1خورده هنر. بافت پارچ بخش اول.

سلام به همگی.
قوریه بلاخره تموم شد. ببخشید وسط پست های این مدلی وقفه افتاد آخه1هفته که ماجرای بیمارستان و قرنتینه خونوادگی و1هفته دیگه هم ماجرای در دسترس نبودن اینجا و خلاصه زنگ تفریح.
بریم پارچ ببافیم.
بچه ها اگر موافق باشید دیگه گل های آشنا رو قدم به قدم توضیح ندم و مثلا فقط بگم4-1که سریع تر پیش بره.
از ته پارچ می بافیم میاییم بالا.
اول12تا می فرستیم داخل نخ و2تا با هم رو مشترک می گیریم. درسته2تا. توی قوری فقط یکی مشترک می گرفتیم یعنی هر2تا سر نخ رو از داخل سوراخ1دونه مروارید به صورت خلاف جهت هم وارد می کردیم و این بار هم همون بساطه ولی به جای یکی باید نخ ها رو از داخل سوراخ های2تا مروارید رد کنیم. حالا1دایره توخالی داریم که از14تا دونه تشکیل شده که دونه های13و14رو مشترک گرفتیم. پس شد1دایره توخالی14تایی و2تا مشترک داخل نخ.
حالا روی این دایره14تایی1دور بافت7-2می بافیم و ادامه میدیم تا1دورمون کامل بشه.
7-2رو که یادتونه؟ یادتونه مگه نه؟ شکلک چپ چپ نگاه کردن و چشم غره و خط و نشون یواشکی یعنی وای بر کسی که بگه یادم نیست و توضیحش رو بخواد. خخخ!
بعد از دور اول که همون7-2هست، می رسیم به دور دوم.
دور دوم ما دور5-1،5-2هست. وایی که من اون زمان چه قدر از این دور بدم می اومد! به شدت تمرکز لازم داشت که اشتباه نکنم و به شدت اشتباه می کردم و همیشه باید چند بار این دور رو می شکافتم و از اول می بافتم. نخ هام لوله می شدن و خودم خسته می شدم و بافتم کج و کوله می شد و خلاصه ماجرایی داشتم با این دور کوفتی! الان ازش بدم نمیاد. یادش به خیر!
دور سوم ما1دور7-3هست که روی دور های قبلی می بافیم.
دور بعدی دور5-2هست. دوستش داشتم. 1جور هایی به نظرم قشنگ بود.
تا اینجا تمام دور هامون1دور بودن. رسیدیم به جایی که پارچ باید باریک بشه.
حالا2دور بافت4-1می بافیم. 2دور روی هم.
بعد از تموم شدن دور دوم از بافت4-1مون، 1دور هم بافت5-1می بافیم.
این دور5-1ما کمی تا قسمتی خاصه. یعنی متفاوته. یعنی نوک پارچمون توی این دور هست و باید درستش کنیم.
واسه این کار، دونه هایی که باید روی اون ها گل5-1بزنیم رو می شماریم. 7تا هستن. یعنی7تا دونه برآمده بالای لبه پارچ نیمه کاره ماست که باید پایه های گل های5-1مون باشن. پس ما باید7تا گل5-1بزنیم تا این دور کامل بشه. نوک پارچ ما باید وسط این دور باشه. به همین خاطر، اول3تا گل5-1رو به همون ترتیب قدیمی می زنیم. یعنی3تا توی نخ، سومی مشترک، و1دونه مشترک از زیر. ولی بعد از3تا گل این دور، در گل چهارم، به جای اینکه3تا دونه داخل نخ بندازیم و گل5تایی بزنیم، 5تا داخل نخ می فرستیم و گل7تایی می زنیم و در نتیجه به جای گل5-1، گل7-1می زنیم.
پس تا اینجا این دورمون شد3تا گل5تایی، چهارمی گل7تایی، تمامشون هم یکی مشترک از زیر. یعنی3تا گل5-1، چهارمی گل7-1، و بعد دوباره3تا گل دیگه گل های5تایی یعنی همون5-1.
پس: دور آخر که دور 5-1هست رو6تا گل5تایی و1گل7تایی می زنیم.
کار ما اینجا با تنه پارچ تموم شد. حالا1پارچ بی دسته داریم که باید دسته بزنیم و نوشابه سرد با یخ بریزیم داخلش و دِ بخور! وای تشنم شد باقیش باشه بعد من رفتم رفع اتش. راستی اتش این مدلی درسته؟ راستی زندگی قشنگه. راستی ایام به کام.

۱ نفر این پست را پسندید.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «1خورده هنر. بافت پارچ بخش اول.»

  1. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام.
    قوری رو که بافتم قطعاً میرم سراغ بعدی و بعدیا.
    عطش درسته با اون که nvda درست نمی خونه.

    • پریسا می‌گوید:

      سلام دوست من. دقیقا خودم هم همین طور. خخخ!
      وایی این جاز عطش رو افتضاح می خونه در عوض اتش رو کاااملا روان تحویل میده. نمیشه ساختار نوشتار رو به خاطر من و جازم عوض کنن و از امروز عطش رو اتش بنویسن؟
      ایام به کام.

  2. رضا می‌گوید:

    سلام خانوم پریسا من تازه وبلاگ شمارو دیدم من نتونستم قوری رو ببافم ولی سعی میکنم پارچ رو ببافم
    وبلاگهه خوبی دارید خییییییییییلیییییی خوب
    از این ببعد اینجاهم سر میزنم اسمه خوبی هم برایش انتخاب کردید! آنسویه شب! مگه میشه صلیقه شما بد باشه؟ خیلی اسمه خوبیه !
    فعلن خدا نگهدار

    • پریسا می‌گوید:

      سلام رضا. ممنونم بابت لطفت. نگران نباش خودم هم هنوز قوریم رو تمومش نکردم. به کسی نگی! هر زمان دلت خواست بیا.
      موفق باشی.

  3. یکی می‌گوید:

    اینجوری بهتر شد. بزن تنگش جفتشو منتظرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *