آتیش.

عصر5شنبه. مادرم عاقبت رفت ییلاق. خدا رو شکر! بدجوری خسته شده بود. دلش زیاد میخواست بره. همه دلشون همه چیز میخواد و همه همه چیز رو انجام میدن و خدایا مواظبشون باش!
ظرفیتم داره میره زیر0و خدایا بیخیال مواظب باش1زمانی در نظرت نیام که خاطر بقیه هایی که صدات میکنن خط نگیره. خدایا بذار به خودت نق بزنم واسه تو هم عربده نزنم از انفجار رد میشم. نمیفهمم چیمه. امروز از دیدنه1کد امنیتی چنان حرصی شدم که کم مونده بود گوشیم رو بزنم توی دیوار. واقعا چیزی نبود. واقعا چیزی نیست. این فقط1کد مسخره هست که حالا اگر ازش رد نشم نمیتونم از فلان فروشگاه چیزمیز بخرم واقعا خیالی هم نیست به طور جدی چیز لازم ندارم ولی درصد حرصم الان به شدت از این اتفاق بالاست. اون فروشگاه آشغال. اون سایتهای آموزشی نکبت. اون کلاسهای آنلاینه کثافت. اون کدهای امنیتی لعنتیه لجن. اون امتحان آیلتسه عوضیه مزخرفه، … فقط واسه خاطر2تا چشم که زمانی کمی ازشون داشتم و الان حدود13ساله لعنتیه کثافته که دیگه اصلا ندارمشون. خدایا آخه واسه چی باهام این کارو کردی؟ یاکریمهای روی تیرهای برق چشمهای باز دارن. گنجشکها هم همینطور. جیرجیرکهایی که این شبها نمیدونم از کجا میان لای درزهای بالکنها آواز میخونن هم همینطور. مگسها و مورچه ها و موشها هم همینطور. حتی کرمها هم همینطور. تمام حشره ها. تمام خزنده ها. تمام جونورهای لعنتیت همه چشمهای درست درمون دارن. خدایا آخه واسه چی واسه چی آخه واسه چی منو اینطوری کردی داخل قلب این دَرَک؟ آخه واسه چی؟ اگر این تفریح مسخره رو واسه خودت نمیتراشیدی که از تماشای لعنتیش تنهاییت پر بشه من پشت بنبست این تحریمِ بی پدر نمیموندم. امتحانم رو میدادم شبیه خیلیهای دیگه که کامل آفریدیشون. میرفتم از این جهنم دره. جایی که وقتی میخوان1امکانه کثیف رو ایجاد کنن یادشون نمیره که شاید معلولهای بینایی هم بخوان ازش استفاده کنن. خدایا اگر الان دستم میرسید به شونه هات اونقدر تکونت میدادم تا از عرشت پرتم کنی پایین. خدایا آخه واسه چی؟ بقیه میرن هر بهشتی بخوان من بیشتر از1ساله گیر کردم داخل این قبرستون چون رعایت فاصله های کرونایی واسه من از مال بقیه سختتره. شدم دلقک تقدیر بقیه هر کسی هم میرسه میگه خوبه تو قوی هستی. به گوره تمام اجدادم من قوی هستم! درد ندارم حس ندارم دل ندارم خستگی ندارم دعا ندارم فشار ندارم درمون لازم ندارم هیچ تسکینه کثافت آشغالی واسه تخفیف گیرهای کثیفم لازم ندارم بله من قوی هستم! از همه قویترم. از خونوادم. از اطرافیانم. از آشناهای خونوادم. از اقوامم. من قوی هستم! خدایا میبینی؟ تمامش واسه خاطر اینه که تو دلت1خورده تماشا خواست! تماشای1احمقی که وسط هزار جور کثافت گرفتارش کردی. نه اجازه دادی مثل آدم زندگی کنم نه گذاشتی به راه نکبت خودم پیش برم و حالش رو ببرم بلکه یادم بره باهام چیکار کردی نه مهلت دادی خودم رو تسکین بدم نه مجال دادی خودم رو نجات بدم نه اجازه دادی بی درد و دردسر وسط این کثافتبازار بمونم نه اجازه دادی اون مدرک وامونده رو بگیرم برم دنبال سرنوشت کثافت خودم بلکه خلاص بشم از این قبرستون که هر طرفش واسه منه نابینا پر از تحریمهای وطنی و فرهنگی و محدودیتهای کثافت و کدهای عکسیه عوضیه! خدایا چی میخوایی؟ آخه تو چی میخوایی؟ چی میخواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییییی؟
این آخری هم که شاهکار زدم. تو هم دیدی و هیچ چی نگفتی. واسه چی اجازه دادی گرفتار بشم وسط این، … خواستی ببینی چه مدلی میشه؟ الان داری میبینی؟ الان میبینی منو؟ این مدلی میشه الان دیدی؟ از هر جا دردمون میاد میگیم سپردم به خدا خودش حساب رو درست کنه. من الان بسپرمت به کی هان؟ از خودت بالاتر کسی نیست من الان چه غلطی کنم هان؟ به کی بگم که ترکیب حکمتت و سکوتت و صبوریت چی سرم آورده هان؟ بلند شو بیا. از اون عرشت بلند شو بیا پایین1خورده روی خاک بد بگذرون. بلند شو بیا امشب حال منو درستم کن. هیچ چی نمیخوام فقط بیا1کاری کن این حرصم بره تا1چیزی توی سرم داغون نکردم. بیا دیگه بیا! خدایا1لحظه1ثانیه واسم قابل دسترس بشو کارت دارم. میخوام بهت بگم چه دردم میاد. فقط1لحظه بذار من دستم برسه بهت تا، …
من که قیامت رو ندیدم. هیچ کسی ندیده. ولی میدونم که هست. مطمئنم که هست. میگن اون زمان تمام پرونده ها هستن و تو هستی و ما هم هستیم. همه ی ما مخلوقاتت. میگن کارنامه ی هر کسی رو میدی دستش. میگن نتیجه ها اون روز میاد. خدایا میدونی؟ خودت و فرشته هات هر مدلی میخوایید اون بالا حساب کنید ولی اون زمان، روز قیامت، زمانی که تو گناه هام رو واسه محکمه میشماری، اون زمان من هم خیلی حرفها دارم که بزنم. خیلی زیاد. مگه اینکه اون زمان هم از مزیت خداییت استفاده کنی و بهم مهلتش رو ندی. خب تو خدایی چه امروز چه اون روز. البته تو میتونی. ولی خودت و فرشته هات و تمام مخلوقاتت که ناظر اون روز خواهند بود میبینن و میبینید و خدایا فراموش نکن که من حرف داشتم. خیلی هم زیاد. خیلی زیاد!
آخ که چه قدر خستم! لیوانم رو میخوام. امشب تا شکستن هرچی که اینهمه مدت نگهش داشتم بیشتر از1قدم فاصله ندارم. هیچ بعید نمیبینم از خودم که، … کاش انجامش بدم! دارم میمیرم! کاش انجامش بدم! آخ که کاش انجامش بدم! دیگه نمیخوام بنویسم. به جهنم!

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «آتیش.»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    پرپری کوچولو خشمگین میشود!! امروز ساعت نمیدونم چند از کانال نمیدونم کجا بشتابیییید بشتااااابیییید خخخ
    سلام پریسا نمیدونم چی بگم منم عین خودت خیلیا هم شبیه من و خودتن ولی چکار میشه کرد
    چندین روز پشت یه کد کزایی تصویری موندم و نشد یه کتاب لعنتی رو بگیرم حالا هم به لطف کرونای مزخرف کل کتابفروشی ها و فروشگاه ها چه و چه رفتن خواب زمستانی تا زمانی که هنوز مشخص نیست کی باشه
    ولی چکار میشه کرد واقعا چکار میشه کرد
    جدی پریسا اگه میشد با خدا مذاکره کرد چقدر خوب میشد
    من کارت ورود به جلسه امتحان کزایی رو نگرفتم ولی خیلیا گرفتن و خیلیا تو این وضعیت شهر به شهر رفتن و دیشب یعنی شب امتحان گفتن امتحان لغو شد!
    یعنی فکرشو بکن چی
    شاد باشی

    • پریسا می‌گوید:

      خدا بگم چیکارت کنه ابراهیم. مگه دستم بهت نرسه! باور کن1بلایی سرت میارم که داوطلبانه با سر بری داخل بطری. اینجا هم همه جا رو بستن و دارن بیشتر میبندن. کرونا قیامت کرده. و این کدهای لعنتی! آخه به چندتا سایت و سیستم اطلاع بدیم؟ لعنت به این، … اه لعنتی! اون کارت رو خوب کردی نگرفتی. ابراهیم شاید باورت نشه ولی بدجوری دلواپس بودم واست. هی به خودم میگفتم کاش1کلمه1بار هم شده بود میگفتم نرو ولش کن خطرناکه باز به خودم میگفتم بابا مگه به حرف منه بعدش هم کلی زحمت کشیده مگه میشه همین طوری به1کسی بگی ولش کن نرو نتیجه ی زحمت هات رو امتحان بده! همه اش با خودم فکر میکردم اگر خدای نکرده بری و1درصد این لعنتی رو بگیری من از عذاب وجدان خلتر از این که هستم میشم که حالا گفتنم به جایی نمیرسید ولی کاش1بار همین طوری میگفتم که بیخیالش بشو. ابراهیم این ویروسه شوخی سرش نمیشه. بی تعارف میاد جاگیر میشه و میکشه. تو رو خدا مواظب خودت باش. میدونم راحت نیست ولی به این امتحان هم فعلا فکر نکن. الان فقط باید زنده بمونیم تا بعدش که این توفان تموم شد ببینیم چند چندیم. طفلک اونهایی که واسه این امتحانِ باطل شده اینهمه وسطِ خطرِ کرونا به آب و آتیش زدن! آدم به کی بگه فاجعه ی حاصل از این بی برنامگی ها رو! این جوونها مثل گل می‌مونن اگر واسه یکیشون هم خدای نکرده اتفاقی بی افته اون هم واسه امتحانی که باطل شد کی جوابش رو میده! خدایا خودت نجاتمون بده! مواظب باش ابراهیم. فقط مواظب باش. ما باید اون طرف این توفان به راهمون ادامه بدیم. ما مسافرهای راه صبحیم. باید از این جهنم سالم در بریم. خیلی مواظب خودت باش دشمن عزیز. شاد باشی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *