سوار خط عصر2شنبه!

2شنبه عصر. شبیه عصرهای جمعه شدم. نوشتنی هام رو نوشتم باید درس بخونم واسه کلاس فردا. واسه چی اینجام پس؟ وبویسوم دیگه کمک نمی کنه و مهر داره میاد. حالا اینجا رو چه مدلی تمدیدش کنم آخه؟
این روزها استرس, … شبکه ی شاد, … مدرسه, … اون جو, … شنبه, … خدایا! کمکم کن! جدی واسه چی این مدلی میشم؟ نکنه واقعا این ویروسه اونجا منتظرم باشه؟ وگرنه من واسه چی اینهمه, … خدایا حواست هست من بدجوری, … به جهنم خوب چیه می ترسم گناهه؟ آره آقاجون من می ترسم از اون محیط و بهداشتش که باید هر روز حدود4ساعت با دستکش لاستیکی و تلق روی صورتم داخلش بچرخم چیه می ترسم خیلی هم می ترسم الان حله؟
اصلا واسه سفر آماده نیستم. خدایا همه چیز تویی عمر دست خودته هر زمان اراده کنی باید بریم ولی تا جایی که جا داره ترجیح میدم الان نوبتم نباشه. این مدلی. با این زجری که از این ویروسه میگن. بعدش اون مدل تدفین. پیچیده وسط نایلن. قبر6متری اگر درست شنیده باشم. بسته بندی سقوط به ته چاه. لای آهک. تازه این فقط خودمم. بعدش ویروس و خونوادم. خدایا الان سکته می کنم کاش این ها از سرم بره بیرون! خدایا کمکم کن!
به سرم زده! اصلا شاید اینهمه سخت هم, … اه! خدایا تا شنبه هنوز کلی راهه. خدایا کمکم کن! خدایا کمکم کن!
این شب ها نمی فهمم سر چی عجیب استرس میاد و نمیره. شدیده و تیز و عمیق. خدایا به خیر کن!
اگر کانون ترمم رو داغون نمی کرد حدود2هفته دیگه شاید هم1هفته دیگه امتحان پایان ترمم بود. خدایا مصلحتت رو شکر! یعنی این هم جزو مشق جریمه هامه؟ اگر هست که هیچ. من معترض نیستم. اگر نیست خدایی سنگین بود واسم. خیلی سنگین. خندیدن هام رو نبین تو اصلش رو می دونی.
میگم از هفته ی آینده با درس هام چیکار کنم؟ پدرم درمیاد. هی بیخیال من پیش از اسفند چیکار می کردم؟ خودمونیم کلاس های اسکایپی پیش از اسفند, … بود. اون زمان هم بود. بهش می رسیدم هرچند سخت. حتما راه داره. تازه الان خوندنی ها بیشتره و انشا هر جلسه فقط یکی. ولی اون زمان فسقل سالم بود می بردمش مدرسه. الان فسقل رو نمیشه ببرم. عوضش کتاب کانون رو میشه ببرم مدرسه. تمرین ها رو که دارم می نویسم. می مونه کلاس اسکایپی و خوندنی های این طرف. کانون رو که می برم مدرسه. کلاس اسکایپی هم که باید پیش بره دیگه. یادگیری هام هم1کوچولو سریعتر شده یعنی باید شده باشه دیگه. وایی خدا جان! آخ خدا! ای خدا جان!
هی1چیزی! از وورکبوک کانون3تا درسش رو نوشتم فقط3تا دیگه مونده. کاش برسم! یعنی میشه اگر باز هم فشرده تر کار کنم. نمی کنم که!
قرنطینه ی من نعمت بزرگی واسه درس خوندن هام بود. کاش تمدید می شد! من هنوز به شدت درس دارم. کاش می شد کانون, … هی بسه. کانون تموم نشد. ترمم عقب افتاد. رفت واسه مهر. دیگه هم نمیشه کاریش کرد. تمام!
دلم1نور امید می خواد که نگاهم رو تکیه بدم بهش و خاطر جمع باشم. حس می کنم اعصابم در حالت انقباض دایم باقی مونده. دلم می خواد رهاش کنم. کاش می شد!
بسه. درس. نمی دونم امشب چیزی می خونم یا نه. ولی فعلا میرم بلکه خوندم. خدایا کمکم کن!

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «سوار خط عصر2شنبه!»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    هی پریسا کجاااا تو فقط باید طبق پیشبینی های من جلو بری و اگه بنابه سفر هستش هنوز سی و اندی سال مونده
    پریسا زیاد بهش فکر نکن اینکه زیاد بهش فکر کنی فقط استرستو میبره بالا و بدبختیایی که میدونی و میدونم که چه مدلی درست میشه
    اینجا چرا منو راه نمیده آیا!!!

    • پریسا می‌گوید:

      درست میگی ابراهیم واقعا سعی می کنم بهش فکر نکنم ولی این ترس, … پیام که از گروه آموزش محل کارم میاد ذهنم خود به خود روزها و ساعتهای باقی مونده رو حساب می کنه و از شدت استرس مورمورم میشه. خدایا میشه به این ویروست بگی نیاد طرف من شنبه باید سر کار حاضر بشم و بدجوری می ترسم خدایااااا! ابراهیم تو واسه چی هر دفعه میری توی صف باید برم1تلنگر بزنم تا بری سر جات؟ هرچیش می کنم باز تو میری اونجا! نرو دیگه! ای بابا!

  2. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    دیگه خیلی وقته که از وبویسام استفاده نمی کنم و خیلی ها هم همین طور.
    ما داریم از آنتی کپچا استفاده می کنیم که دقیقاً اسمش برازنده اش هست
    ضد این عددهای امنیتیه
    اگر خواستید نحوه خریدن و فعالسازیش رو در تلگرام براتون توضیح میدم.
    اینجا باید تمدید بشه بهش حسابی احتیاج داریم.
    می دونید که
    این جا جمعمون جمع میشه و از عاقل ها لااقل در کامنت ها خبری نیست که نیست.
    در مورد کرونا هم امیدوارم نگیرید و نگیرم.
    فقط همین رو می تونم آرزو کنم.

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دوست من. وبویسوم دیوانه! لعنتی! این آنتی کپچا کاش محدودیت نداشت! شنیدم تموم که بشه باید1سری دیگه بخریم و خدایا این هم شد کار؟
      موافقم اینجا باید تمدید بشه. من لازمش دارم. اینجا تنها جاییه که می تونم عاقل ها رو ورود ممنوع کنم و هر کدومشون هم که قدم بذارن اینجا همه چیزش با خودشونه. از زوال عقل عزیزشون گرفته تا جواب هایی که میشه در جواب اظهار فضل هاشون از شخص من بشنون. این روزها ابدا خواهان گرفتن پر هیچ کدومشون به گوشه ی پرهای خودم نیستم. بله اینجا باید تمدید بشه. کاش دسته کم حالاها بشه که سرپا بمونه!
      کرونا. این عوضی منو کرده مسخره ی1جماعت بی پروا که همه جا میرن و من شدم جوکشون و بهم می خندن. ازش واقعا می ترسم. درست یا نادرست من می ترسم. خیلی ها رو در اطرافم می بینم که ضربه ی دست این ویروس شدن. من می ترسم و به اندازه ی خودم هم دلیل واسه این ترسیدنم دارم بذار اون ها بخندن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *