جفنگ!

تعطیلی آخر هفته. این روز ها و تب عجیبم. از مهار در رفتم واسه چی! دیروز خنده دار گذشت. مادرم هیچ خوشش نیومد خخخ! دلم می خواد شنبه رو بپیچونم. از ظاهر شدن های این مدلی بدم میاد. به معرف گفتم. گفت مشورت می کنه بهم میگه. به نظرم یادش میره. خودم نیستم انگار. می ترسم با دسته واتساپی های هم گروهم حرف بزنم حس و حالم رو بفهمن. یکیشون زیاد حواسش متمرکزه. بهش نمیاد بهش میاد1شیطونک بگو بخند دیوونه باشه1خورده از خودم شاید عاقل تر شاید نوجوون تر ولی این اواخر فهمیدم حواس جمعی هاش خطرناکن. از اون خطرناکه های مواظب باش پیشش سوتی ندی. و من برعکس جهانی از سوتی های رنگی رنگی می باشم. خدا بگم چیکارت کنه یکی این مدل چرت و پرت گفتن از تو واگیر داشت به من. از بس داخل ایمیل هات مزخرف گفتی حرف زدنم سر و ته شد. ولش کن به جهنم. چی به جهنم! نمی دونم همه چی. آهایی بدون اسم فرم تماس ها که ایمیل تقلبیت از1عالمه1درست شده! می خوایی من بهت بگم چی شده خخخ! اینجا هم بگم آره؟ حتما میگم وایستا الان! چیزی نشده فقط کوک روانم در رفته. البته جدید نیست این خیلی پیش تر ها کوکش خراب بود مدارا می کردم باهاش این اواخر مدارا نکردم در رفت الان هم این شدم که تو نمی بینی. بیا بابا تو هم هرچی دلت می خواد بیا اصلا بیا اینجا ولو شو چی بگم بهت. اینترنت خودته بزن نفلهش کن من واسه جمع کردن خودم از حضرت گربه زور وام می گیرم الان دیگه حس نصیحت کردن ندارم اون هم به گوش تویی که بهت میاد از اون بی مخ ها باشی. به جهنم که بهت بر می خوره خوب مخ نداری! شنبه و2شنبه و1شنبه و خدایا شعر گفتنم نمیادش یعنی میادش ولی این آخری رو هیچ کجا نمیشه بذارم باید پاره کنم بفرستم بایگانیه فاضلاب آخه این رو کسی بخونه نتیجه افتضاح میشه که! مگه به سرم زده بدمش دست کسی؟ چی رو شعرم رو؟ نه بابا بهانه رو. نمیدم این رو هم نمیدم کلید حذف و تمام. تا همین جاش هم خطر کردم. ولی این هفته ها! کی تعطیل میشیم خسته شدم از کلاس و تردمیل شغلی و ونگ و ور های بی نتیجه خودم و همه چیز اون نکبت. کاش ببرنم1جای آروم که اعصابم از پسش بر بیاد خدایا یعنی روی این خاکت1راه بهتر نیست که من زندگیم بچرخه بدون اینکه اینهمه زجرکش بشم؟ آیای آخرش رو نذاشتم. بیخیال ول کن اینجا خودمم گور پدر نقش! به نظرم داره بارون میاد. دیشب بعد از رفتن مادری زدم به یخچال و بعدش از بس منگ شدم کم مونده بود خودم رو نفله کنم. بیخیال1خورده خریت به جایی بر نمی خوره ولی ادامهش الان داره پدرم رو درمیاره. هنوز گیجم. عجب کاری کردم یکی نیست بهم بگه خوب تفریحاتت رو زهرمار کن افسار واسه چی پاره می کنی خوب کمتر! از دستت که نرفته باقیش رو بذار دفعه دیگه! یکی بی خود می کنه بهم بگه! خوب کردم. داشتم خفه می شدم لازم بود اصلا دلم خواست این که مال کسی نیست مال خودمه مال خودمه مال خودم فقط خودم! اینکه به نام کسی نخورده اینکه مالک نداره اینکه ممنوع نیست مال خودمه مال خودم کثافت عوضی فقط خودم! آخ سرم! عجب جفنگه سرم داره می ترکه خدایا من با خودم چه غلطی کردم این واسه چی حس بعدش اینهمه آشغالیه! سرم سوت می کشه چه مدلی درستش کنم الان روانی میشم. دیشب چیکار کردم خاطرم نیست. این تخت بیچاره چه ها که ازم تحمل نکرد. الان هم1مدلیه انگار بالاش جنگ جهانی شماره6بوده من که فقط خودم رو ولو کردم بعدش دیگه نفهمیدم چی شد فقط یادمه این فشاره زیاد بود کلافه شدم انگار1کسی شبیه عروسک پوشیدم دستم رفت لای مو هام بعدش هم اون1کسی با صدای خودم1عربده مشتی زد باقیش رو خاطرم نیست! چی شد بعدش! به نظرم خواب بودم. آخ سرم سرم خدا سرم! به خاطر خدا1کسی بگه درمون این سردرد بعد از فرود چیه روانم پاک شد از شدتش! باید بلند شم. بین نوشته هام1چیزی باید پیدا کنم واسه2شنبه. یکی پیدا کردم یکی دیگه هم باید باشه. باید باز بگردم اگر شنبه تصویب شد دقیقه آخری نشم این چیز ها دقیقه آخر نمیشه. اه لعنتی سرم! باید بجنبم. این تخت طفلکی رو باید رو به راهش کنم بعدش هم شاید با دوش گرفتن این درد نکبت دست برداره از سرم. حس لعنتی! حس آشغال لعنتی! حس نکبت گند لعنتی! اه لعنتی! ساعت از8گذشت! هی صبح! وایستا! وایستا برسم!

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *