تمدید شد.

عصر۳شنبه. مهر هم رسید. من شبیه سال گذشته کمکی شدم. خدا رو شکر! از تعطیلات اضافی خبری نیست. ولی بد هم نیست. می شد که خیلی بدتر باشه و من امسال ابدا ظرفیت این بدتر بودن رو نداشتم. خدایا شکرت! تا اینجا هرجا گیر کردم, جاهایی که هیچ راهی نبود, تو۱راهی باز کردی و دستم رو گرفتی و از تنگنا, هرچه قدر باریک, هر اندازه ناگذشتنی ردم کردی و نتیجه این شد که به سلامت گذشتم. مطمئنم از اینجا به بعد هم ولم نمی کنی. مطمئنم که تا آخرش همراهمی. هرچند گاهی فشار رو زیاد حس می کنم. چنان زیاد و چنان شدید که نفسم بالا نمیاد. ولی تا اینجا گیری نبود که تو منو باهاش جا بذاری. خدایا ممنونتم. باز هم باش. من باید از این مانع بپرم. داره می رسه. خدایا واسه بقیه راحته که بگن من می تونم. که بگن خیالی نیست. که بگن استرس هام رو رها کنم. ولی به نظرم تنها تویی که می فهمی چی میگم زمانی که میگم من می ترسم. خدایا من می ترسم کمکم کن!
تمدید اینجا واسه۱سال دیگه امروز انجام شد. واقعیتش به عدم تمدیدش زیاد فکر کردم. قیمت سالانه حسابی رفته بالا و حس کردم شاید به صرفه نباشه و بد نیست رهاش کنم. رها هم کرده بودم و هر دفعه پیام های میزبان رو ندید می گرفتم. هر روز. هر بار. مهلتم داشت تموم می شد. فقط۱۰روز. فقط۹روز. خدایا۸روز. فقط۷روز! ۶! ۵! اینجا می پرید. با تمام۴سالم. با تمام لحظه هایی که ثبتشون کرده بودم. با تمام خاطره هایی که اینجا نقش شدن. با تمام اشک ها و لبخندهای۴سال گذشته من. با پشتیبان گرفتن هم به جایی نمی رسیدم. فایده نداشت. کوله بارم رو بدون این سقف و۴دیواری مجازی دلم نمی خواست۱گوشه نگه دارم. نتونستم تحمل کنم که روز و شب بعد از مهلتم اینجا دیگه مال من نباشه. حسش رو دوست نداشتم. این روزها دستم خیلی باز نیست و باید حسابی مواظب خرج کردن هام باشم ولی, … از مدرسه که اومدم فقط می دونستم که نمی تونم. تمدیدش کردم. به مدت۱سال. البته حدود۲۹۰هزار تومن واسم آب خورد ولی حالا اینجا واسه۱سال دیگه هم مال خودمه. نمی دونم مهر آینده من در چه وضعیتی هستم. آیا توان مالیم اجازه میده که باز هم تمدیدش کنم یا باید تموم شدن مهلت رو تماشا کنم و رد بشم؟ نمی دونم. دلم می خواد این مدلی نباشه ولی هی! تا اون زمان هنوز۱سال دیگه باقیه. خدا رو چه دیدی شاید تا اون زمان من, … چیزی نمی دونم از۱سال آینده. نمی دونم مهر آینده من در چه حالم. کجا هستم. چه وضعیتی دارم. در چه حسی شناورم. در چه هوایی می پرم. ولی حالا حالاست. به قول هاگرید داخل هری پاتر و۱سری عاقل دیگه, هرچی بخواد بشه به موقعش پیش میاد و ما به موقعش باهاش رو به رو میشیم. پس فایده نداره الان بهش فکر کنیم و نگرانش باشیم. امروز اینجا تمدید شد. حالا اینجا برای۱سال آینده همچنان مال منه تا داخلش دیوونه بازی هام رو ثبت کنم. این مثبته. به علاوه خیلی مثبت های دیگه که الان زمانش نیست بشمارمشون. باید بلند شم واسه رو به راه کردن چندتاشون. زمان واسه توضیح نیست. بعدا میام اگر حس و حالش باشه میگم اگر هم نباشه نیست دیگه. ساعت به سیستم این فسقل۶و۱دقیقه عصر. من رفتم.
ایام به کامت.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به تمدید شد.

  1. ابراهیم می‌گوید:

    اه درد بی درمون بگیری وردپرس با این کارات
    معادله رو هم درست میزنی میگه وردپرس خطا
    سلام پریسا خوشحالم تا سال دیگه کنار هم هستیم شاید سالهای بعد هم اینجا باشیم و تو اذیت بشی و ما بخندیم
    مهر چقدر از پاییز و حس غمی که همراه خودش میاره بدم میاد ولی چه میشه کرد اونم میاد و مدتی هست و بعد میره هرچند که بدبختانه پاییزای گذشته بهم ثابت کرده عین آدامس کش میاد و تا تموم بشه کلی وقت میبره
    خوشحالم که هستی و هستم دلت آروم

    • پریسا می‌گوید:

      آره راست میگه بترکی وردپرس ولی نه نترکی وگرنه این سقفه میاد پایین ما گناه داریم.
      سلام ابراهیم. و شکلک سنگر گرفتم که به خاطر تاخیر فوق طولانیم حالا این بطری بهم پرت نکنه. به جان خودم گیر بودم نمی اومدم این طرف ها. با کش اومدن پاییز و مخصوصا مهر بدجوری موافقم. این نفله انگار۱سال پیش شروع شد نمیره آخه! ابراهیم نمی دونم فرداها چه مدلیه ولی عمیقا دلم می خواد سبک تر از امروزها سپری بشه. خدایا کمکم کن!

  2. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    رسیدم به نوشته ی آخر شاید هم اول از هر طرف که نگاه کنی درسته
    بالاخره رسیدم.
    عمیقاً خوشحال هستم که این جا رو تمدید کردید
    یک جایی شبیه به این باید باشه که ما یعنی شما و من و ابراهیم و بقیه داخلش دیوونه بازی در بیاریم
    از طرفی چرا شما دات کام گرفتید و می تونستید مثل من دات آی.آر بگیرید که سالی پنجاه هزار تومان هم بیشتر خرجش نمیشه من و شما که هیچ کدوممون فایل آپلود نمی کنیم که این قدر پول لازم باشه بدیم فقط برای نوشته ها لازم نیست این قدر پول بدین
    من شما را فرا می خوانم که بیایید و باز هم بنویسید و از احوال خویش در آیلتس و مسیر بگویید
    آخرش خیلی رسمی و با کلاس شد ولی خب خودم خواستم که این طوری بشه دیگه!

    • پریسا می‌گوید:

      سلام. آخجون دیوونه بازی! در گور هم که باشم دیوونه بازی رو دوستش دارم. به نظرم برم اون طرف صف قیامت رو با دیوونه بازی به هم می ریزم و آخجون خوش می گذره.
      زمانی که اینجا ساخته می شد نه از آی آر چیزی می دونستم و نه از کام. البته هنوز هم نمی دونم. فقط می دونستم کام۱چیزهاییش بهتره و حس کردم این مدلی سفت تره و خخخ واقعا هنوز چیزی از تفاوت هاشون نمی دونم. الان هم که۴سالی گذشته و دیگه تغییر آدرس سخته واسم. شاید در آینده… آینده رو نمی دونم چی پیش میاد ولی از تمدید اینجا واسه۱سال آینده خوشحالم. خوب شد بیخیالش نشدم. و آهان به فراخوان شما پاسخ دادم و دوباره خرچنگی پاشیدم اینجا. ایول همه جواب ها رو دادم تموم شد دیگه عقب نیستم و وووییی درسم موند من رفتم دررررسسسس بخونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *