1خورده هنر. بافت سگ بخش6و پایانی.

سلام به همگی. مثل همیشه من دقیقه90هستم کاریش هم نمیشه کرد. صبح شنبه رسید و من مشق امروزم رو ننوشتم الان باید تند تند بنویسمش و برم مدرسه.
بیخیال بریم سر مشق من و کله سگه!
اون خط باریک باز روی تنه رو یادتونه آیا؟ درست رو به روی دم! واسه اینکه سگمون سر داشته باشه روی این خط باریک دور تا دور3دور4-1می زنیم. ولی نه به این بیخیالی خخخ!
دور اول رو که کامل و معمولی می بافیم. به دور دوم که رسیدیم باید مواظب باشیم چون چشم ها داخل این دور هستن.
پشت و کنار سر رو که همون4-1معمولی میریم. به جلوی سر که رسیدیم، گل هایی که باید بزنیم رو می شماریم. میشن3تا. یعنی ما3تا گل4-1باید بزنیم تا جلوی سرش تکمیل بشه.
اگر در شروع دور باشیم پس باید2تا بفرستیم داخل نخ و سومی رو مشترک بگیریم. دونه اولی رو می فرستیم داخل نخ، دونه دومی رو1دونه سیاه می فرستیم داخل نخ و سومی رو با همون رنگ قبلی مشترک می گیریم.
اگر در شروع دور نباشیم پس2تا داخل نخ داریم و باید1دونه بفرستیم داخل نخ و دومی رو مشترک بگیریم.
دونه اولی از گل اولیه این3تا رو سیاه می فرستیم داخل نخ و بعدش1دونه مشترک می گیریم. این از گل اول.
گل دوم رو معمولی با همون رنگ قبلی می زنیم.
گل سوم رو هم شبیه گل اول، دونه اولیش رو سیاه می فرستیم داخل نخ و دومی رو با رنگ قبلی که داشتیم می بافتیم می زنیم و مشترک می گیریم.
اگر دورمون اینجا کامل بشه پس گل آخرییمون فقط1دونه می خواد و اون1دونه رو هم سیاه می فرستیم داخل نخ و همون رو هم مشترک می گیریم.
چی شد1کسی بیاد برام ترجمه کنه!
حالا هاپوی ما2تا چشم سیاه داره. انتخاب رنگ با خودتون من گفتم سیاه چون خودم با سیاه چشم براش می بافم و درضمن باید1رنگی بگم تا توضیحاتم جور بشه دیگه!
این از دور دوم سرش!
دور سوم رو هم1رنگ و معمولی می بافیم و تموم.
حالا باید1پوزه براش بزنیم.
دور دوم از سرش که چشم ها داخلش بافته شدن رو با انگشت پیدا می کنیم، 3تا گل های تشکیل دهنده جلوی سرش رو یعنی3تا لوزیه کوچیک جلوی سرش رو باز هم با انگشت پیدا می کنیم، بینا ها با چشم پیدا می کنن، خخخ، لوزیه وسطی از این3تا لوزی رو، یعنی بین2تا چشمش رو، لمس می کنیم، از یکی از دونه های این لوزیه کوچیک4تایی نخ رد می کنیم و روی این لوزی رو1دور4-1می بافیم.
بعدش هم1دونه مروارید از شماره بزرگ تر و با رنگ متفاوت روی نوک این بافتمون نصب می کنیم.
مثلا سگه رو من با6سفید بافتم نوک پوزهش رو با1دونه8سیاه یا طلایی زدم.
مشترک می گیریم.
خوب این هم از پوزه!
حالا داخل شکم سگه رو پر می کنیم. من با دستمال کاغذیه خیس پرش می کنم. پنبه هم میشه. هر چیزی میشه فقط مواظب باشیم نه کم بریزیم نه خیلی زیاد که بافتمون رو از ریخت بندازه.
مواد لازم رو از بالای سرش می فرستیم داخل.
میشه تنه رو که بافتیم پیش از شروع بافت سرش تنه رو پر کنیم و فقط1خوردهش بمونه واسه زمانی که کارمون با سرش تموم شد. من خودم این مدلی پیش می برم و برام آسون تره.
حالا به روش اتصال2تا جدار دیواره های جعبه جواهر بالای سر رو می بندیم و فقط می مونه گوش هاش!
این کله2تا طرف داره. هر کدوم از این2طرف رو در نظر می گیریم، برآمدگی های نوکشون رو لمس می کنیم، از گوشه ترین دونه بالای سر نخ رد می کنیم و فقط1گل4-1بالای هر طرف از سرش می زنیم.
حالا ما1هاپو خان داریم که گوش هاش به سمت بالاست، دمش رو بالا گرفته و صاف ایستاده رو به رومون.
کور کردن ها و تمیز دوزی کردن ها و خسته نباشیم!
اوخ بچه ها دیرم شد باز مهر رسید و صبح ها من دیرم میشه خخخ!
دیگه فرصت ویرایش نیست این رو دیشب باید می نوشتم ننوشتم پس فعلا همین مدلی می فرستمش بیاد امروز که اومدم خونه ویرایشش می کنم.
وایی جا موندم بچه ها زندگی قشنگه یادتون نره من رفتم شاد باشید شاد باشید خیلی شاد!

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «1خورده هنر. بافت سگ بخش6و پایانی.»

  1. آریا می‌گوید:

    سلااام عزیز
    امیدوارم شاااد و خورم رفته باشی به مدرسهه
    برات ساله کاری ی سرشار ازآرامشو آرزو دارم
    شاااد باشی

    • پریسا می‌گوید:

      سلام آریاجان. احوالات سیستمت چه طوره؟ بهتر نشده آیا؟ شکلک عیادت اینترنتی از سیستم آریا.
      سر کار هم رفتم و تکلیفم هنوز مشخص نیست. آریا! دعا کن امسال بفرستنم1جایی جز کلاس. جایی که بشه کار کردن داخلش بهم آرامش بده اگر هم نمیده آرامش رو ازم نگیره. به خدا از فشار بچه هام خسته شدم. دوستشون دارم ولی بد جوری دارم اذیت میشم. خدایا ناشکر نیستم فقط خستهم. می دونم که می دونی. خدایا کمکم کن!
      آریا خوشحالم که باز هم هستی. ممنونم!
      همیشه شاد باشی!

  2. وحيد می‌گوید:

    سلام.
    به خاطر همين يه خورده هنرت يه امضا ميدي به ما؟

    • پریسا می‌گوید:

      سلام وحید! خخخ! امضا هام رو می فروشم. چی خیال کردی امضای منه کشکی که نیست همین طوری مجانی بدم بره! آخجون خودشیفتگیم زد بالا!
      همیشه شاد باشی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *