هی دیوار! شونه هات رو قرض میدی؟ فقط۵دقیقه!

۲شنبه شب. از۱۱فقط۱کوچولو گذشته. به نظرم کمتر از۱۰دقیقه.
امشب۱حسی شبیه، … خدایا چی ازم بر می اومد؟ جز اینکه الان انجام دادم هیچ چی به نظرم نرسید. واقعیتش، … فقط این به نظرم رسید. هیچ مدلی نتونستم حلش کنم. رفتم به کسی که به نظرم می تونست یعنی می تونه حلش کنه نق زدم. به نظرم حسابی کلافه کردمش. من هیچ زمانی ایجاز بلد نشدم. نتیجه اینکه اون بنده خدا رو پیداش کردم و اونقدر حرف زدم اونقدر حرف زدم زدم زدم تا بنده خدا مغزش رو گرفت به نظرم در رفت. من هم فرار کردم زدم بیرون در رفتم اومدم این گوشه قایم شدم. بسه دیگه حس مسخره بازی ندارم. دلم گرفت. آخه چه غلط دیگه ای می شد کنم؟ بابا۱کسی بفهمه من نمی خوام این مدلی باشه و باشم! این دست من نیست! این تقصیر من نیست! این لازمه. این بایده. بایده باید. من باید از هر چیزی که میشه ازش انصراف داد انصراف بدم. این چیزی نیست که من دلم بخواد. این لازمه. این بایده. این جبره. جبره جبر! جبر می فهمی یعنی چی؟ یعنی باید! یعنی اجبار! یعنی زور! یعنی باید دلت رو بزنی کنار. باید علایقت رو بزنی کنار. باید هرچی که دلت باهاشه رو بذاری کنار. باید بگی نه. باید بیخیال نگاه و نظرها بشی. باید بیخیال متقاعد نشدن ها و متقاعد نکردن ها باشی. باید هرچی دلت می خواد ببینی رو نبینی. هرچی عشق می کنی بشنوی رو نشنوی. هر جا دلت ضعف میره باشی نباشی. باید خیالت نباشه به اینکه تونستی کسی که دلت می خواد بگیره چی حس می کنی رو متقاعد کنی یا زدی بینشش به خودت رو خاک کردی. باید فقط مقابل رو بگیری زیر نگاه تیز و متمرکزت و بری. بیخیال همه نکبتی که در اطرافت می پاشی فقط بری طرف رو به رو. فقط بری فقط بری فقط بری و بری و بری. باید فقط بری. هیچ چاره ای نداری جز اینکه بگی نه و فقط بری. به جهنم که دردت میاد. به جهنم که چه قدر سخته واست. به جهنم که نتونستی نظرهایی که واست ارزش داشتن و دارن رو قانع کنی که تو منفی نیستی فقط گرفتاری. به جهنم که چه اذیتی میشی از این رها کردن ها و گذشتن ها! به جهنم همه چیز. حتی به جهنم خودت! دلت! حس و حالت! دردت! دلت! به جهنم دلت! به جهنم! این بایده. فقط باید بری به طرف رو به رو! اگر خودت هم مانع خودت شدی باید خودت رو جا بذاری و ازش رد بشی و بری. دل سیری چند؟ به جهنم که وسط۱نصفه شب خفه میشی از حس غربت سردی که با این نه و نه و نه گفتن ها بغلت می کنه! به جهنم! این بایده. باید بشه. باید! حالا فهمیدی جبر رو؟ حالا شناختی قواعد جبری یعنی چی؟ این جبره. این جبره جبر!
دلم می خواد گریه کنم. تصور نمی کردم اینهمه دلم بگیره ولی گرفت. خدا رو شکر اون لحظه هایی که داشتم وراجی می نوشتم می فرستادم و می فرستادم و باز می فرستادم این مدلی نشدم. اگر می شدم نمی تونستم وراجی کنم. بعدش که اومدم اینجا۱دفعه حس کردم دیگه تحملم۱کوچولو ته کشید. بعدش هم دیگه لازم نیست تحمل کنم. اینجا میشه بشینم و دلم بگیره. خدایا کتابم اینجا کنار دستم باشه فقط چند دقیقه من نفسم بالا بیاد الان میرم سر درسم. دلم بدجوری گرفت. هی دیوار! امشب شونه هات رو قرض میدی؟ حالا نه. درس دارم. چندتا معنی لغت هست باید پیدا کنم. بعدش هم۱نگاهی به تمرین های این کتابه بندازم. باید امروز حل می کردمشون ولی تموم نشدن. هنوز۱خورده کار واسه امشب هست که کنم. بنویسم و بخونم تا جایی که ذهنم راه میده. بعدش، … هی دیوار! امشب شونه هات رو قرض بده. دلم گرفته از۱عالمه نه که گفتم. خوب الان چه دردمه؟ حل شد دیگه! چیه انتظار داشتم۱دسته آدم بیان باهام همدردی کنن که آخی نازی چه اذیت میشی آره ما می فهمیمت واست دعای حاجت هم می خونیم بعدش میریم منتظر میشیم هر زمان عشق تقدیرت کشید ول کندت بیایی وسطمون تا واسه حضور عزیزت جشن شادباش بگیریم؟ الان چمه؟ مگه گیرم این حل شدنه نبود؟ خوب الان شد دیگه! پس چمه؟ چمه؟ پس من الان چمه؟ لعنت به هرچی غفلته که اینهمه جریمه هاش عوضیه من الان چمه؟ خیال کردم چی؟ همه گرفتارن. هر کسی توی هوای گیرهای خودشه. اونی که من ندید گرفتمش و گذشتم۱گیر سفت و مهمه واسه خیلی هایی که هیچ جبری از جنس اینی که من روی کولم می برم روی دوششون نیست. چیه الان انتظار داشتم ملت بار کولشون رو بذارن زمین بیان بزنن روی شونه هام که عجب همتی داری برو که دعای ما باهاته؟ بعدش هم گرد و خاک هات رو که خوب تکوندی برگرد بیا که جات۱دسته درخت کاشتیم تا خودت بیایی آبش بدی؟ ای خاک بر سر من الان من دقیقا چمه؟ نمیشه. هی دیوار! درسه رو هم می خونم. شونه هات رو همین الان قرض بده تا از این حرص سکته نکردم. خدایا چیزی نیست ها! من معترض نیستم. الان درست میشم. فقط دلم۱کوچولو گرفت. اندازه۱از دست دادن دیگه که می دونی؟ خیلی هم واسه من کوچولو نبود. ولی می دونی؟ چیزی نیست. من معترض نیستم. الان خوب میشم. چند لحظه دیگه خوب میشم. حالاش هم خوبم فقط دلم گرفت. خدایا می دونی؟ واقعیتش۱خورده زیاد گرفت. ولی معترض نیستم. الان درست میشم. الان درست میشم! چند دقیقه دیگه درست میشم. فقط۱۰دقیقه. نه فقط۵تا. فقط۵دقیقه من با این دیواره۱کوچولو سلام علیک کنم بعدش درست میشم. خدایا معترض نیستم ها! فقط۱خورده سرم روی شونه های این دیواره خستگی در کنه. فقط۵دقیقه. درست میشم. ساعت۱۱و۳۲دقیقه. دیگه نمی تونم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به هی دیوار! شونه هات رو قرض میدی؟ فقط۵دقیقه!

  1. مینا می‌گوید:

    سلام این حال رو عجیب میفهمم خودم سه ماه توی این حال و هوا بودم و احتمالا ماههای دیگه ای هم توی همین حال بمونم. دیگه دیوار هم کمک نمیکنه هیچ چیز کمک نمیکنه. هیچ چیز

    • پریسا می‌گوید:

      سلام مینای عزیز. می دونی؟ درست میشه. درست میشی. درست میشم. درست میشیم.
      ولی خدا همیشه هست. همیشه کمک می کنه. همیشه می بینه. می شنوه. می دونه. من هنوز بهش یقین دارم.
      تحمل کن. بابا زمان کارش رو بلده. بهترش می کنه.
      دلت آرام.

  2. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    هر دردی هم که باشه زمان با گرد و غبار خاص خودش می تونه درستش که نه ولی لا اقل کم رنگش کنه بله زمان کارش رو بلده.
    خیلی شب بدی بوده موقع نوشتن این کلمات ولی این شب هم مثل بقیه شب های عمر که بالاخره به صبح می رسند به صبح رسیده.
    امیدوارم چنین لحظاتی رو کمتر و کمتر تجربه کنید.

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دوست من. اون شب رو خاطرم هست. بله حس بدی بود و خخخ مجبور بودم۱چیزهایی رو خخخ تمامش تقصیر این آیلتسه خخخ. خیلی دلم می خواد بدونم اگر سال دیگه عمری باقی بود و من اینجا بودم و اگر بتونم امسال رو دوباره بخونم در چه حال و هوایی می خونمشون. خدایا کمک کن اوضاع سبک تر از امسال باشه!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *