آخَرایِ ماجرا!

یه بیابون یه درخت، اون روزای سختِ سخت،
توی پهنای کویر، یه بیابون یه درخت!.

توی پیچ و تابِ مِه، یه خیالِ خسته پَر،
یه صدای بی صدا، یه حضورِ در به در.

شبِ دهشت شبِ درد، شبِ بیمارِ جنون،
شب و این قصه ی تلخ، تب و تاریکی و خون.

توی سرمای سیاه، خوابِ شیرینِ بهار،
دلِ صافِ آسِمون، خاکِ سبزِ سبزه زار.

همه جا صیدِ سکوت، ختمِ خنده های پاک،
تبِ سوزانِ اتش، نمِ بارون روی خاک.

پشتِ بن بستِ سیاه، تنِ خسته دلِ سرد،
رنگِ تاریکِ خَزون، رنگِ حسرت، پرِ درد.

دلِ تاریکیِ شب، دیده ای صیدِ سراب،
یه ندای ناتموم، یه دعای بی جواب.

توی جاده های هیچ، برگِ توی دستِ باد،
تو هوای خاطره، تیزیِ خنجرِ یاد.

یه بیابون یه درخت، یه خَزونِ سرد و تار،
دلِ تاریکِ سکوت، شبِ سردِ سبزه زار!.

این سکوتِ بی نفس، شرحِ ویرانیِ ماست،
دلِ من! زنده بمون!، آخَرایِ ماجراست!.

2 نفر این پست را پسندیدند.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

24 دیدگاه دربارهٔ «آخَرایِ ماجرا!»

  1. مینا می‌گوید:

    کاش برای شما آ[ر ماجرا باشه. متاسفانه تو زندگی من هر ماجرایی آ[رش اول یه ماجرای بزرگتره هنوزم نمیدونمچطور زنده ام چطور دارم مینویسم کاش بشه زودتر تموم بشیم من ماجراهام و هر چیزی که به من و وجودممربوطمیشه کاش!

    • پریسا می‌گوید:

      سلام میناجان. من گفتم آخر های ماجراست که دلم خر بشه زنده بمونه تو واسه چی باور کردی؟ خخخ! واسه همه ما همین طوریه عزیز. آخر1ماجرا اول1داستان دیگه هست. برای تو و برای من و برای همه. اصلا زندگی اینه. زنجیری از ماجرا های بزرگ و کوچیک. سفید و سیاه. توی عمرم روز هایی داشتم که ایمان داشتم دیگه فرداش رو نمی بینم از بس اوضاع بد بود. ولی فردا اومد و من دیدمش و فردا ها اومدن و رفتن و من دیدمشون و اون ماجرا تموم شد و گریه ها خنده شدن و باز ماجرا های دیگه و گریه ها و خنده های دیگه و من هنوز هستم و دارم پیش میرم. تموم میشه مینا. این روز ها تموم میشه. قوی باش. می دونم خسته شدی از قوی بودن ولی باز هم قوی تر باش. شاید فردایی که میاد همون فردایی باشه که تو و من منتظرش هستیم. شاید!

  2. وحيد می‌گوید:

    آواز قو
    سرگردانم از مشق های بیگانه
    بی زارم از دفترهای کثیف
    تا کی این قصۀ تکراری …
    از پی هر کاری دستم آلوده است
    نفرین بر این حال
    در طلب غروبم ، همچون آواز قو

    شعري از خودم

    • پریسا می‌گوید:

      سلام وحید. این خیلی قشنگه خیلی! ممنونم ازت خیلی ممنونم که اینجا به اشتراک گذاشتیش. باز هم بنویس وحید ولی تو واسه چی شبیه من اینهمه تاریک می نویسی؟ به من هم میگن شاد بنویس من هرچی می کنم بلد نیستم شاد بنویسم. نکنه تو هم این شکلی باشی؟
      قشنگ می نویسی وحید. ادامه بده. راستی وبلاگ و سایت چی شد؟ منتظر آدرسیم.

  3. وحيد می‌گوید:

    مرسيي پريسا به من لطف داري.
    سعي مي كنم شاد هم بنويسم.
    وبلاگ را كه ديگه نگوووووو. پدرم در اومده واسه ساخته شدنش.
    هر كاري مي كنم لينك تأييد واسم نمي فرستند. ديگه كلافه شدم بخدا.

    • پریسا می‌گوید:

      لطف ندارم وحید تو واقعا از نظر من قشنگ می نویسی. من نمی تونم دل نوشته های شاد بنویسم. این روز ها که ابدا نمی تونم حتی حرف درست درمون بزنم.
      ببینم وحید اسپم ایمیلت رو چک کردی؟ اگر نکردی1نگاهی بهش کن.
      باز هم بنویس. کاش شاد باشی و شاد بنویسی!

  4. له له می‌گوید:

    سلااااام پریسای عزیز
    امیدوارم رو به راه باشی
    شعرت زیبا بود
    میگما یکی کجاست نیستش نکنه قهره
    ببین اینقدر له له بازی در آوردی که یکی پرید
    ترفدارتم پرید رفت خخخ
    گفتم بیا طرفدار کامنت بزار گفت تا پریسا درست نشه نمیام خخخخ ناز داره
    شااد باشی

    • پریسا می‌گوید:

      سلام عزیز! هنوز که تو لهی! درست شو ببین کی داره بهم میگه! خخخ!
      یکی قهر نیست فقط اینکه اولا خیلی شدید حرصیه دوما باز مثل دفعه پیش به قول خودش فیلته ولی این دفعه نگفتم که نخندید و واسه من بیچاره جریمه درست نکنید هنوز توی نوشتن اون قبلیه موندم فقط4بخشش رو نوشتم و نمی دونم تا آخرش رو سالم میرم یا نصفم بین راه جا می مونه خخخ خخخ دلم تنگ شده واسه این خخخ اصلا دلم می خواد که خخخ باز هم خخخ خوشم میاد که خخخ دوست دارم که خخخ کلا چه خوب باشم چه افتضاح باشم خخخ خخخ خخخخخخخ!
      شکلک جنون از مدل ماندگارش!
      طرفدار خخخ بهش سلام برسون بگو… دیگه به نظرم باید بس کنم خیلی چیز ها داشتم الان اینجا واسه نوشتن ولی خخخ! درست میشم عزیز. بلاخره درست میشم عزیز. درست میشم عزیز ها. همین مدلی که نمی مونم! آخرش درست میشم. فقط زمانش1خورده نامشخصه ولی درست میشم. تو هم زود تر رو به راه شو دیگه له نباش یعنی چی؟ ای بابا!

  5. یکی می‌گوید:

    خب امدیم. مث این ک تا من اینجا نواقم تو نمینالی پریسا. بیبین دوتا کلوم حسابی اینجا جلو همه میخوام بات بحرفم. ایمیل نه فرم تماست نه ایندفه همینجا. پریسا از پیچیدن بدم میاد بقیم همینجور. اینا یا نمیدونن یا حواسشون نیس بمنم مربوط نیس من خودمو میگم و بس. بیبین چی میگمت. خسته شدم. تو میگی مارو خیالته ولی نیس. اگه نیس پ واسچی میگی. اگه هس پ واسچی اینقده ی هنگ ادمو کردی افسار دلواپسی از خریتای خودت سر هیچیایی ک خودتم میدونی ارزش اینقد شدید نفله شدنتو نداره. پریسا تکلیفتو روشن کن. تکلیف خودتو تکلیف من و مارو روشن کن خیلیم زود. اصا باقی بمنچه تکلیف منو راستوریست کن. یا منو خیالته یا خیالت نیس. اگه خیالت نیس پ این نقش محبتو دیگه واسم نگیر ک حسابی کاردی میشم. اگه هس از همین الان ک اینو خوندی بخودت میایی این جفنگو ول میکنی میری تو کار ی ترک واقعی نه زجرکش میشی نه تا بیخ جنون بیتابی میکنی. نفله شدم و داقون شدم و تموم شدم و چی شدم و چی نشدمو میفرسی جهنم میشی مث اولت. میشی پریسا. میحرفی پست میدی میخندی دیوونبازی اینجا درمیاری از دیوونبازیات میگی خلاصه میشی ی ادم درسته نه این نصفجسدی ک الان هسی. هرچی ایمیل زدم کامنتیدم حرفیدم تو اصا نمیخوای بفهمی. هرچی اندازه داره خیال کردی اینریختی میشی اند معرفت? بسه دیگه شورشو دراوردی هرچی هیچی نمیگیم. حال کن دم دسم نیسی وگرنه بخدا چنتا سیلی میزدمت ازین خوشخوابی چرندت بیدار شی. روانمو صاف کردی بسش کن دیگه اه. چش بستی نمیبینی ی دسته اینجا و جاهای دیگه چ نگرونتن خیالتم نیس ابس خودخواهی. من جایتو رفتم سیر کردم بخدا دلم هوایی شد واسخاطر محبتاشون تو بست ولویی تو خودت خیالتم نیس بدشم میگی خیلی عزیزن. یا جفنگ میگی یا ی حرکت حساب انجوم میدی ما بیبینیم چنتا عزیزیم. از حدش رد شدی جمش کن دیگه. گوش بیگیر من نمیگم اگه اوکی نشی ول میکنم میرم من همینجام ولکنتم نیسم ولی اگه بازم بخوای اینریختی بمونی و بازم بگی منو خیالته همینجا بیخ تموشای همه اینا من میدونم و تو. فهمیدی یا نفهمیدی? هی من ج میخوام فوری. ملتفتی فوری. پریسا گرفتی ج فوری. فوری فوری فوری

    • پریسا می‌گوید:

      سلام یکی! یکی ایمیل هات می رسیدن می دونستم گیری ولی، … یکی به خدا این شکلی نیست اشتباه می کنی. شما ها واقعا واسهم عزیزید. تو و تمام اون هایی که گفتی بهم محبت داشتن. همه شما ها رو خیالم هست معلومه که هست فقط، یکی! زورم نرسید. به خودم. زورم نرسید به سنگینی های شونه هام. نشد پاشم. نتونستم. زورم نرسید یکی! اینهمه بد نباش تصور کن زمانی که1کسی میگه زورم نرسید یعنی چی. من این رو نمی خوام. به خدا خودم هم دیگه بریدم فقط عوض کردنش از توانم خارجه. تمام اون… کاش نداشتم کاش نبودم کاش می شد پاک کنم تمامش رو پاک کنم! نوشتم بلکه اون شیرینی های تلخ بی اثر بشن با گفتن ها و نوشتن ها ولی نشد. خوب چه غلطی کنم نشد دیگه! حالا تو هم بیا مجازاتم کن واسه این نشد که من نتونستم شدنیش کنم. معذرت الان باید دیگه ادامه ندم نوشتنم باید الان تموم بشه.

  6. یکی می‌گوید:

    بیخود نشد. واسچی نباس بشه? اگه اون بقیها تونستن واسچی تو نمیتونی? پریسا بخودت بیا. سیر میکردم بحث کمک بود. کمک واستو? تو واسچی باس کمکی شده باشی? چته? چیت کمه? کجای دنیا روسرت رمبیده? بچت مرده? خودت درد بیدرمون گرفتی? کسوکارت گیرای خفن دارن? بدهی داری زیرش موندی داری میری ابخنک? بیکاری موندی تو نون شبت? سقف روسرت پریده بیسقفی? درد نون امشب و اب فرداتو داری موندی توش? چته کمکی شدی واسچی? اندازه ی بغل رحمت اوسکریم نعمت ریخته سرت تو هیچکدومو بحسابت نمیگیری صاف رفتی چسبیدی بهمون جوابی ک نمیاد ولکنم نیسی ک ای وای چرا نمیاد خدایا زورم نرسید پاشم له شدم نیس شدم پوچ شدم جوابه نمیاد. خب نمیاد ک نمیاد. بذا نیاد اصا بدرک. بدرک پریسا بدرک. ی ملتی گیرن سر گیرای تو طرف اسم ازت نمیدونه میگه کیه من بتونم کمکش میکنم دعا میکنم هرجور بشه روم حساب کن کمک کنم میگم برو ی دید بزن قرص نه نه نه خوردی یبند میگی نه این مهربونیارو اصا نمیری بیبینی سیخ گیر دادی بخودت و بچیزی ک نیس ولکنم نیسی. بسش کن دیگه جم کن خودتو. بخداخریتم حد داره تو دیگه از اندشم ردی. اخه عقلم خوب چیزیه واسچی عقلتو بیخیلی طی میکنی? پریسا یچیزاییو باس باور کنی اشتب باورشون داشتی. اونجوری ک فک میکردی نبود خب نبود ک نبود بدرک ولش کن. ینی این هوا اوکی بچنتا گره کور ک خودتم اپارسال فهمیدی واشدنی نیس نمیچربه? زورم نرسید چیه پاشو. پاشو بوگو یادش بخیر خوش گذشت ولی رفت تموم شد. تا کی میخوای روان خودتو مارو درو کنی بخدا حیفه. اهمین امشب همت کن. بقول خودت پاشو. خطوخاک این داستانارو از روانت بتکون. هوای خودتو بیگیر شرو کن اوکی شدن. میدونم سخته مثای تو بشون اینوقتا سخت میگذره ولی تو اصرار کن. اولش انگاری نمیشه تو بخودت زور بوگو باس بشه. باس بشه پریسا. اینو بخودت بدوروبریات بهمه نگرونات بدهکاری. نشدنیارو نخواه بخودت بوگو اندازهای این نشدا و من فرق داشت پ نشد بیخیلی طی کن رد شو ازش برو. بدش اسونتر میشه اخرشم مث باقی شدا و نشدا میشه تجربه و خلاص. بیبین من منتظر پستاتم پستای قدیمت و البت ادامه این داستانتم میخوام. خودتو اوکی بیگیر تا اوکی شی. یادتم نره اوسکریم همچیو میدونه اخودتم بهتر میدونه پ بیخیلی طی کن و غمت نباشه. پریسا منتظرما باخودت با دوروبرت با همه چیزخوبا ادسر اشتی شو یچنتا پست بزن خیلیوقته ساکتی این مسخربازیتم بسش کن دیگه بینشونیات زیادی شورش درومد دیگه باس بانشون شی. هی اومدیا, پستیدیا, منتظرما, میام میزنمتا, بپر

    • پریسا می‌گوید:

      به نظرم باید تأییدت کنم یکی. درست میگی. درست میگید. حماقت مزخرفی بود که توی این1ماه مرتکب شدم. فایده نداشت. فایده نداره. بذار نداشته باشه. دلم این رو به هیچ عنوان نمی خواست ولی من هرچی از دستم بر اومد کردم. دیگه بیشتر از این نه از دستم بر میاد نه می خوام که انجام بدم. یکی! تمام گفته های اینجا و ایمیل هات درستن. موافقم با تمامش. فقط دلم خیلی گرفته. باید دیگه تموم بشه می دونم. ولی شاید لازم باشه تو و بقیه1خورده بهم مهلت بدید. 1کوچولو بیمارم. بیماریه واقعیه جسم. این روز ها یا خونه نیستم یا زمان هایی که هستم بیشتر خوابم. گاهی هم از داخل تختخواب کلید های سیستم رو می زنم که جوابی رو اینجا بنویسم یا سری بزنم ببینم اینجا هنوز هست یا تمامش مثل این چند سال و اون خاطره های طلایی و عزیز فقط سراب بودن. زمانی که خاطرم از واقعیت داشتن اینجا و تو و باقی جمع میشه باز میرم به جهان بی سر و ته خواب تا بیداری های کوتاه بعدی. کاش سریع تر درست بشم! دلم واسه بلند شدن و سر گیجه نگرفتن و صبح و سبکی و خنده عجیب تنگ شده یکی. دلم واسه پریسا تنگ شده. یعنی میشه من باز بخندم؟ مثل گذشته ها؟ باز پا شم شلوغ کنم بگم سلام صبح شبت به خیر شب و زندگی قشنگه؟ یکی لطفا دیگه بهم نگو چه بوق احمقی بودم این مدت چون خودم می دونم و ترجیح میدم دیگه بهم این واقعیت تلخ رو یادآور نشی. بی نشون موندن رو هم درست میگی به نظرم دیگه باید تمومش کنم. هیچ دلم نمی خواد در حالی که هنوز نفس می کشم بمیرم. واقعا حاضر بودم اگر فایده ای داشت ولی فایده نداشت و من دیگه این عوض رو تقاضا نمی کنم. حالا که بن بست هیچ مدلی تموم نشد و نمیشه بذار من واسه خاطر هیچ جزو مرده ها نشم. 1کوچولو بیشتر از1کوچولو شاید سخت باشه ولی به نظرم فقط بریدنش سخته. کامل که بشه دیگه حله. یکی دعا کن این اوضاع بره. من باید بیدار بشم. باید دیگه خواب نباشم. باید ذهن و جسمم از این کرختی نکبت بیاد بیرون. من نمی خوام دیگه24ساعت از داخل تخت با سیستمم ور برم و وسط نوشتن های ناتمومم خوابم ببره. من نمی خوام تموم بشم! از این مرض مسخره که خلاص بشم حتما دوباره با نشون میشم. اجازه بده این هوای مزخرف دست از سر جسمم برداره بتونم خودم بشم بعدش شاید خیلی کار ها هست واسه انجام دادنم، خیلی حرف ها هست واسه گفتنم و خیلی راه ها هست واسه رفتنم. شاید داخل اینترنت هیچ کدومشون منعکس نشه شاید هم بشه. ولی به هر حال تو خبردار میشی. راستی حالا که قرار شد اینجا شفاف حرف بزنیم اینجا میگم که تو خیلی داخل ایمیل هات بی تربیتی! خخخ! با ایمیل هات می تونم1شهر3برابر تهران رو روی سرت خراب کنم! باز هم خخخ! دفعه اولت هم نیست فقط اینکه هر دفعه افتضاح تر میشه خوب بنده خدا آدم هرچی به سرش میاد که ایمیل نمی کنه که! زشته دیگه! و1دفعه دیگه خخخ! یکی! معذرت می خوام. از تو و از همه. باور کن و باور کنید من واقعا دوستتون دارم. تو و تمام اون هایی که اینجا رو می خونن و همون طوری که تو گفتی و خودشون هم بیرون از اینجا بهم گفتن دلواپسم هستن. بچه های حاضر و نیمه حاضر و غایب اگر زمانی اومدید اینجا رو دیدید و خوندید به خدا من خیلی زیاد دوستتون دارم. ممنونم که هستید و ممنونم واسه اینکه1گوشه دل هاتون بهم جا دادید. یکی درست میگه درست شدن رو به همه شما بدهکارم. سعی می کنم. خیلی سعی می کنم. باز هم برام دعا کنید که سریع تر موفق بشم. به نظرم1بنده خدایی رو به شدت سر این بازیه نکبت مسخره دلگیر کردم. اون نیتش کمک بود و تصور می کنم دلش رو شکسته باشم از فشار درد خودم. به محض بیداری از بیماری باید از دلش دربیارم. آخه من دوستش دارم. فقط خواستم دست از سرم برداره و با خیال راحت ول کنه بره هم خودش خلاص بشه هم خودم. اگر خدا بخواد پیدا کردنش سخت نیست. کاش دل مهربونش از دستم خیلی تاریک نشده باشه! خلاصه اینکه می خوام بگم به محض اینکه ذهنم توانایی تحلیلش رو دوباره به دست بیاره وراجی هام رو دوباره شروع می کنم. آهایی بقیه هایی که اینجا اونجا همه جا از دستم خلاص شدید! اگر از این خواب در بیام قطعا بر می گردم همه جا و مطمئن باشید اگر برگردم دیگه آرامش بی آرامش. وایی بسه بقیهش باشه بعدا الان دیگه نمی تونم. ممنونم یکی. ممنونم بچه ها! ممنونم خداجونم!

  7. مینا می‌گوید:

    سلام یکی راستش نتونستم اینو نگم نمیدونم این همه معرفت چطور توی تو جا شده ازت ممنونم که بین این همه آدم سنگی دلواپس کسی هستی که هنوزم درست و حسابی نمیشناسیشخدا میدونه که خودمن چه قدر دلمیه آدمی مثل تورو میخواد که فقط به حرفام گوش بده یکی همیشه همین یکی آن سوی شب بمون. همیشه!

    • پریسا می‌گوید:

      سلام میناجان. چه عالی که اینجایی! نگرانت بودم مینا. به خدا راست میگم. زخم مال دل هاست پس دیگه نگو که نیست میشی. خسته ای، شکسته ای، زخمی شدی، تمامش درست ولی بمون و بگو. سکوت راهش نیست. مثل خود من که سکوت درمونم نشد. خوشحالم دیدمت. منتظرم شاد تر ببینمت. مینا! من به صبح معتقدم. حسابی هم معتقدم. از ته ته ته دل!

  8. له له می‌گوید:

    …………………

  9. حسین آذری می‌گوید:

    سلام پریسا خانم من تازه واردم به جمعتون شاید ندونم دردتون
    به قول شاعر در این دنیا کسی بیغم نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد.
    سر راه همه موانعی هست که به نظر خودشون سخترین مانع ای است که وجود دارد و تاب و تحملشان کم شده و از همه چی بیزاری میجویند. درسته نوشتن این دردها و اشتراک گذاشتن با دیگران شاید کمی تسکین دهنده باشه و کمی احساس سبکی کنید. اما بهتر است به قول یکی برخیزی و حرکتی کنی.
    حد اقل در همین منزل شما از وقتی که اومدم وحید, مینا یکی, له له اینجا بوده اند و یاری ات کردند. چرا برای شاد کردن اینا حد اقل تلاش نمی کنی؟ اگه تلاش کنی دل این دوستان عزیز رو شاد کنی مطمئن باش خودت هم راضی میشی و کم کم شاید بتونی این موانع رو کنار بزنی. نا امید نباش قدر داشته هایت رو بدون روزی شاید دیر بشه و حصرت همین روزا رو بخوری. رفتم رو منبر پاییین بیا هم نیستم حالا بای تا های.

    • پریسا می‌گوید:

      سلام آقای آذریه عزیز.
      تمامش درسته. تمامتون هم درست میگید. من از همگی معذرت می خوام. موافقم زیادی طولش دادم این اوضاع نکبت رو. به نظرم دیگه بس باشه باید تمومش کنم. شادیه این جماعت عشقمه باور کنید از خدا می خوام که بشه شادشون کنم. بچه ها اینجا با حضورشون اندازه1بهشت بهم لطف داشتن و دارن. بچه ها تمامتون رو دوست دارم خیلی زیاد خیلی خیلی زیاد!
      به روی چشم آقای آذری و بقیه. سعی می کنم. باز هم سعی می کنم. باز هم بیشتر سعی می کنم. کاش سریع تر موفق بشم! کاش سریع تر بشه.
      ممنونم دوست عزیز.

    • پریسا می‌گوید:

      شکلک علامت تعجب همراه علامت سؤال. قهر نکن دیگه! ببین! آشتی. باشه؟ آب زرشک میدم ها! شکلک چشمک زدن به بقیه. بچه ها هیچی نگید تقلبیه تمامش رنگ غیر مجازه بذار بخوره بره هوا نتونه بیاد پایین من از اینجا تماشا کنم بخندم این قدر خوبه!

  10. له له می‌گوید:

    خخخخخ له له رو حسین خوب اومد خخخخی
    ووواااااییییی میگمااا اسم له له روم موند برداشته شدنی هم نیست
    خخخخخیییی

    • پریسا می‌گوید:

      ایول سکوتش شکست بچه هااا زنده باد آب زرشک و حسین و خودم و این له که دیگه باید از لهی در بیاد و خلاصه زنده باد همه چیز زندگی که اینهمه قشنگه!

  11. حسین آذری می‌گوید:

    اگه من سبب شدم کمی از لاکتون در بیایید بیرون خیلی خوشحالم هم شما پریسا خانم هم شما له له خانم آقا رو نمی دونم راهنمایی ام کنید دیگه. من امیدوارم همیشه یه جمع خوب و صمیمی و به دور از هر گونه گونه غم و غصه رو داشته باشیم. و با یاری رساندن به هم دل هم را شاد کنیم.

    • پریسا می‌گوید:

      این امید قشنگه. من هم امیدوارم. خیلی زیاد امیدوارم. به پایدار موندن صمیمیت ها، به شاد تر شدن ها و به رسیدن صبح.
      به امید خدا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *