سلااااام من اومدم.

سلام به همگی.
پاشید دیگه خواب بسه صبح شده!
چطور می گذره؟ همگی رو به راهید؟
مقصود از اینهمه جفنگ این بود که من اومدم. هیچی دیگه اومدم اعلام حضور کنم الان منتظر چی هستید؟
کتاب که نمیشه بذارم اینجا، تکبال هم که تموم شد یعنی نه تموم نشد، داستانش اینجا تموم شد وگرنه خودش که راه افتاد رفت توی دل شب غیبش زد الان هم خدا می دونه کجا چه خراب کاری داره می کنه.
بیخیال اصلا به من چه.
جدی دیگه نمی دونم چی بگم. روی این متنم فکر نکردم فقط گفتم1چیزی بنویسم که بگم اومدم. نمی دونستم چی باید بنویسم و چی بگم گفتم بیخیال هرچی بیاد می نویسم حالا هم نشستم اینجا دارم هرچی میاد می نویسم. هنوز نرفتم جواب کامنت های پست قبلی رو بنویسم گفتم اول1سر بیام اینجا شلوغ کنم خواب از سر شما ها بپره بعدش برم کامنت دونی.
اگر از خودم بخوایید، خسته ام حساااابی. ولی فقط خسته ام. خستگی کم میشه. و من هنوز هستم. هنوز اینجام. هنوز پریسای آن سوی شبم و اگر دست خودم باشه خیال دارم حالا حالاها همین جنس بد جوهر و… باقی بمونم.
از شما ممنونم. از همه شمایی که در طول سفرم همراهم بودید. ممنونم که بودید. ممنونم که این حس قشنگ رو بهم دادید. همراهی شما ها شیرین بود و خیلی با ارزش. باور کنید راست میگم. حس مثبتی بود خیلی مثبت. هنوز هم مثبته. از همه شما ممنونم. باور کنید این خیلی ارزش داره. در جهانی که دل و جون و حتی درد رو به تفریح می گیرن و زمانی که ایام به کام نچرخید از در اتهام وارد میشن، خیلی با ارزشه اینکه بدونی افرادی همراهت هستن که ازت… بیخیال.
خوشحالم که با شما هستم. هنوز هم دوستتون دارم خیلی زیاد و هنوز هم اینجا جاییه که میشه احساس کنم داخلش می تونم امن و صمیمی حرف بزنم بدون اینکه دلواپس هیچ تعبیری و هیچ باوری و هیچ تأثیری باشم.
دیگه زیاد طولش دادم. همین طور ادامه بدم تا فردا صبح پراکنده می نویسم. پس کوتاهش کنم تا دفعه بعدی و ایام به کام همگی شما.
دیدگاه های پیشین: (7)
یکی
یکشنبه 21 تیر 1394 ساعت 14:42
مسخره. آخرشی مسخره. توصیفتو ک مجسم میکنم خندم میگیره. دیوونه. ولی هی هیچم مسخره نیست من جدی گفتم. فیزیکی اونجا نبودم ولی وقتی گفتم هستم یعنی هستم. درست حساب کردی. هی خوب شد اومدی دلم تنگیده بود برات. خستگیرو ولش میره. اصل خودتی ک هستی. بیخودم نخند اینا میفهمن ی چیزیته. تا تو باشی دیگه بمن نگی دردسر. هی من هستم. بازم هستم. مطمئن باش. پریسا تکبالو ادامه نمیدی؟ بنویسش. تو بغل شب تنها نذارش چون تنها نیست. رفتنشو فهمیدن. خیلیا هستن که فهمیدن و رفتن دنبالش. چیزیم ازش نمیخوان فقط میخوان باهاش باشن. شاید اونایی ک خودش ازشون انتظار داشت نباشن ولی انتظارا ک همیشه درست درنمیان. زودتر ی چیزی بنویس بذار اینجا دلم چیز میخواد.

پاسخ:
سلام یکی. تو دردسری یکی. یکی از دوست داشتنی ترین دردسر هایی که توی عمرم بهشون بر خوردم. فقط کاش مثل باقی خاطره های شیرین آخرش تلخ نباشی!
نه ادامه نمیدم به جان خودم با1چیزی می زنمت یکی. بذار حالم جا بیاد به خدا هنوز توی فضای جنگل دارم سیر می کنم.
ممنونم که هستی یکی.
ایام به کامت.
حسین آگاهی
یکشنبه 21 تیر 1394 ساعت 16:25
سلام. خوش اومدید.
امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه اسااااااااااااااااااسی.
فضای مجازی هم دنیای جالبیه و این جا هم یکی از قرارگاه های مجازی که خیلی واقعیه.
این به خاطر بودن شما و دیگر دوستانه و البته من.
شکلک تعریف از خود.
http://www.foggylife.persianblog.ir
پاسخ:
سلام دوست من.
ممنونم. خیلی زیاد. اینجا رو من زیاد تر از چیزی که عاقل ها باهاش موافقن واقعی می بینم. عاقل نیستم که! به نظرم اینجا ملموس تر از1فضای مجازی معمولیه برای من و این رو افراد اینجا برام حقیقی تر می کنن. عزیز هایی مثل شما. هیچ هم تعریف از خود نیست شما واقعیتی رو گفتید که من بهش باور دارم.
ممنونم از حضور عزیز شما.
ایام به کام.
آریا
دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت 00:29
سلاام بر پریسا ی عزیز
رسیدن به خیر سفرا بی ختر
امیدوارم بهت خوش گذشته باشه
خوب شد آمدی منتظرت بودم
تک بالو ادامه اش بده گرچه میدونم سختت هستش اما ادامه اش بده
پخخخخ پریساا خخخ
شاد باشی
http://www.gooshkon.ir
پاسخ:
سلام آریا جان. ایام به کامه؟ تامی چطوره؟ امیدوارم از شدت شیطونی هاش حسابی از نفس افتاده باشی!
یعنی آریا به جان خودم این دفعه که حرف ادامه تکبال رو بزنی خودم… باید فکر کنم چه بلایی سرت بیارم بیشتر دلم خنک میشه.
دلم تنگ شده بود واسه اذیت کردنت آریا.
این حال و هوا رو دوست دارم. خوب شد غیبتم بیشتر طول نکشید. داشتم می ترکیدم از دلتنگی.
ایام به کامت.
مینا
دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت 10:32
سلام سلااااااااااااااااااااااااااااااااام خوش اومدین حسابی بابا کلیمنتظرتون بودیم امروزم نمی اومدین می اومدم پیداتونم یکردم به زور برتون میگردوندم.
دلم حسااااااااابی برای اول خودتون و بعد نوشته هاتون تنگ شده بود.
با یکی به شدتتتتتتتت موافقم با تک تک کلماتش و مخصوصا با ادامه تکبال باشه باشه منو نزنید رفتم رفتمممممممم شکلک مینا در حال فرار کردن

پاسخ:
سلام مینای عزیز.
دلم داشت پرواز می کرد که سریع تر برسم اینجا. باور کن دیگه کلافه شده بودم از بس دلتنگ بودم.
ادامه تکبال! شکلک دستمالی می کنم1چیزی پیدا کنم بزنم بهش. شکلک1دسته علف بلند نرم با تیغ های چسبناک از اون هایی که می چسبن ور نمیان پیدا کردم شکلک نشونه گیری از روی صدای فرارش و پرت کردم بزنم بهش!.
بلاخره می گیرمت حالا تا بعد.
شاد باشی تا همیشه.
آریا
دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت 14:15
سلام پریسا جان
پخخخخخخ
منم دلم برای اذیت کردنت تنگ شده بود
میگم بد قل هستی هاا خبر داشتی
خخخ
تامی لالا خخخ
تنبلی هست که دومی نداره خخ
شاد باشی
http://www.gooshkon.ir
پاسخ:
سلام آریای عزیز.
این گربه کوش بیدارش کنم بندازمش سرت؟
نخیر بد قول نیستم این رو پس گرفته بودی انداخته بودی تقصیر شهروز دیگه نمی تونی حرفت رو پس بگیری. راستی آریا! پِِِخخخ! ای وای به نظرم1اتفاق هایی افتاد! شکلک ترکیدم.
ایام به کام.
شفق
سه‌شنبه 23 تیر 1394 ساعت 09:18
اتهام. ما که پسش گرفتیم. اینجا جلو تماشاچیات معذرت بخوایم رضایت میدی؟

پاسخ:
نه.
یکی
سه‌شنبه 23 تیر 1394 ساعت 10:39
تو ک باز اینجایی

پاسخ:
خواهش می کنم یکی. درگیر نشو. طوری نیست. بیخیال.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *