با همه تونم!

سلام به همگی. بچه ها رو به راهید؟ من هم شکر خدا هنوز هستم. البته نصفه نیمه خخخ.
بچه ها امروز اومدم1کوچولو شاید تلخ بنویسم. تلخ ولی بی پرده. کاش تا آخرش بخونید و کاش از دستم دلگیر نباشید. تصمیم داشتم این رو جای دیگه که افراد بیشتری می بینن و می خونن بفرستمش ولی اون هایی که مصلحت اندیش تر از خودم بودن گفتن این چیزی رو درست نمی کنه و چه بسا که بیشتر ویرانی به بار بیاره و من هم اصرار نکردم چون اون ها حق داشتن. بعدش تصمیم گرفتم بیخیال بشم ولی با اتفاق هایی که این هفته های اخیر افتاد و متأسفانه واسه من داره بیشتر هم میشه تصمیم گرفتم این رو بنویسم و بفرستمش داخل یکی2تا سایت دیگه که بهم لطف کنن و انتشارش بدن ولی منصرف شدم چون به نظرم این شعله رو نباید به جای دیگه منتقلش کنم. پس نوشتم و زدمش اینجا هرچند می دونم افراد زیادی اینجا نمیان و نمی بیننش ولی احتمال میدم که چندتا از معتمدین اون افراد که نمیان اینجا و نمی بینن و نمی خونن، شاید گاهی بیان اینجا و بخونن و شاید به بقیه هم اطلاع بدن و شاید این نوشتنم بی فایده نباشه.
بچه ها دیروز و دیشب یعنی1شنبه رو من اصلا هیچ کجای اینترنت نبودم. حتی اینجا. درگیر زندگیه واقعیه غیر اینترنتی داشتم وسط واقعیت های جهانم می چرخیدم و شکر خدا بد هم نبود. به خیلی هاشون سر و سامون دادم و خیلی هاشون هم موندن واسه امروز و فردا و فردا هایی که باید بسازمشون.
این وسط، بین چرخیدن هام فکر هم می کردم. مدتیه که دارم فکر می کنم ولی نه به این شدت. دیروز اما خیلی فکر کردم. عمیق فکر کردم. متمرکز فکر کردم.
تمام دیروز رو وسط شلوغی های سرسام آور جهان غیر اینترنتی چرخیدم و فکر کردم و دیدم خیلی چیز ها هست که شاید بهتر باشه عوض بشن. به خاطر خودم. به خاطر خونوادهم و به خاطر افرادی که بهم گفتن و میگن که ممکنه بدون اینکه خودم بخوام حتی در غیبتم شاید بینشون عامل درگیری شده باشم.
شاید درست تر باشه که من تا مدتی کمتر اینترنتی باشم. شاید لازم باشه جدی تر بهش فکر کنم. به چیز هایی که از چند وقت پیش زیاد بهش فکر می کنم.
این روز ها زیاد فکر می کنم بچه ها. به تغییر خیلی چیز ها فکر می کنم. به عوض کردن خط واتساپم فکر می کنم. به عوض کردن شماره همراهم فکر می کنم. به تغییر آدرس اینترنتیم و حتی اگر لازم باشه به تغییر نام و نشون خودم در1نشونی اینترنتی ناشناس فکر می کنم.
بچه ها احتمالا تا مدتی ترجیح بدم کمتر باشم. احتمالش هست که تا مدتی جز افرادی که در جهان واقعی در اطرافم هستن، جواب هیچ زنگی رو ندم. احتمالش هست که واتساپم رو از روی این خطم حذفش کنم. احتمالش هست که دیگه جز اینجا، یعنی داخل اینترنت، دیگه هیچ پیامی نفرستم و به هیچ پیامی هیچ جوابی ندم. جز داخل کامنت های سایت ها و وبلاگ ها، با کسی از جهان اینترنت تماس نداشته باشم و به هیچ تماسی هیچ مدلی جواب گو نباشم. احتمالش هست که بیشتر در جهان واقعی درگیر و از اینترنت و دردسر هاش فاصله داشته باشم. احتمالش هست که تا مدتی دیگه نباشم. چرا البته هستم ولی فقط1کاربر معمولی داخل سایت ها که می چرخه و دانلود می کنه و اگر بشه که اینترنت رو از زندگیه واقعیش بفرسته بیرون کامنت هم می فرسته ولی فقط همین.
احتمالش هست که دیگه نخوام به این درگیری های مسخره و مضحکی که همیشه گفتم نمی خوام جزوش باشم ادامه بدم.
بچه ها! با تمام این احتمال ها من دوستتون دارم. همه شما ها رو و تمام اون هایی که زمانی در تصورات خامم دوستم داشتن ولی زمانی که روز ها رفتن و به شب و به غبار که رسیدیم حتی باورم نکردن. تمامتون رو دوستتون دارم. ولی باور کنید بچه ها خستهم. به خدا خیلی خستهم. دیگه نمی کشم. دیگه نمی خوام ادامه بدم. دیگه نمی تونم. دوست های مهربونم که از جهان اینترنت شناختمتون! برام خیلی عزیز هستید ولی باید مدتی سکوت کنم. شما ها از جنس آشنایی های دیروز ها هستید. از جنس هوای گذشته. گذشته ای که هنوز دور نیست ولی انگار قرنی ازش گذشته. شما ها از جنس هوای آشنایید. از جنس خنده های نیمه شب. از جنس درد دل های صمیمی توی1فضای آشنا و عزیز. شما ها از جنس هم دلی های شاد و حتی هم دردی های غمناک ولی متحد هستید. به من خیلی لطف دارید خیلی ولی بچه ها دارم اذیت میشم. دست خودم نیست به خدا دست خودم نیست نمی تونم. تا حالا به هیچ کدومتون هیچ زمانی نگفتم ولی دیگه باید بگم که هر دفعه که با هر کدوم از شما ها صحبت می کنم بعدش محاله نبارم. به یاد زمان های سفیدی که بود و دیگه نیست. هر دفعه و هر دفعه که پشت خط با هم می خندیم بعدش محاله من مثل بارون نبارم. محاله از شدت هقهق به سرفه های وحشتناک نیفتم و محاله که بعدش آروم سپری بشه.
باید نباشم بچه ها. این طوری من هیچ زمانی نمی تونم بلند شم و دوباره به تسلط و به آرامش برسم. جدا از این، چیز هایی می بینم و می شنوم که اصلا موافقش نیستم. بچه ها تمام آرامش خاطرم بعد از اتفاق های تاریک اینترنتی که از سرم گذشت این بود که شما ها و محبت هاتون و هوای آشنای من مثل گذشته ها پا بر جاست هرچند من دیگه اونجا نیستم. ولی دارم می شنوم که نیست. دیگه نیست! می شنوم که دیگه هیچ چیزش شبیه گذشته هاش نیست. دارم می شنوم که محبت ها گاهی تبدیل میشن به درگیری ها و سردی ها و جنگ. البته به احتمال بسیار بسیار قوی اشتباهه و گوینده ها اشتباه میگن و من هم اشتباه فهمیدم ولی اگر1درصدش هم درست باشه من باید اینجا1دفعه و واسه همیشه گفتنی هام رو به این بهانه بگم.
شنیده هام به شدت اذیتم کردن و دارن اذیتم می کنن بچه ها. بعدش سعی کردم درستش کنم و نمی دونم چه اندازه موفق بودم. کاش درست شده باشه!
دعا کردم که تموم بشه ولی اطلاعاتی که بدون تمایلم بهم می رسه میگه تموم نشده و من این رو نمی خوام. به خدا نمی خوام!
نمی دونم چند نفرتون اینجا میایید و این رو می خونید ولی کاش به تمامتون برسه!
بچه ها! لطفا ادامه ندید. عزیزی که با خط ناشناس بهم پیام واتساپی میدی و میگی طرف من هستی و می خوایی کمک کنی! من نه طرف می خوام نه طرفدار. کمک هم اگر می خوایی کنی این پست رو بخون و بهش عمل کن تا به من کمک کرده باشی.
عزیز من! پیام هم دلی و هم دردی و هر چیزی که اسمش رو می ذاری بهم نده! جنگ نکن! به بهانه همراهی با من توی پیام هات به کسی توهین نکن! این درست نیست اگر مسلمونی این از دین خارجه اگر هم معتقد به دین نیستی این از انسان بودن خارجه عزیز من نکن! اون هایی که اسم هاشون رو می بری عزیز های من بودن هنوز هم هستن اذیت میشم زمانی که این چیز ها رو می خونم. اگر هم کسی بینشون هست که نظرم بهش مثبت نیست بذار نباشه شما حق اهانت نداری. من موافق نیستم پس لطفا نکن.
از این مدل برنامه ها البته خیلی خفیف تر رو چندین ماه پیش هم داشتم و جای دیگه گفتم که موافق این بازی های زشت نیستم و اون زمان ظاهرا ماجرا تموم شد ولی مثل اینکه این نقش زشت واسه خیلی ها خیلی خوشآینده که به ایفا کردنش اصرار دارن. اونجا و اون زمان گفتم باز هم میگم. این واقعا زشته. هر کسی هستی و به هر نیتی که این کار رو می کنی لطفا دیگه ادامهش نده.
آقا یا خانمی که با ایمیل نا آشنا و بدون اسم و نشونی معتبرت بهم ایمیل می فرستی! شما1شخص عاقل و بالغ هستی. لازم نیست کسی به قول خودت راه بی افته و پیش بره تا پشت سرش باشی. لازم هم نیست از کسی نظر بخوایی که تو بگو من انجامش میدم. اون هم از کسی که نه از بقیه بنده های خدا بالا تره نه آگاه تر. من مال این حرف ها نیستم عزیز. اگر حرفی داری برو خودت به هر کسی که مخاطبت هست بزن و پای صحبت و جواب هاش بشین و قانع بشو یا قانع کن. من اهل این برنامه ها نیستم. درضمن تمرین کن و یاد بگیر شجاع باشی و حرفت رو خودت بزنی. با اسم و رسم خودت. نه اینکه1کسی رو با کلامت بخوایی ببری بالا و پشت سرش مخفی بشی و راه بی افتی و یواشکی تأییدش کنی. من خیال ندارم پرچمت باشم. قشنگ برو خودت رو به افرادی که در موردشون صحبت می کنی معرفی کن و صاف و شفاف با خودشون حرف بزن نه اینکه بدون اسم و رسم درست و حسابی بشی مشوق1کسی شبیه من که دارم میگم اصلا اهل هیچ بازیه مسخره ای از این دست نمی خوام باشم.
من این خط ها و ایمیل ها رو بلافاصله حذف می کنم. لطفا بس کنید!
دوست مهربونم که دلواپسم هستی! داخل جمعی که می دونی جای خودم و اسمم نیست تکرارم نکن. زمانی که تجربه بهت میگه جو این طوری تاریک میشه شما به زنده کردن این غبار خوابیده اصرار نکن. تو خیلی مهربونی دوست دوست داشتنیم. کاش می شد که من1دل به شفافی و مهربونیه دل تو داشتم! ولی لطفا دیگه اسمم رو جایی که گفتنش جایز نیست نبر!
عزیزی که به هر دلیلی سر به سر کسی می ذاری! ببین شما دلیل های خودت رو داری ولی من مجازاتش رو می پردازم. بهم میگن واسه خاطر من می جنگی و می جنگید. عزیز! عزیز ها! هر کدوم از شما ها! به هر صورتی، حتی در ناخودآگاه هاتون، اگر1گوشه از ضمیر هاتون به خاطر من دارید کسی رو اذیتش می کنید مطمئن باشید که من رضایت ندارم. به هیچ عنوانی، به هیچ دلیلی، به هیچ توجیهی، من رضایت ندارم واسه خاطر هیچ بخشی از خودم، کسی کسی رو اذیتش کنه. پس اگر واقعا خاطرم واسهت ارزش داره، و اگر توی اعماق ضمیرت واسه خاطر من داری سر به سر کسی می ذاری، لطفا از همین لحظه متوقفش کن و دیگه ادامه نده.
دوست محترمی که به نام آگاه کردنم به ناخواه خودم برام اطلاعات می فرستی! من نمی خوام بدونم. از این چیز ها بهم نده. اطلاع رسانی نکن. فایل های صوتی از این دست برام نفرست. نمی خوام بشنوم که فلانی معلوم نیست از سر چه هوای جفنگی توی فلان دسته در موردم فلان نامربوط رو پرونده. عزیز حرف باد هواست میاد و میره. خوب هاش اثر مثبتشون رو می ذارن و بد هاش رو باد می بره. بذار بگن. من نمی خوام بشنوم. اجازه بده خاطره هایی که به یادگاری برداشتم و رفتم برام همون طور پاک و مقدس باقی بمونن. تقدسش رو ویران نکن. خاطره هام رو با این به قول خودت اطلاع رسانیت کثیفش نکن!
بچه ها مطمئنم عاقل تر از اون هستید که سر1کسی دیگه با هم تاریک شده باشید ولی چون من این طوری شنیدم و دارم می شنوم، گفتم بگم که اگر حتی1درصد در هر کجای ذهن و ضمیرتون به خاطر من محبت هاتون به همدیگه غبار گرفته، شما رو به خدا یادتون باشه که من رضایت ندارم. اگر خاطرم رو اون اندازه ای که بهم میگن می خوایید پس واسه خاطر رضایتم هم شده1دفعه دیگه پاشید خودتون رو ثابت کنید و محبت هاتون رو از اول بسازید و هم بستگی هاتون رو از تاریکی ها و بد خواه ها و بد خواهی ها پس بگیرید و دوباره بشید1صبح1دست سفید که هیچ شبی زورش نمی رسه بشکندش. من شما ها رو این مدلی توی خاطرم ثبت کردم. آخرین تصویری که ازتون توی نظرم هست این مدلیه. خرابش نکنید بچه ها. اجازه بدید به جای اینهمه صدای پراکنده خنده های هم صداتون رو بهم برسونن تا خاطرم ازتون جمع باشه.
نمی دونم. شاید این که نوشتم واسهم خیلی بد تموم بشه و شاید هم واسه بقیه که می خوننش یا نمی خوننش خیلی مثبت تموم بشه. ولی من نوشتم چون حس کردم باید می نوشتم. به چند نفرتون که کم هم نبودید این ها رو گفتم. تلاش کردم. تقاضا کردم که قانع بشید ولی ظاهرا نشد. گفتم نمی خوام حرف بزنم. گفتم نمی خوام به تماس ها جواب بدم. گفتم نمی خوام از اطلاعاتی که نمی خوام بدونم چیزی بهم منتقل کنید. گفتم نمی خوام کسی رو سر اسم من اذیتش کنید و گفتم که نمی خوام اسمم رو جایی که جام نیست ببرید. گفتید باشه ولی گوش بهم نکردید. بچه ها دارم اذیت میشم. به خدا دارم اذیت میشم. اجازه بدید مدتی در سکوت خودم بمونم تا هم من به آرامش برسم هم شاید بشه که تاریکی ها از بین شما ها بره و اون هایی که اینهمه رو از دست من می بینن قانع بشن که من بد خواه نیستم.
میگن امید همیشه هست. پس من امیدوارم. امیدوارم و به شدت منتظر. امیدوار به افتادن تمام پرده ها و آشکار شدن تمام پنهان هایی که دست های من زورشون نرسید آشکارشون کنن، و منتظر واسه شنیدن دوباره اون خنده های هم صدا و مهربون و از ته دل که بره آسمون و1دفعه دیگه به همه و به همه ثابت کنه که شما ها هنوز همون دست1پارچه ای هستید که توپ هم داغونتون نمی کنه چه برسه به گرد و غبار. اون هایی که باید پیام هام رو می گرفتن گرفتن. یعنی امیدوارم که گرفته باشن. و ای کاش به گفته هام توجه کنن تا هم من به آرامش برسم هم همگی شاد تر از روز هایی که گذشت باشیم. خیالی نیست اگر کنار هم نیستیم. من و شما ها. فقط اینکه هر2طرف در آرامش باشیم کلی مثبته.
بچه ها! دوستتون دارم. حتی اگر خطم عوض بشه، حتی اگر آدرس اینترنتیم عوض بشه و حتی اگر دیگه پریسایی داخل اینترنت نباشه که بیاد و پراکنده بنویسه، باز هم من دوستتون دارم. این واقعیتیه که هیچ شبی نمی تونه عوضش کنه. حتی غیبت خود من.
تا پشیمون نشدم این رو بزنمش که اگر بیشتر طولش بدم احتمال اینکه کلا حذفش کنم خیلی بالاست.
بچه ها! زندگی قشنگه. خیلی هم زیاد.
ایام همگیتون به کام.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

20 دیدگاه دربارهٔ «با همه تونم!»

  1. مینا می‌گوید:

    نمیدونم چرا تموم اون عزیزهایی کهواقعا برام عزیزن همشون دارن از فضای مجازی میرن خیلی زور زدم همشون قانع شدن که یواشکی با یه اسکایپ یا خط دیدگه فقطبا خودم ار ارتباط باشن الآن که فکر میکنم بهش احساس میکنم خودخواهم نمیدونم شما هم جز اون کسانی هستین که واقعا برام عزیزین البته به خاطر یه مقدار فاصله ای که بین ما هست و راستش میترسم اگه اونطوری که با دوستای صمیمی خودم حرف میزدم با شما هم حرف بزنم کلا از تموم اینترنت و جهان واقعی و فیزیکی و شیمیای و چه میدونم کلا موجودیتمو به نابودی بکشونین خخخ متاسفم برای جو بدی که توی نابیناها افتاده و هر سال داره بدترو بدتر میشه حالم واقعا داره از همه چیز این جامعه به هم میخوره دلم واقعا براتون تنگ میشه و میخوام بدونیدکه خیلی خیلی دوستتون دارم کاش میشد بازم میتونستم باهاتون در ارتباط باشم ولی خوب دوست ندارم واقعا مجبور بشین یا ناخودآگاه اذیتتون کرده باشم شکلک تصور مینا که پریسارو به زور میاره دوباره تو فضای مجازی و شکلک خنده خودم وقتی که قیافهشمارو تصور میکنم بگذریم خخخ امیدوارم یه روزی برسه که بتونیم انسانیتو بیشتر رعایت کنیمفقط همین

    • پریسا می‌گوید:

      عزیز! من که اون جهان نمیرم! همینجا هستم و هستیم با هم. فقط اینکه گوشیه همراهم زیادی واقعیه و اینکه من زیادی ظرفیتم پایینه خلاصه باید1خورده پرهیز کنم تا هم خودم رو به راه تر باشم هم خونواده این روز ها به شدت معترضم و هم… بیخیال. فعلا که اینجام. اگر کوچ لازم شدم هم تو که مشکل نداری اون تکبال نکبت رو صداش بزنی پیدام می کنی. عه لو دادم که! خخخ!
      این طوری نگو مینا درست میشه. همه چیز درست میشه. مینا! من هنوز معتقدم. به خدا و به صبح. میادش مینا. مطمئنم که میادش. خدا هست پس امید هم هست. صبح هم هست. فردا های روشن هم هست. تردید ندارم که هست.
      شاد باش.

  2. یکی می‌گوید:

    تو ک بیمن نمیری. هی خیالت نباشه کارت درسته فقط منو جا نمیذاریا. دیگه خیالشم نکن هم تو اوکی میشی هم همه اوکی میشن اهمون اولشم باس گوش میدادی الانم بیخیلی طی کن الان ک ادرسمادرست عوضی نیمیشه پست بزن بخونم. اگه لازم شد اونم عوضش میکنی چیزی نیس ک اول اومده بودی اینجا یادته من یادمه واس جا اولیت خطخطی بودی بد اوکی شدی حالا اگه لازم شد ازینجام بپری میپریم یجا دیگه اگم لازم نشد همینجا عشقیم. راسی دنیای راسراسکی از اینترنت بهتره غمت نباشه بخدا اوکی میشی زودم میشی. هی داستانم نگفتی نگفتی اخودت بوگو مث قدیما بوگو رفتی بیرون اومدی خونه سلام احوالپرسی کردی درودیوار بودن باهم روبوسی داشتین ازینچیزا دیگم بیخیل گریه

    • پریسا می‌گوید:

      یکی! بدون تو جایی نمیرم. درست میگی باید از اولش گوش می کردم و نکردم. باورم نمی شد. یکی! هنوز باورم نمیشه. خدای من باورم نمیشه!
      قدیم ها! چه نا آشناست برام این قدیم ها که گفتی یکی! ولی ببین من هیچ زمانی با در و دیوار رو بوسی نکردم واسه چی دروغ میگی؟ شکلک اعتراض شدید ولی بی حال به یکی.
      ببین! ممنونم که هستی.

  3. رضا می‌گوید:

    سلام پریسا خانوم!
    نمیدونم چجور و با چه رویی و با چه زبونی عذر خواهی کنم بابت کاری که از روی نادونی کردم
    اونقد کارم بد بود که علان هم فکرش رو میکنم تا 2 3 ساعت گیجم واقعن نمیدونم چه کاری بود که من کردم
    واقعن از ته ته ته ته قلبم معذرت میخام
    میدونم که نمیتونید منو ببخشین ولی باز معذرت میخام از ته ته قلبم معذرت میخام
    ببخشین
    بابت اینچیز ها هم که نوشتین خیلی ناراحت شدم خیلی!
    ولی اگه اینجور مشکلتون حل میشه انجامش بدین همش رو امیدوارم حل بشه !
    شاید اسمه من شمارو عزیت میکنه پس این آخرین کامنت و آخرین پیامم بود اینجا و به شما من دیگه نیستم
    ببخشین که این کامنت رو اینجا گذاشتم میتونید بعد خوندنتون حسفش کنید اگه نخواستین اینجا باشه
    باز هم معذرت میخام من همه اشتباهاتم رو قبول دارم ولی همش روی نادونیم بود
    ببخشین
    بای!

    • پریسا می‌گوید:

      من معمولا کامنتی که تأیید کنم رو حذفش نمی کنم مگر اینکه دلیل سفتی برای حذفش باشه و مصلحت ببینم که حذف بشه. واسه من تفاوتی نمی کنه که این اینجا بمونه یا پاکش کنم پس واسه پاک کردنش به بخش ویرایش نمیرم. در این مدت این قدر چیز واسه اذیت شدنم بود و همچنان هست که دیگه جایی واسه اذیت شدن به وسیله1اسم و1کامنت در هیچ کجای روانم نیستش. بایی.

  4. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    آخییییییییییییش تموم شدند این امتحانای نکبت.
    در هر صورت هر تصمیمی بگیرید اون به عقیده من درست ترینه.
    من مثل این که دارم از قافله جا می مونم.
    هر جا رفتید به منم بگید ها!

    • پریسا می‌گوید:

      سلاااام دوست همیشه عزیز من!
      از امتحان چه خبر؟ نتیجه هرچی که بشه بیخیال مهم اینه که فعلا تموم شد! آخییییییش چه حس مثبتیییی! جدی می فهمم عجیب آدم سبک میشه!
      مگه میشه شما جا بمونید دوست من؟ شما و یکی از اون همراه های اولین و همیشه هستید تا زمانی که خودتون ادامه این همراهی رو بخوایید امکان نداره خودم رو از این سعادت محروم کنم. تغییر آدرس آخرین تیر ترکشه که اگر دیگه هیچ راهی نباشه شلیکش می کنم و امیدوارم لازم نشه ولی اگر شد تردید نکنید که آدرس جدید رو پیش از جاگیر شدنم به شما می رسونم.
      ممنونم که هستید دوست عزیز من.
      شاد باشید خیلی شاد.

  5. آریا می‌گوید:

    سلااااام بر پریساااا ی عزییز خوبی آیاا
    امیدوارم رو به راه باشی
    من اومدم با مرور گری لهیده
    فافا جون درست نشد با Internet Explorer اومدم
    اومدم تا دباره تو سف برصی بمونم خخخی
    کجاااا میری
    واستا بینم
    نمیگم منو ببر چون میدونم بی من جایی نمیری خخخخ
    شکلک خود مهم پنداری خخخی
    هععی جدا از شوخی و این حرفا
    اگر. دقت کن اگر روزی مجبور به تعقیر آدرس بودی خوشحال میشم حمراهیت کنم
    شاااد باشی
    به قل ملیسا شااده شادان باشی

    • پریسا می‌گوید:

      سلام آریای خیلی عزیز. از دست این فایر فاکس بد معرفت که هست ولی اذیت هاش هم هست و باز هم ولی کاریش نمیشه کرد چون لازمش داریم!
      خود مهم پنداریت درسته آریاجان بی تو جایی نمیرم. تو و یکی و آقای آگاهی تا هر زمان که بخوایید هر جایی که من باشم هستید برو برگرد هم نداره. عه راستی من به حسابت نوشته بودم یادم هم نرفته. باش تا تلافی کنم خخخ!
      کاش مجبور به تغییر آدرس نشم آریا خیلی سخته اولا حالش رو ندارم باز کوچ بکشم دوما اینجا رو دوست دارم سوما دیگه نمی دونم خوب سختمه دیگه!
      راستی ببخش اینهمه دیر جواب دادم اولا نبودم تازه دیشب رسیدم دوما ترافیک اینترنتیم تموم شده بود امروز صبح تمدیدش کردم و اولین کاری که بعد از تمدیدش انجام دادم اومدن به اینجا و دادن جواب های تو بود.
      آریا ممنونم که هستی. ملیسا هم اگر می خونه همچنان عزیز دلمِ و اگر هم نمی خونه باز هم همچنان عزیز دلمِ و در هر حال تغییری در اصل مطلب نیست و ملیسا به هر حال عزیز دلمِ.
      شاد باشی آریا و شاد باشید همگی.

      • مینا می‌گوید:

        من الآن احساس خودهویج پنداری کردم یعنی اگه بخواین جایی برین به من نمیگین؟ الآ« احساس خود هویج پنداریم داره تبدیل به احساس خود شلغمپنداری میشه خخخ

        • پریسا می‌گوید:

          آخجون شلغم! داخل خونواده من خیلی طرفدارشم! دوست دارم عطرش و مزهش و همه چیزش رو دوست دارم خیلی زیاد خخخ!
          بابا به جان خودم من که هنوز نرفتم که! اصلا همگی سوار قطار میشیم دسته جمعی میریم خیلی هم خوش می گذره. رفتن راهش نیست. باید بمونم و همین مدلی که الان هستم ادامه بدم. کاش چیزی عوض نشه!

  6. نوکیا ان82 می‌گوید:

    بادرود@من برای چندمین بار این پست را میخوانم… هربار خواستم نظر دهم نشد یا بیخیال نظر دادن شدم… حالا اومدم نظرم را بگویم: تو آنقدر تند و زیاد مینویسی که خواننده ای مثل مرا گیج میکنی و من مانده ام که چه بگویم… به نظر من بهترین کار این است که اسم و مشخصات مزاحمینت را در یک پست بنویسی و یه تذکر جدی بدهی تا همه ی خوانندگان با مزاحمین آشنا شوند… راستی یادت باشه اگه شماره و آدرسهاتو عوض کردی باید منتظر باشی که روزی گروهی از بچه ها بدون هماهنگی خودت جلو خانه ات جمع خواهند شد و با گل و شیرینی و چسفیل معروف به شکوفه یا پفیلا به دیدنت خواهند آمد… پس سعی کن دست به کار خطرناکی نزنی تا آن روز را بوجود نیاوری و به بچه ها زحمت آمدن راه طولانی به خانه ات را ندهی… خودت خوب میدونی که من اولین پایه ی شیطنتم و اگر بخواهم گروه پایه شیطنتم را جمع میکنم حتی اگر مجبور شوم دو میلیون تومن از جیبم خرج کنم و اردوی شیطنت به خانه ی پریسا را برپا کنم… از من شیطون به پریسای شاد… پس لطفا دست از لجبازی بردار و مرا به زحمت نینداز… پاسخ پراکنده گویی همین شیطنت گویی است…@

    • پریسا می‌گوید:

      سلام نوکیا. می دونی؟ مطمئنم که اگر بخوایی این کار رو می کنی. بهت میادش. خخخ!
      خودت و بچه هایی که گفتی همگی عزیز هام هستید. راست میگم. به خدا راست میگم. هر کسی که این رو می خونه و هر کسی که از بقیه می شنوه بدونه که من این نوکیا و باقیه اون بچه ها رو خیلی زیاد دوستشون دارم. دلم تنگ میشه واسه همیشه دلم واسه همگی شما ها تنگ میشه ولی گاهی باید نباشیم تا هر چیزی که بهش عشق داریم سر پا بمونه و من این زمان حس می کنم که فقط این از دستم بر میاد تا بتونم کمک کنم به آرامشِ… کاش از دلم پاک بشه! کاش بشه!
      باور کن من دست خودم نیست خیلی پر حرفم هرچی زور می زنم نوشتن هام کوتاه بشه نمیشه. شما ببخش دیگه کاریش نمیشه کنم. دیگه چی گفته بودی یادم رفت!
      به جان خودم من عاقلم. داخل پرانتز، آره ارواح مخ نداشتهم خیلی عاقلم! پرانتز بسته. خخخ.
      خلاصه اینکه کار خطرناک نمی کنم فعلا که همه چیز آرومه.
      آهان یادم اومد. مزاحمینم. ببین این ها خط هاشون ناشناسه. اسمشون رو هم نمیگن. نوشتاری حرف می زنن و فقط زمان هایی که می خوان فایل های صوتی از کسی که مثلا فلان چیز رو توی فلان جمع در موردم گفته واسهم بفرستن فایل صوتی می فرستن. من ازشون نه اسم دارم نه صدا. فقط1مشت خط های نا آشناست که عوض میشن. الان که اون ها رو هم ندارم. تمامشون رو حذف کردم رفت خط واتساپم رو هم عوض کردم و اون اولی رو با بستن اجباری بستمش و دیگه تقریبا پیام هاش رو جز داخل1گروه که خیلی برام مهمه نمیرم و نمی خونم که اذیتم کنه. ولی نیت داشتم که اگر این یکی خطم رو هم گیر آوردن و باز تکرارش کردن خط ها رو اینجا انتشار بدم تا اگر پیدا نشدن دسته کم خط هاشون باطل بشه و من حالم جا بیادش. بیخیال. فعلا که امنه. این ها رو ولش کن واسه چی اسم و نشون تو اینهمه داره شیطونی می کنه؟ هرچی درستش می کنم باز تأییدی و ویرایشی میشی؟ شکلک حیرت و شکلک سر تکون دادن یعنی اینکه خوب از تو بعید نیست که از همه چیزت شیطونی بباره و اذیت کنه. شکلک لبخند محبت من به نوکیای شیطون خودمون.

    • مینا می‌گوید:

      ایییییییییییییییول نوکیا هم به جمع ما پیوست نوکیا ظاهرا پریسا حرف تورو بهتر از ما میفهمه یه طووووووووووووری اینو مجبور کن تکبال دورو بنویسه برو ما پشتتیم

      • پریسا می‌گوید:

        شکر خدا نوکیا اهل داستان نیست عوضش خودش1کتابخونه داستانه خخخ. این1دونه طرف خودمه تکبال بی تکبال یوهووو خخخ آخجون!

  7. نوکیا ان82 می‌گوید:

    بادرود@ من همسفر واقعیتم و همراهت میام… درحال حاضر پریسا مشغول کارهای مهمتری است که بعد از آن بیشتر اینجا حاضر خواهد شد و در جمع دوستان خواهد بود… کمی صبوری برای ما بهتر از همه چیز است…@

    • پریسا می‌گوید:

      عه نوکیا چیچی رو هم سفرشی من داستان نوشتنم نمیادش گناه دارم که! ای بابا! آره بابا الان مروارید می بافم و جهان غیر اینترنتی رو چنان به هم می ریزم که خودم هم ماتم می بره خخخ! در حال حاضر مشغول تماس با1دوست و به هم زدن آرامش عصرگاهیش هستم. آخ جون!

  8. نوکیا ان82 می‌گوید:

    بادرود@خوب رفتی زنگ زدی مزاحمش شدی و حسابی حالشو گرفتی… حالا وقتش رسیده تا یه پست بزنی و تعریف کنی که با زنگ زدن چقدر موفق بودی و حالشو گرفتی@

    • پریسا می‌گوید:

      سلام نوکیا. اتفاقا الان هم داشتم باهاش تلفنی حرف می زدم. بنده خدا حال نداشتش. گرمای اینجا واسه کسی حال باقی نذاشته و من خودم هم امروز حسابی بیمارم. سبک اما اذیت کن. بیماریم رو میگم. برم1خورده درس بخونم چون توی این حالت هیچ کار دیگه ای نمیشه کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *