کلاس پر!

اطراف ظهر شنبه. کلاس امروزم پر. استاد جلسه داره زنگ زدن گفتن امروز کلاس نیست رفت تا3شنبه. هی بد نیست اگر من امشب یا فردا باز نت بردارم و جلوتر باشم. کاش باشم! هی کاش رو ول کن دست خودمه امروز من به نیت اینکه زندگی شروع شده بلند شدم پس میشه که ولش نکنم! من بیشتر درسم رو خونده بودم جز تقریبا2درصدش که داشتم میخوندم ولی خخخ نمیشه منکر بشم که از مرخص شدنه امروزم ذوقزده شدم. به خدا نمیدونم چه حسیه من چیزی نمونده بود درس امروزم تموم بشه ولی ذوق کردم که کلاس نیست. خخخ آخ جون!
رفتم تیمتاک سریع اومدم بیرون. واقعیتش این روزها، … هی بیخیال.
چرکنویس ترجمه‌ای که باید تا25فروردین تحویل بدم دیروز تموم شد. باید دستکاریش کنم ببینم چیچی ازش درمیاد. وایی1سری ترجمه هم باید میخوندم داخل عید اصلا یادم رفت! به جانه خودم امشب میرم میبینمشون. خدایا کاش دستم قوی بشه! تا1چیزی میشه میپرم فست دیک رو باز میکنم بعدش میبینم ای بابا اینو که بلد بودم پس واسه چی قبل از باز کردنش نتونستم بگم؟ نمیدونم شاید میترسم اشتباه کنم هرچی بلدم یادم میره بعدش که این باز میشه خاطرم جمعتره. ولی کاش این مدلی نباشم! دلم میخواد به خودم مطمئنتر و در کارم قویتر باشم. کاش سریعتر بتونم!
اون بیرون همچنان بحثهای دور از درک و علایق من در جریانه. موافق مشارکت نیستم. خدا رو شکر که مجبور هم نیستم.
کاش این همسایه‌ی مادرم سریعتر مغازه‌اش رو باز کنه! این دوره پول شبیه یخ آب میشه. تا تموم نشده باید بجنبم. ایول آخجون کلاس اسکایپم رفت عقبکی پرداخت هزینه واسه دهه‌ی بعدی هم رفتش عقبکی یوهوووو خخخ اوخ جان!
همچنان منتظر کلاس هنر و مفتول و هویه هستم که هفته‌ی آینده به شرط حضور استاد باز میشه. منتظر شروع حرکتم. منتظر خیلی چیزهام که نمیدونم اصلا شدنیه یا، … هی! توضیحی واسش ندارم ولی، … به نظرم بشه که بشه. خدایا کمک کن! این احتمال میره که شدنی باشه ولی هر کسی پشت سرم جا می‌مونه پدرش درمیاد. به من چه چه قدر گفتم بیخیال بشید نمیشن خب. کاش من اذیت نشم خدایی این تقصیر من نبود گناه دارم! کلا بدجنسم خخخ.
دیگه نمیخوام بنویسم ولی از اینجا هم نمیخوام بلند شم برم از اتاق بیرون. بحثهای اون بیرون واسم جاذبه ندارن. اینجا هم نمیخوام بشینم. کاش میشد برم1سری سنگهایی که دلم میخواد بخرم بیام ستهای سنگی ببافم! وووییی! نمیشه و خب کاریش نمیشه کرد. من امروز صبح به این طرف نق نزدم بذار الان هم نزنم. کرونا مذاکره سرش نمیشه. ولی سنگ. من سنگ میخوام. دلم میخواد ببافم. بیخیال من که ست نمیندازم سنگ الان کلی گرونه خخخ بذار پولش بمونه واسم الان پولهای کوچولو هم شاید بعدا1کمکی کنن خخخ. هرچند نمیدونم قیمت سنگهایی که قبلا مشت مشت میخریدم الان چنده. ببینم باز تلگرام چه خبره. خدا به خیر کنه آخه این، … بیخیال بابا بذار هرچی میشه بشه به من چه!
چیزی نبود. فعلا خیره. شر میره واسه امشب و شبهای دگر. به من چه! صدام میزنن. ناهار. من رفتم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *