درباره پریسا

سلام.

من پریسا هستم.

متولد29شهریورماه1357و نابینای مطلق.

مبتلا به بیماری rp اگر درست خاطرم مونده (بیشتر…)

35 نفر این پست را پسندیدند.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 8 دیدگاه

آرامش سرد!

4شنبه ظهر. خدایا هر دفعه من از خونه میرم بیرون بعدش این مدلی گیجم اینکه نمیشه! بیخیال الان که برگشتم (بیشتر…)

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بومرنگ.

1شنبه عصر. میدونی چیه؟ الان سکته میزنم! بذار این1دونه رو نگم! من حرف خودم داخل دلم جا نمیشه ولی به خدا (بیشتر…)

۱ نفر این پست را پسندید.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 6 دیدگاه

صبح جمعه با درس و مشق و خیال.

صبح جمعه با درس و مشق و خیال.
باید درس بخونم. اگر چیزی عوض نشه امشب شب پرکاریه و فردا هم همینطور. کاش (بیشتر…)

2 نفر این پست را پسندیدند.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شب، تب، تمنا!

نیمه شب شنبه. شاید وارد1شنبه شده باشیم. از12گذشته. امشب دروغ گفتم. به مادرم دروغ گفتم. به برادرم. به (بیشتر…)

۱ نفر این پست را پسندید.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

1صبحِ1دفعه ای!

صبح زود5شنبه. الان باید خواب باشم. واقعا باید باشم! خواب بودم به خدا. اون بیرون2تا آقا جر و بحثشون شد (بیشتر…)

۱ نفر این پست را پسندید.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

خدایا دلم گرفته ازت!

2شنبه عصر. مادرم اینجا بود. رفته. خدایا من واسش چیکار میشه کنم؟ من واقعا سعی میکنم هرچی اون میخواد باشه (بیشتر…)

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

آشِ ذهن!

صبح2شنبه. درس واسه فردا. دیروز رفتم مدرسه. غیب شدن1دفتر بینایی مسخره آویزونه بهم. واقعا دست من ندادنش. (بیشتر…)

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

……………………………………

صبح شنبه. امروز کلاس. اوه2تا! ساعت4عصر. ساعت8عصر. امشب جلسه. فردا صبح مدرسه. الان درس. پس واسه چی الان (بیشتر…)

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

میان‌درسانه های جمعه!

بعد از ظهر جمعه. امروز مادرم از ارتفاعات میاد پایین. بیشتر از این نتونستم اون بالا نگهش دارم. هرچی گفتم (بیشتر…)

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کمی دم صبح بعد از اینهمه شب! فقط کمی!

بعد از ظهر5شنبه. امروز بدک پیش نرفتم. صبح زود از استرس1شنبه صبح پریدم و دیدم نمیتونم آروم ولو بمونم بلند (بیشتر…)

اولین کسی باشید که این پست را میپسندد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید: