شغل دوم لازم دارم.

صبح2شنبه. بله الان باید سر کلاس هنر باشم ولی همچنان تعطیله. کاریش نمیشه کرد تعطیله. تمام!
با امکانات موجود1سری گلهای پراکنده درست کردم. مادرم2تا سبد داخل بایگانی داشت که ازش گرفتم و خب میخواست بندازه دور بذار من استفاده کنم خیلی هم مثبتم که با مواد بایگانی کارم رو پیش میبرم! به نظرم بشه چیز قشنگی ازشون دربیاد ولی1خورده در مورد ترکیب رنگها تردید دارم که بد نیست کمک بخوام. الان که کلاسی در کار نیست ولی مادرم خوشبختانه همینجاست و میشه بهش گیر بدم.
دیشب، … مجموع نکبت حاصل از فشارهای موج سیاه و درست پشت سرش تاریک و ضعف حاصل از شدت گرفتن این کمخونی لعنتی و فشارهای اطراف و1سری موارد لعنتی دیگه که ظرف این2هفته ی اخیر شبیه قطار پشت سر هم اومدن و نرفتن عاقبت موفق شدن ببرنم روی نقطه ی انفجار و، … گاهی واقعا چیزهایی میگیم که بعدش حاضریم1چیزی بپردازیم و اون چیزها برگردن به زمانی که گفته نمیشدن. فحش ندادم توهین هم نکردم فقط، … خدایا! نباشم! حس میکنم کسی رو اذیت کردم که حاضرم جهان عوضی بچرخه ولی اذیت نشه اگر از دست من بربیاد. چیزی نگفت ولی من، … نفهمیدم چی شد من نمیخواستم بگم اون هی اصرار کرد هی گفت بگو هی گفت بگو من هم که دیشب واقعا پرس بودم1دفعه فنرم در رفت و، … اوه خدا! اصلا باید اصرار کردن در این موارد رو ممنوع اعلام کنن و واسش قانون جریمه به علت ارتکاب به جرم تعیین بشه. واسه چی اونهمه گیر بهم داد که بعدش من اون چیزها رو نق بزنم؟ تازه بعدش هم که داستان تموم شد نتونستم تحمل کنم و اعترافهای نکبتی کردم که البته درست بودن و باید میگفتم که صادق باشم ولی از تصور اینکه ذهن کسی که ازم شنیده رو اذیت کرده باشم، … اه لعنتی! آخه من واسه چی باید اینهمه ظرفیتم مسخره باشه؟ چی شد که نتونستم؟ خدایا این آفریده ات رو من به هیچ قیمتی به هیچ قیمتی هیچ قیمتی نمیخوام اذیت بشه! اه لعنت! چند ساعت بعد معذرت خواستم اون هم حرفی نزد ولی حسم ابدا، … اه خدایا!
فردا کلاس دارم. درس. باید درس بخونم. حالا که کلاسها بسته شدن نمیشه واسه مدرک تلاش کنم. باید منتظر بشم. و البته من اهل انتظار نیستم. بیکار نمیشه بمونم. من هیچ زمانی قد این مدت لعنتی که سپری کردم در سکون گرفتار نبودم. الان هم گرفتار نیستم. حالا که کلاسها بسته شدن با امکانات موجود کار میکنم. درس بیشتر میخونم. و این هفته داشتم به امتحان شانس و تواناییم برای کسب درآمد از راه ترجمه فکر میکردم. خاطرم هست3سال پیش این رو میخواستم و نشد. الان هم از اون زمان قویتر نشدم فقط پرروتر شدم و البته لزوم انجامش هم هست که حس میکنم بد نیست1حرکتی بزنم. هنوز فکرم جدی نیست و فقط در حد جرقه هست و نمیدونم شروعش باید از کجا باشه. هنوز سفت به شروعش نچسبیدم. ولی بد نیست جدیتر بهش فکر کنم. من انجامش رو لازم دارم. هم برای تقویت زبانم، هم برای درآمدش. من پول لازم دارم. کسی هم نیستم که از اطرافم پول تقاضا کنم. شکر خدا هنوز به مرحله ی نیاز جدی نرسیدم ولی من از خیلی پیش واسه انجام خیلی موارد که حسابی هم سخت و زمانبر هستن پول لازم داشتم. و این پول با شرایط فعلی من درنمیاد. باید بشه که من1کاری کنم. کاش بشه!
واسه سبد زدن این گلها خزه لازم دارم. کاش داشتم! اینها دیگه داخل بایگانی مادرم پیدا نمیشن باید تهیه بشن. مادرم میگه میرم بازار میخرم ولی من دلم نمیخواد. امروز صبح میگفت خودش هم1سری وسیله میخواد که بخره خاطرم باشه زمانی که میخواد بره خرید بگم اگر تونست خزه هم جور کنه واسم. هی! لعنتی من میخوام خودم برم بیرون کلی چیزهای دیگه هم بخرم. من واسه درست کردنه1سبد شمعدانی برگ لازم دارم! کرونای دیوونه! اه!
داره10میشه. من باید برم درس بخونم. کاش سریعتر دستم به شنونده ی دیشبی برسه! کاش بشه از سرش پاک کنم! اون چیزها رو نباید میگفتم! خدایا خیالی نیست من در نظرش چه مدلی باشم یعنی خیالی هست ولی خدایا من نمیخوام اذیت بشه حتی اگر من دیگه هرگز در نگاه و نظرش، … دلم نمیخواد ادامه بدم. اذیتم میکنه. باید ظرفیتم رو ترمیم کنم. باید زبونم رو هم1خورده کوتاه کنم زیادی فعاله و گاهی بد زهری میشه. هی عزیزی که این اطراف نیستی! من معذرت میخوام. تو نمیفهمی ولی من خیلی خیلی شادیت رو میخوام. دیشب1چیزهایی از دل من گفتیم. تو نمیفهمی ولی خدا میدونه چه قدر دلی دارم میگم. میگم که بیخیال. دل منو بیخیال. همه جهان رو بیخیال. دل تو شاد!
بد نیست دیگه ننویسم. این روزها پلکهام زیادی نازک شدن. انگار هر لحظه آماده هستن که خیس بشن ولی نمیشن. فقط لای مژه هام خیس میشه و اذیتم میکنه. خوشم نمیاد اینهمه ظریف بازی دربیارم. هیچ خوشم نمیاد! دیرم شد. درس. من رفتم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «شغل دوم لازم دارم.»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    احتمالا منظورت شغل سوم هستش
    چون شغل مبارک نق زدن و فحش دادن رو به عنوان شغل دوم انتخاب کردی
    برو سمت شغل سوم خخخ

    • پریسا می‌گوید:

      نمی خوام از نق زدن که پول درنمیاد من پول می خوام. کاری که ازش چیزی گیرم نیاد کلا جزو هیچ مقوله ای به حساب نمیاد. خلاصه که پول می خوام و این هم1موضوع جدید واسه نق. آخ جون!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *