و دیگر هیچ

***

در شورزار ضمیر سوخته من،
آنجا که جوانه های زرّین آرزو،

ناکام از حیات،
در راه طلبیدن و نرسیدن،

با دست های گشوده به سوی سراب مردابی در آن سوی ناکجا،
همچون هیچ،

بر جای جای ماسه های سوخته از آتش عتش،
خسته و آرام، مرده اند،

تک درخت یاد تو،
تنها زنده ی این کویر مرده است.

و دیگر هیچ،
حتی آرزوی دیدارت.

*******
دیدگاه های پیشین: (3)
Mohammad
سه‌شنبه 10 تیر 1393 ساعت 10:14
مثلــ همیشه زیبا بود
سپاس
http://da3tanekotah.blogsky.com
پاسخ:
سلام دوست عزیز.
ممنونم از حضور پر محبت شما.
پیروز باشید.
ستایش
سه‌شنبه 10 تیر 1393 ساعت 12:15
سلام پریسا. مهمون نمیخوای؟ پستت زیبا بود عزیزم.
http://سلام پریسا.
پاسخ:
سلام ستایش عزیز.
چرا نمی خوام؟ خیلی هم می خوام. ممنونم عزیز که اومدی. امیدوارم گردش اینجا بهت خیلی خوش بگذره. باز هم بیا خوشحال میشم.
ایام به کام.
ستایش
چهارشنبه 11 تیر 1393 ساعت 18:33
سلام گلم فراموش کرده بودم آدرس وبم رو بدم.
http://sokootefereshteh.blogfa.com
پاسخ:
ممنون! اومدم.

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله ی امنیتی را در کادر بنویسید. *