سکون.

3شنبه صبح. بعد از ظهر کلاس. الان اینجا. آخ خدا!
امشب بخش اول هات گوش کن. خدایا این شبها داخل تیمتاک بچه ها حسابی مشغول بودن. خدا قوت بچه های تیم هات گوش کن!
هرچی برگ از استاد گرفته بودم گل بافتم. یک سری برگ هم در زمان زندگی پیش از کما بهم داده بود واسه درست کردن جا‌شمعی که پیداشون کردم و به جای جا‌شمعی لاله درست کردم باهاشون. خخخ دلم خواست. بعد از عید مفتول. هویه. وایی خداجون!
به شدت احساس گیر افتادگی میکنم. حس پرنده ای که تمام روانش خواهانه که بالهاش باز بشن و بپره بره بالا ولی جفت بالهاش رو با1چیز پهنی بستن به شدت اذیتم میکنه. حس میکنم ثابت و بی‌حرکت بسته شدم و به شدت این رو نمیخوام. بهش که فکر میکنم نفسم بند میاد و به خودم که میام میبینم با جسم بی‌حس ولو شدم1گوشه ولی روحم انگار داره تمام زورش رو میزنه که این بسته بندی باز بشه و نمیشه و قفسه سینم از این تلاش انگار میره زیر پرس سبک. بلد نیستم کامل توضیحش بدم. حس مزخرفیه. کاش تجربه نکنی!
پام هنوز درد میکنه. بدجوری زدم ناقصش کردم خخخ. حالا حسابی مواظبم ولی نه اونقدر که خطر نکنم. پیشرفتم20نبود ولی به نظرم بشه1دونه7به خودم بدم. از مهر به این طرف قابل توجهه. از0به7فقط در تقریبا6ماه. هوم. بد نیست. ولی از اینجا به بعدش سخته. هرچی پیشتر میره سختتر میشه. به نظرم بد نیست دسته کم ایام عید متوقف بمونم و در حضور مادرم خریت نکنم این بنده خدا همین طوریش خخخ یادش نرفته آنتیک‌جاتِ صادره از موجودیت منو و به روی مبارک نمیاره بذار دردسر درست نکنم. ولی همچنان آخ پام.
تدریس واتس اگر برنامه جدیدی پیش نیاد امروز تعطیل تا بعد از عید. البته به من از طرف افرادی بیرون از محیط کاری پیشنهاد شد که به تلافیِ غیر حضوری بودنِ کلاسهای امسال برای کمک به بچه‌ها داخل عید هم درس بدم. اگر خونواده دانشآموز بخواد موردی نیست درس میدم من که خونه نشستم ولی کسی چیزی نگفت. خودم شخصا هم حس میکنم شاید درست نباشه داخل عید سر به سر بچه بذارم که واسم تکلیف بنویسه و درس تحویلم بده.
سال نو داره میاد. اینجا هوای عید نیست. تاریک بودی99خیلی خیلی تاریک. نمیخوام نق بزنم. میترسم از سالی که میاد. اگر تاریکتر از این باشه چی؟ نمیخوام بگم چه قدر دلم میخواد بدونم سال آینده واسه من چی پیش میاد. خدایا کمکم کن!
دلم میخواد دستم رو بذارم پشت داستانهای اطرافم هلشون بدم سریعتر پیش برن. این سکون و سکوت کم مونده روانم رو منفجر کنه. خب بجنبید! گاهی لازمم میشه عقلم رو بفرستم مرخصی روی هوا ولی خخخ مجوز استفاده از کایتِ پروازش رو از دست دادم و نمیشه. گاهی به سرم میاد که کاش مجوزه رو هنوز داشتم ولی، … هی! این نباید به سرم بیاد! این نباید باشه. این درست نیست. خدایا میدونم ولی آخه منو ببین! خسته شدم خب.
خواب اون بازار خوشگله داخل دبی رو دیدم. دلم میخوادش خخخ. چیزی لازم ندارم فقط حال میکنم داخلش راه برم و از فضا و بوهاش و صداهاش لذت ببرم. به شدت حس امنیت و آرامش در حال راه رفتن در یک فضای خوشعطر و خوشآیند دلم میخواد. مادرم با گوشیش و عکسهای گذشته که از گوشیش درمیاد و اخبار تاریک سرگرمه. زمانی که میاد اینجا هم خیلی صحبت نمیکنیم. اگر بیخیالش بشم تمام زمانش گیر همین‌هاست. خب اگر بهش خوش میگذره بذار باشه. فقط کاش اون خبرها رو بیخیال میشد! واقعا تلخن. و اینکه بر طبق چیزهایی که داخل کانالها میخونه و میخونیم و میدونیم باید منتظر بدتر از اینهایی که میبینیم باشیم اون هم در آینده‌ای نزدیک و هیچ کاری واسه عوض کردن شرایطمون از دستمون برنمیاد خیلی خیلی آزاردهنده تره. منو واقعا اذیت میکنه. ترجیح میدم ندونم و کسی هم در موردش هی بهم یادآوری نکنه! خدایا تو هم که دست به تماشات خوبه این ملت له شدن خاک شدیم و هیچ چی نمیگی. قربون حکمتت برم شاید نادرست ما هستیم که طرفمون نیستی. چی بگم! چرت میپرونم درست نیست ولش کن بیخیال.
خخخ مادرم از اینترنت موارد هنری برمیداره درست میکنه. خدا رو شکر. هنر کمک میکنه. کاش بهش کمک کنه! واتس. میام الان.
اومدم. چیزی نبود تبریک سال نو. خدایا امسال مگه تبریک داره! اصلا مگه عید داریم! بیخیال بذار هر کسی مثبت میبینه ببینه چه بهتر واسه مثبتبینها بذار خوش باشن مگه ما همین رو نمیخواییم؟
ساعت از9گذشت بد نیست من برم درس بخونم. خدایا این استادهای اینترنتی داخل عید خیال ندارن سنگرهاشون رو تخلیه کنن. الان گریه میکنم. خب بگید کلاس نیست دیگه خخخ. استاد مبارکی که گفته عید کلاسه، استاد اسکایپم هم که اصلا ازش نپرسیدم. از زمانی که تاسوعا بود یا عاشورا کلاسمون داخل اسکایپ برقرار بود کلا تصور تعطیلات مناسبتی رو بیخیال شدم خخخ. بذار امروز اگر حسش بود واسه تفریح هم شده بپرسم ازش. کلاس! اوه! امروز کلاس دارم! درسم موند! وایی خدا دیرم شد! من رفتم!

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *