چند قدم روی خط شب2شنبه!

2شنبه شب . ولو شدم و از زیر پتو دارم می نویسم. واسه چی اینهمه خستم ساعت تازه10دقیقه به10شده! امشب اصلا درس نخوندم. گیر ریپر بازی بودم. تکلیف5شنبه رو این دفعه انجام دادم و فرستادم. با کمک خخخ. به خدا خودم انجامش دادم ولی با توضیح. فاطمه ممنون خدایی اگر نجاتم نمی دادی این دفعه هم بی تکلیف می رفتم سر کلاس چون خدایی ابدا نفهمیده بودم باید چه معامله ای با اون صداها کنم.
اینجا رو امروز واسه1سال دیگه تمدید کردم. دقیقه90و خدایا خیلی قیمته از پارسال بیشتر بود! آخ جیبم الان به شدت تاول زده هرچی هم می خوام درمونش کنم فقط نبض می زنه و درد می کنه. ولی خدایی اگر همین مدلی بره بالا نمی دونم سال آینده امروز چیکار می کنم. ولش می کنم بره هوا؟ دلم میاد؟ بهم پیشنهاد شد دامنه رو به آی آر تغییر بدم. کاش لازم نشه! امروز فکر کردم شاید لازم بشه تا سال آینده به فکر1کانال تلگرامی به جای اینجا باشم. قیمت نداره و بی دردسر هم هست. ولی, … امروز که اخطار دقیقه90تمدید اعتبار واسم اومد1دفعه حس کردم هیچ دلم نمی خواد از دستش بدم. یعنی سال دیگه, … اه بیخیال بابا تا سال دیگه1عمر اتفاق می افته از کجا معلوم سال دیگه وضعیت چه مدلی باشه؟ لحظه رو عشقه!
فردا مدرسه نیستم. عوضش باید بشینم خونه و به جای امشب چنان درس بخونم که جونم دربیاد. به نظرم برسم اگر فردا شیطنت نکنم.
ثبت نام کانون همچنان واسم بسته مونده. امروز تماس گرفتم و گفتن سامانه قطع شده و خودشون هم نمی تونن کاری کنن. گفتن شروع کلاس ها رفته به19مهر. امروز حس کردم چه خوب شد از صبحی حرصش رو نخوردم. خیال می کردم سامانه فقط واسه من باز نمیشه و اگر حرص می خوردم و بعدش می فهمیدم کلا گیر از بیخه حرص خوردن هام حروم می شد. و این ترم. عاقبت شروع میشه و می گذره. عاقبت یا کلاس حضوری تشکیل میشه یا به احتمال قوی نمیشه که اگر نشه باید واسه سر در آوردن از اون برنامه ی مسخره ی لعنتی اقدام کنم. این ترم احتمالا فشرده هست شبیه ترم گذشته. چون داره دیر شروع میشه. خب بشه! من که تمرین ها رو نوشته دارم و زمان ترم فقط لازمه هم درسم رو و هم تمرین هایی که حل کردم رو فقط بخونم و برم سر کلاس درس جواب بدم. دقیقا مشکل چیه؟ من واسه چی باید دلواپس باشم؟ البته جز اون ادوبی دیوونه که نتونستم باهاش رفیق بشم و ترم پیش حالم رو گرفت. دیر و زود شدن زمان این ترم مشکل من نیست پس بیخیالش. عاقبت این ترم هم میاد و میره و هر زمان لازم بشه من هم شبیه بقیه با فشار1ترم ضربتی رو در رو میشم و سپریش می کنم پس فعلا بیخیالش تا19مهر هم خدا بزرگه. نتیجه اینکه یوهو! کلا از عقل کاملا خلاص شدم رفت خخخ.
امروز روی هم رفته روز مثبتی بود. دوستش داشتم. و حالا چه قدر خستم. نمیشه این رو فردا بفرستم روی آنتن؟ بیخیال ویرایشش بمونه واسه فردا الان می فرستم چون فردا منصرف میشم از فرستادنش و, … بسه خوابم میاد. ساعت10و4دقیقه. من رفتم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «چند قدم روی خط شب2شنبه!»

  1. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    ادوبی کانکت هیچی نداره که بخواید بهش فکر کنید.
    ساده تر از اونیه که خیال می کنید
    در مورد دامنه اینجا هم آی آر پیشنهاد بدی نیست خیلی ارزون تر در میاد.
    من هر سال خونه اینترنتیمو دقیقه نود تمدید می کنم حتی پارسال بهم تذکر دادند که تو چرا با وجود این همه اخطاری که ما می فرستیم باز دیر اقدام می کنی و ما مگه شصت روز مونده و سی روز مونده و پونزده روز مونده و یک هفته آخر هم که هر روز ایمیل می زنیم باز تو میذاری برای دفعه آخر
    فکر کنم این قدر این قضیه براشون عجیب هست که فقط احتمالاً یک دیوونه بیشتر جزء مشتری هاشون نیست که با وجود این همه هشدار و اخطار باز دقیقه نود تمدید می کنه
    حسابی حرصشون رو در میارم هر سال.
    من کانال تلگرامی دارم ولی بزرگ ترین مشکلش اینه که آزادی در نوشتن بسیار محدوده چون اگر متن از چهار هزار کاراکتر بیشتر بشه میره توی پست بعدی و هیچ راهی هم نداره جز این که از اینستنت ویو استفاده کنیم که اون هم دردسر های مخصوص به خودش رو داره
    خلاصه فعلاً که این جا تمدید شده و تا سال آینده هم کلی وقت مونده
    از این بابت که تمدید شده بسیار بسیار خوشحال هستم و تبریک میگم که باز هم این خونه مجازی هست که ما داخلش خودمون هستیم.
    راستی در مورد کار پرسیده بودید مصاحبه عقیدتی سیاسی رو که دادیم گفتند رفتید مرحله تحقیقات محلی و ما دیگه باهاتون کاری نداریم و همکارای ما تحقیقات رو که کامل کردند دو سه ماه بعد جواب نهایی میاد فعلاً دو هفته است که مصاحبه عقیدتی سیاسی رو دادیم و منتظریم.

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دوست من. به جان خودم واسم چیزی نرسید یعنی نمی دونم شاید رسید داخل پنل زدن من ندیدم همیشه پیام روی گوشیم میاد این دفعه هم اومد ولی مدلش خخخ. وایی این ادوبیه خدا بگم چیش کنه ترم پیش من فقط4دقیقه داخلش بودم استاد هی چیز پرسید من نتونستم دکمه های مورد نظر رو پیدا کنم زدم اومدم بیرون شکر خدا زنگ زدن گفتن7تا نفر شبیه خودم با کلاس آنلاین گیر دارن کلاسه اون ترم حضوری شد ولی این دفعه دیگه به نظرم گیر کردم. خدایا این هم شد کار؟ به نظرم در2هفته ی آینده کلاسه شروع بشه و این وامونده باز نمیشه که با تمرین و تکرار بلدش بشم.
      وووییی نه کانال تلگرام اصلا واسه من خوب نیست من وقتی میرم سر حرف زدن باید هرچی دلم می خواد حرف بزنم اونقدر بزنم که چونه ام فحشم بده با چندتا کاراکتر کارم راه نمی افته نمی خوام.
      بیخیال تا سال دیگه هستیم همینجا اون زمان هم هر طرف جاده بپیچه به مقتضای پیچشش و توان گردش فرمونمون می چرخیم. اگه منم که به خاطر همین خودم بودنه هم شده تا جایی که دستم برسه از دستش نمیدم. مگه اینکه دیگه واقعا شدنی نشه که واقعا امیدوارم به اونجاها نرسه. خدا رو چه دیدی شاید تا اون زمان جاده کلا صاف شد و دیگه لازم نشد اصلا بپیچیم. کی می دونه؟
      در مورد کار هم آخ از دست این انتظار آخرش! ظاهرا آسون ترین بخشه چون همه کار رو کردیم و دیگه لازم نیست کاری کنیم جز اینکه منتظر باشیم و خدایا بدم میاد از انتظار! ما هم منتظریم. پراکنده در اطراف ولی همراه شما. بی اطلاعمون نذارید.

  2. ابراهیم می‌گوید:

    سلام پریسا ایول که امسال هم دور همیم تا سال بعد چی پیش بیاد کسی خبر نداره
    این کلاسای مسخره مجازی هم واقعا دردسر دارن بخدا اهه
    بگیر بخواب منم برم شبت خوووووش

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دشمن عزیز. همه اش تقصیر این ویروسه دیوونه هست که اومده مونده و نمیره. آخه یکی نیست بهش بگه ایران هم شد جا که بهش چسبیدی؟ خب برو دیگه! ای بابا! بیخیال فعلا که نمیره خدایا اگر این ها به زور مرخصی به خوردم نداده بودن الان ترمه تموم شده بود بهش که فکر می کنم از حرص, … بیخیال شد دیگه. ولی کلاس مجازی! اوخ کلاس فردا شب رو باید واسش انشا بنویسم من اینجا چیکار می کنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *