یک پرش کوچولوی دیگه!

بعد از ظهر جمعه. هفته ی تاریک دیوونه! بیخیال رفت تا تونل بعدی هم کلی راهه. درس می خونم واسه فردا. این هفته به طرز دردناکی درگیرم. کار و درس و، …
خدایا هویه هویه هویه هویه هویه. عاقبت جناب کرونا اجازه فرمودن تا برسیم به هویه. ولی این لعنتی، … خدایا این رو چیکارش کنم؟ دنبال هویه هایی که سرشون کوتاهه گشتم. پیدا هم کردم. هویه های تفنگی100وات خیلی هم قشنگه ولی، … قیمتشون وحشتناکه. یکیش350000و اون یکیش625000تومن. هی! هویه های80معمولی بین75تا90هستن. تازه این معمولی ها رو اصلا لازم نیست بخرم مادرم1دونه داره که میشه ازش کش برم. خب یعنی قرض بگیرم. اصلا هرچی خب که چی؟ می دونی؟ من 300000تومن پول واسه خاطر1نوک کوتاه لعنتی نمی پردازم! باید با همین معمولی ها کنار بیام. فقط اگر به کسی نگی نمی دونم چه مدلی کنار بیام. بخش داغش خیلی بلندتر از کنترل منه و، … خاطره ی لعنتی! ای کاش اونجور وحشتناک با این چیز مسخره نمی سوختم! هنوز می تونم اون حرارت وحشتناک و باز شدن لایه های پوست دستم رو احساس کنم. به خدا راست میگم1چیزی داشت لایه لایه باز می شد. حسش می کردم. لایه های نازک که از بالا تک تک باز می شدن به طرف اعماق. لایه های نازکی که سریع باز می شدن. چه درد داغ و غیر قابل تحملی داشت! سعی کردم صدام درنیاد ولی نتونستم. عاقبت صدام رو ول کردم. خودش ول شد. انگار1کسی داخل قفسه ی سینم داد زد. جیغ نکشیدم داد بود. هوار کشیدم. کسی انگار اختیار حنجره ام رو گرفت دستش و جای من هوار زد. شنیدم که کسی با صدای خودم داد زد آآآآآآآآ! خاطرم نیست بعد از اون آآآآآآآ چی بود. شاید گفتم خدا. نه به نظرم گفتم سوختم! آره انگار گفتم سوختم! خدایا سوختم اون عصر. از ته دل انگار سوختم! بلد نیستم توضیحش بدم. نمی دونم ولی به نظرم طول کشید. 1ثانیه! 2ثانیه! نمی دونم. شاید یک سال. دو سال. درد داشت. زمانش انگار کش میومد از درد. خدایا سوختم! اون درد ملتهب هرگز از خاطرم پاک نمیشه. شبیه خیلی دردهای دیگه! کاش پاک می شد!
حالا از اون زمان خیلی گذشته. خیلی چیزها عوض شده. اون زمان دلم می خواست دیگه هرگز این وسیله رو در زندگیم نبینم و هیچ کجای تصورم نبود که1جایی در مسیر عمرم لازم بشه باز لمسش کنم. البته میشه که حالا هم نبینمش ولی من نمی خوام ازش ببازم. از1وسیله ی فسقلی و1خاطره ی درب و داغون! حالا خیلی چیزها عوض شدن. من هم عوض شدم. حالا دیگه قرار نیست من اون مدلی بسوزم. قطعا باز دستم می سوزه و چندتا تاول هم نصیبم میشه ولی نه به اون شدت. حالا دیگه این لعنتی توی دست منه. حالا باید باهاش کنار بیام. به نظرم سخته ولی ناممکن نیست. من از این هیبت هم رد میشم. من از این خاطره ی کزایی شبیه خیلی از خاطره های کزایی رد میشم. بله رد میشم اما فراموش نمی کنم. هرگز فراموش نمی کنم. هرگز!
1کسی رو به شدت از جا در بردم. عمدی نبود ولی اتفاق افتاد. خسته شدم از بس سعی کردم بقیه باور کنن1چیزهایی از من برنمیاد و اون ها می خندن. کسی1متن داد دستم که باید سر ماه ترجمه اش تموم می شد. من پیش از این گفتم ازم برنمیاد ولی باور نکردن. دیگه نگفتم. متنه سر ماه آماده نشد و گفتم هیچ چی دستم نیست. اون بنده خدا هم منفجر شد. از ادامه ی این وظیفه ی بی اسم اخراجم کرد. خب چیه واسه وظیفه اسم پیدا نکردم نمی دونم چی باید بگم. شاید بشه بگم استرسزا. آخه من به طرز خیلی بدی از انجامش استرس می گرفتم. طرفم زیاد در زبان قوی بود و من خخخ3سال نیست زبان می خونم و واقعیتش به شدت حس، … من نمی تونستم انتظاری که ازم می رفت رو برآورده کنم. هم از توانم بالاتر بود و هم از تحملم خارج. این متن آخری رو هم حالا که اینجا امنه بذار بگم زمانی که می رفتم بالای سرش چنان استرسم می رفت بالا که حس می کردم از مبتدی هم3قدم عقبتر پرتاب میشم. حتی جمله های معمولی رو هم که می نوشتم حس می کردم نکنه اشتباهه! نکنه1جایی رو اون مدلی که باید ننوشتم! می دونم این باید مدل نوشتنش1طور دیگه باشه الان من، … حسش خیلی بد بود. دیگه نتونستم تحمل کنم! بستمش. نگفتم هم که ببخشید نمی تونم. از بحث خسته بودم. این رو چه مدلی توضیحش می دادم! حتی در خودم نمی دیدم این، … هی! بیخیال. تموم شد دیگه! معاف شدم. حله. دیگه تموم شده. همه چیز درسته. لازم نیست دیگه این، … بیخیال.
خونواده امروز از ارتفاعات میان. نمیدونم امشب تنهام یا نه. دلم1سفارش خوشمزه می خواد. اگر مطمین باشم که تنهام1دستی به سر و گوش جیبم می کشم.
درسم موند. دلم می خواد باز چیز بنویسم ولی داره دیرم میشه. برم درس بخونم واسه فردا. عمری اگر باشه بعدا دوباره میام. تا بعد.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *