی خوشبختانه خواب!»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    خدا بگم چکارت کنه
    نه که خودت 24 ساعته شبانه روز دنده راستی حالا گیر دادی به اون دنده چپه خخخخ
    شیرینی منم دلم خواست خداییش همراه با یه بستنی فالوده
    وای خدایا
    الاهی پریسا پنجاه کیلو دیگه وزن اضافه کنی بهت بخندیم این چه وضعی بود اینجا راه انداختی
    الاهی سال بعد چندین و چند همایش بزرگ دعوت شی و از اون ساندویچ های مشهورشونم گیرت بیاد و هیچ جوره هم نتونی از زیرش دربری آخیش

    • پریسا می‌گوید:

      وایی چه قدر بدی تو! همایش نه محض خاطر خدا از این جلسه بیریختها متنفرم واییی نههههههههههههههههههه خداجونم گوش ندی ها این واسه خودش یک چیزی گفت! شیرینی. این3روز اونقدر خودم رو با بیسکویت خفه کردم که حس میکنم قندم پریده بالا همه اش حالم چپه. سه روز سنگینی بود و هنوز در ادامه اش هستم و کاش دیگه بس کنه! ولی فالوده آخجون خخخ وایی آخجون میخوام خیلی میخوام! خودت وزن اضافه کنی من با این پام پدرم داره درمیاد تا اوضاع بهتر بشه این میگه بری بالا بخندیم ایشالا شبیه بادکنک باد کنی این چه مدل نفرین کردنه؟ عجب گیری کردمها!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *