آخ که چه سرده اینجا امشب!

سلام به همگی. سلام به آسمونی که داره می باره! سلام به بهاری که سرده.
چیه بابا روضه نمی خونم جدی اینجا سرده!
هوا1دفعه وحشتناک اینجا سرد شد. سرمایی از جنس زمستون های برفی. بارون میاد. نم نم. ریز ریز. سرد! انگار همراه برفآب.
اگر برف بیاد من تعجب نمی کنم. بقیه رو نمی دونم ولی من تعجب نمی کنم. کاش آسمون بباره! کاش بارون بباره! کاش برف بباره! کاش بباره!
دلم بارون می خواد. از اون بارون هایی که بوی خاک رو از لا به لای آسفالت های نصفه نیمه و دود و هیچ بکشه بیرون و بپاشه هوا، همه جا، همه جا!
دلم برف می خواد. از اون برف های شدید که می بارید و می نشست و سفید بود. سفید1دست. سفید پاک و1دست. می بارید و روی سر همه رنگ ها رو می پوشوند. همه جا سفید می شد. چه سفید قشنگی! سرما هم انگار از خاطر ها عقب می کشید با دست های اون سفیدیِ1دست که زورش به تمام رنگ های رنگی می رسید. دیگه کسی خاطرش نبود سرما رو. بارون ها، برف ها، خنده ها، همه تموم شدن. همه رفتن! رفتن و سفیدی ها رو با خودشون بردن!
دلم1جهان سفید می خواد. سفید1دست. مثل برف. برف پاک. برف سفید. دلم1جاده می خواد. 1جاده صاف و صاف و صاف تا…اون طرف شب.
دلم1آسمون می خواد. 1آسمون بدون ابر های رنگی. 1آسمون پر از ستاره. پر از خورشید. پر از پرواز. پرواز. پرواز! تا خودِ خدا.
دلم1خدا می خواد که1ساعت فقط و فقط خدای من باشه. بشینم کنارش. تکیه بدم به دستش. سر بذارم روی شونه هاش. چشم هام رو ببندم. بخوابم توی بغلش. کوچولو بشم توی بغلش. گم بشم توی بغلش. محو بشم توی بغلش!.
دلم می خواد من باشم و جاده. من باشم و بارون. من باشم و برف. آسمون. پرواز. من باشم و سفید1دست.
من باشم و خدا!.
دلم بچگی هام رو می خواد. خنده هام رو. بازی هام رو. هم بازی هام رو. دلم شادی های کوچیک بچگی هام رو می خواد. شادی هایی که با تمام کوچیکیشون1دنیا بزرگ بودن واسه دل بی در و پیکرِ من. دلم دنیای سفید بچگی هام رو می خواد. دنیایی که داخلش پر بود از شادی های عروسکی.
دلم عروسک هام رو می خواد. عروسک های مهربونم که با چه معصومیت جفنگ ولی عزیزی باور داشتم که حرف می زنن. می خندن. می فهمن. یواشکی. زمان هایی که باهاشون توی دنیای خیال های واقعی تنها می شدم.
دلم معصومیت های جفنگ عزیزم رو می خواد. همون هایی که به رنگ سفید برف و بچگی هام بودن. دلم باور هام رو می خواد. باور های سفید. باور های صاف. باور های شفاف! باور فهمیدن عروسک ها. باور وجود1در مخفی توی کمد عروسک های من به دنیای آرزو ها. باور آگاهی عروسک ها از جای این در که یواشکی ازش رفت و آمد می کردن و با پری های اون طرف در توی دنیای رویا ها ملاقات داشتن.
دلم دنیای اون طرف در رو می خواد. دلم می خواد اون قدر کوچیک و اون قدر شفاف بشم که از اون در بگذرم. رد بشم و قاطی عروسک هام پرواز کنم وسط1دنیای پر از پری و گل و بارون های بهشتی و پرستو و خورشید.
دلم1خورشید می خواد. بدون ابر. بدون غروب. دلم1شب می خواد. 1شب از جنس رویا. دلم ستاره می خواد. 1جهان ستاره. دلم2تا بال می خواد که باهاشون بپرم تا دل آسمون و بشم1ستاره وسط اونهمه ستاره های بی نشون. دست هام رو دراز کنم تا ستاره های خوشه پروین. تماشاش کنم. سیر تماشاش کنم. اندازه1ابدیت از نزدیک و نزدیک و نزدیک تماشاش کنم. لمسش کنم. نازش کنم. بغلش کنم. حسش کنم. هواش رو. خنده هاش رو. تابیدن هاش رو. هواش رو! بشم یکی از ستاره هاش. بی نشون بشم. بی نام بشم. جزوش بشم. ببارم. بتابم. بتابم!
دلم انتها رو می خواد. 1انتهای شاد و شیرین واسه تمام گریه های سرمازده تمام خاک. دلم1صبح می خواد. صبحی از جنس بهار. بهاری که زمستونی نیست.
دلم رویا می خواد. رویایی حتی بی تعبیر، اما ابدی. رویای ستاره بارون. دلم می خواد توی رویای من، ستاره های خوشه پروین از وسط ستاره بارون، مثل1دسته بهشت بیاد پایین. پایین. پایین. تا خاک. تا زمین. تا من. بشه از جنس من. از جنس خاک. از جنس سرد و سنگین زنده ها. شبیه من. ببیندم. ببینمش. بشنومش. بفهممش. بفهمدم!. دلتنگی هام رو. هوام رو. باریدن هام رو. دلتنگی هام رو. شب هام رو. دلتنگی هام رو!.
دلم آواز می خواد. آوازی از جنس ستاره های بی نشون. آوازی از جنس نور. از جنس آسمون. پرواز. آوازی از جنس آواز. از جنس رویا. رویای ستاره های خوشه پروین.
دلم پایان دلتنگی هام رو می خواد. دلم پایان سرمای سخت بیداری هام رو می خواد.
دلم1سفر می خواد. سفری به دنیای شفاف ستاره ها. ستاره های خوشه پروین. دلم سفر می خواد. سفری از جنس خنده و پرواز و پرواز!.
دلم بیداری از این کابوس بیداری رو می خواد. دلم خواب می خواد. خوابی تا همیشه. خوابی از جنس پایان بیداری های تاریک. خوابی تا ستاره ها. تا ستاره های خوشه پروین. دلم………
امشب، آخ که چه سرده اینجا! چه دلتنگم امشب!.

۱ نفر این پست را پسندید.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

46 دیدگاه دربارهٔ «آخ که چه سرده اینجا امشب!»

  1. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    باز هم خوندم و تا جایی که شد فهمیدم و باز هم متأسفم عمیقاً هم متأسفم که نمی تونم کاری جز این تأسف انجام بدم.
    ولی آرزو ها رو واقعاً میخوام همون طوری که شما نوشتید میخوام خیلی خوب نوشتیدشون من دقیقاً عین همه این ها که نوشتید رو میخوام.
    ممنون که یکی دو ساعت مهمونتون بودم و حس مثبت و خوبی که بهم دادید.
    جدی میگم تعارف الکی نمی کنم.
    خیلی عالیه که قسمتی از پنجشنبه ام این جا و با شما سپری شد.
    برای همه اش ممنون به اندازه ای که نمی تونم بیان کنم از شدت زیاد بودن این ممنون بودن.

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دوست من.
      بی نهایت شرمندهم از اینهمه لطف شما. به خدا راست میگم. کاش توانم بیشتر کمکم می کرد تا بهتر بنویسم و رضایت ها بیشتر باشن! ببخشید که بیشتر از این ازم بر نمیاد. بلد نیستم.
      آرزو ها. خدا می دونه چه قدر می خوامشون. کاش راهی برای رسیدن بود تا می رفتیم و بهشون می رسیدیم!
      معذرت می خوام بابت این حس تأسف که منتقل می کنم به اینجا و به شما. کاری نمیشه کرد. من همیشه آخر خط ها گیرم اینه که توی سرم نمیره که دیگه هیچ راهی نیست. پشت سر هم می پرسم، از خودم و از خدا و از هر کسی که دستم بهش برسه می پرسم که یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟ هیچ کاری؟ هیچی؟ و اون قدر می پرسم می پرسم تا1راهی باشه. چون باورم نمیشه راهی نیست. ولی1جا هایی هست که هیچ راهی نیست جز باور کردن بنبست. اینجا همونجاست. هیچ راهی نیست. جز باور. جز تحمل. جز تحمل! هیچ راهی نیست!
      ممنونم که هستید.
      ایام به کام.

  2. یکی می‌گوید:

    همیشه میدونسم اسمش یچیز دیگس. بمیرم واس دلت پریسا. هی بخدا هم میبینه هم میشنوه هم میفهمت. بخدا پریسا. اینشبا یوخده حالت خطخطیه. تاب بیار زمون حلش میکنه. اوکی میشی. چیزی نیس رد میشه. پریسا. اصابتو جیز نده. یماه دیگه همچی اوکی میشی خودتم باورت نیس. بیا ج بده بیبینمت روفرمی اوکی? اصلا خیالت نباشه حالت همچی جا میاد ک خودت کلی بخودت میخندی واسخاطر امشبات. پریسا بیبینمت. اینجام زود پیدا شو منو نکاری

    • پریسا می‌گوید:

      سلام یکی. یکی! می ترسم. می ترسم دق کنم یکی. به کسی نمیگم. نمیشه. می ترسم1شبی دق کنم یکی. 1لحظه هایی چیزی به نام تحمل هیچ کجای روحم پیدا نمی کنم که نگهم داره. هیچی نیست اون لحظه ها به جز…
      بیخیال. منتظر میشم. منتظر معجزه بابا زمان. اگر تو میگی کمک می کنه پس حتما می کنه. یکی! ممنونم که هستی. الان خوبم. بهترم از دیشب. ممنونم.
      ممنونم!

  3. آریا می‌گوید:

    سلام عزیزجان

  4. آریا می‌گوید:

    امیدوارم هالو هوات

  5. آریا می‌گوید:

    بهتر شده باشه

    • پریسا می‌گوید:

      ممنونم عزیز جفتش بهتره. هم حالم هم هوام. البته بذار راست بگم. حالم از هوام بهتره. حالم از دیشب رو به راه تره. هوام هنوز جا داره بهتر باشه. باید بهتر بشه. میشه. باید بشه!

  6. آریا می‌گوید:

    همه چی درست میشه عزیز

  7. آریا می‌گوید:

    صد در صد درست میشه

  8. آریا می‌گوید:

    باید درست بشه

  9. آریا می‌گوید:

    مواظب خودت باش

  10. آریا می‌گوید:

    ممنونم از پست

  11. رضا می‌گوید:

    سلاااااااااام همه چیز درست میشه بخدا درست میشه!

    خودتون رو عزیت نکنید غصه نخورید توروخدا
    بیخیال بخندید
    من میام فعلن باییی

    • پریسا می‌گوید:

      سلام رضا.
      تولدت مبارک! تمام مثبت های خدا برای تو! مشکلی نیست رضا حله. من خوبم. 1خورده تمرین لازم دارم که بهتر هم بشم. میشم. رضا! خوشحالم که خوشحالی. باور کن. ممنونم که هستی.
      شاد باشی تا همیشه.

  12. آریا می‌گوید:

    سلام خوبی عزیز

  13. آریا می‌گوید:

    بهتری پریسا جان

  14. آریا می‌گوید:

    ببخش بابت کامنت های داقونم

    • پریسا می‌گوید:

      آریا کامنت های به قول خودت داقونت واسه من کلی می ارزن. این ها نشانه حضور1دوست هستن و من براشون ارزش قائلم. کامنت های تو داقون نیستن. ولی جدی این طوری که خیلی اذیتت می کنه. نمیشه درست بشه؟

  15. شفق می‌گوید:

    داری با خودت چیکار میکنی پریسا؟ بسه دیگه. سرد نیست پریسا بذا بت بگم بذا بت بگیم. پریسا عید داره میاد. پسفردا سال جدید شروع میشه. با خودت اول سالی مهربونتر باش پریسا. با من با ما مهربونتر باش پریسا. این چه کاریه با خودت میکنی؟ امسال نه سرده نه ساکت فقط تو سر سال تحویل گوشیت دمدستت باشه حله. پریسا بیا بس کنیم. دعوا بدرد نمیخوره. سال رفت تموم شد. تمومش کنیم قبل ازینکه تموم شیم. پریسا امسال عید محشره حالا خودت میبینی. توم تنها نیستی خیلیا باتن. خونوادت هستن بات. ما هستیم بات. خودتم یک حرکتی بزن دیگه. جدا از اونایی که دوستت دارن نپر پریسا. بذا این دوران کوفتی همراه سال کهنه بره. تا این رفیق اینترنتیت نیومده دوباره جنگ رابندازه من جمع کنم. میبینمت.

  16. یکی می‌گوید:

    بازم ک تویی ک. عجب خیابونگرد مگسی هستی کلا قیافت شبی گیره. ای بابا.

    • پریسا می‌گوید:

      یکی و شفق به جان خودم اگر دم عیدی اینجا دعوا کنید جفتتون رو می فرستم داخل صف تأیید. زورم به شما2تا که می رسه!

  17. رضا می‌گوید:

    سلام یکی میشه بمن هم بگی قزیه از چه قراره آخه دیده بودم که شما دوتا شفق و تو یکی باهم بهس کرده بودید قزیه چیه لطفن بگو لطفن!

    • پریسا می‌گوید:

      سلام رضا. وایی رضا به جان کل پهنای اینترنت جهانی بیخیال شو تو هم اگر به این درگیری اضافه بشی من باید1نارنجکی چیزی به خودم ببندم بپرم وسط شما3تا.

  18. شفق می‌گوید:

    نه نه پریسا اینکارو نکن. من برا جنگ نیومدم. میبینی جوابم ندادم بش. آقای عصبانی فردا عیده. بیا دیگه نجنگیم. این پریسام اذیت میشه ما درگیریم. بجان خودش ما دوسش داریم اوضامون گردوخاکی شد رسیدیم اینجا. توم دیگه بسه. ببین همینجا جلو چشم و گوش همه من آتیشبس میدم. عید اومده. قهر و دعوا خوب نیست. هان؟ هستی؟ دست بدیم؟

    • پریسا می‌گوید:

      شفق! اون ایمیلت رو این دفعه درست وارد کن. دفعه دیگه من ویرایشش نمی کنم بمونی توی ول معطلی. یکی! دیگه بس کنید. از قهر و از جنگ و از همه چیز عجیب خسته شدم. اینجا فقط1اینجا این چیز ها نباشه. بسه دیگه. باشه؟

  19. یکی می‌گوید:

    خب خب بابا خب. اگه پریسا بتونه تحملت کنه فک کنم منم بتونم. ولی بهت بگم من همیشه اینجام از اون قدقدای پارسالیت کنی تمامقد بیخ باغچی. از الان گفتم بعدا نگی یکی مرض تو کارش بود نگفت. پریسا خاطرت تخت ما دعوا نمیکنیم. دسم میدم بهش تا خاطر تو خوش بشه. تصویرم ک نداری اینجا بکارم ک. این از دسدادن ما دوتا بخاطر رضای تو. بیبین من بهت گوشیدم با این خیابونگرد اوکی شدم بشرطی ک تو پریسا یوخده ب یکی بگوشی و دیگه واسخاطر هرچی و هیچی اونجوری پاشیده نبینمت. بهت میگم بیخیل بوگو خب و بزن جاده بیخیلی بحثم نکن بذارش کنار دیگم اونجوری اصابروانتو نفله نکن واسش. من یچیز میدونم میگم دیگه. حرفمو گوش بیگیر تو دلنگرونی نکارم. بیخیل تموم شد دیگه. گیرارو وللش. دم عیدی شارژ شو ک هیچ از اینریختی دیدنت دلخوش نیسما, پریسا. پریسای خودمون شو. پریسای خودمونم باش. ایمیلتو میگم. کاش پستشو میزدی اینجا. خب حالا طوری نیس بعدا ک آماده بودی بزن همه بخونن چیزی نیس ک. بیخیل من میدونم بسه. این خیابونگردم احتمال میدونه دیگه پ حله. راسی پست هنرتم باز ک نزدی. امسال ک رفت سالدیگه نظمش بده وگرنه میام دادوبیداد میکنما, پستم نزدی آخرسالی. پست عیدی بزن بدونیم اکجا ورود کنیم واس عیدیدنی. پریسا. بقول آریا بخند. هی نگی عیده رفتم تعطیلی پست نزدما. بیبینمت پریسا. پریسا بیبینمتا, نری باز خودتو ول کنی وسط خیتیا, ایندفه دیگه نگی نشدا, بزن پست آخر امسال و اول سالدیگرو منتظرم

    • پریسا می‌گوید:

      ممنونم یکی. باشه گوش میدم. دارم گوش میدم یکی. ایمیل. نه! نمی تونم یکی. حتی نمی تونم بخونم چی نوشته بودم. هنوز آماده نیستم واسه هوار زدن این مدل جمله ها. داره گریهم در میاد. نمی تونم. الان نمی تونم یکی. فعلا نمی تونم. زمان می خوام زمان می خوام الان نمی تونم!
      من خوبم یکی. از دیروز و پریروز خیلی بهترم. به نظرم دوباره همه چیز در کنترله. یکی ممنونم واسه خاطر حضورت. باور کن که خیلی ممنونم و خیلی آگاهم که چه قدر این حضور ارزش داشت و داره. ممنونم ازت. باز هم حرف دارم بزنم ولی مادرم اومده داره صدام می کنه میگه دیگه بلند شو و باید بلند شم. پست هنرم هم، می دونم. معذرت می خوام. تو که ایمیلی در جریانی من این2-3روزه چه وضعیتی داشتم! به جان خودم اصلا یادم نبود امروز شنبه هست. این هم چشم. از سال آینده هم مواظب تر میشم هم با نظم تر. رضایت بده دیگه! خخخ! پست عیدی هم چشم می زنم. فردا اگر خدا بخواد و عمری باشه و اینترنتی باشه بعد از سال تحویل2دقیقه میام1دونه به قول تو پست عیدی می زنم هرچند تو از هر جایی دلت بخواد وارد بشو از در بیا از پنجره بیا دلت هم خواست از سقف ببار داخل. باز هم خخخ! یکی ممنونم که هستی. ممنونم که بهم گوش دادی. ممنونم که اینجا جنگ نیست. ممنونم که هستی. ممنونم که هستی!
      ایام به کامت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *